Dar Gozare Ayam-يادش بخير

 
علی‌آبادی، سعیدلو ، تخلف مالی و بانک تات!
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸
 

علی‌آبادی، سعیدلو ، تخلف مالی و بانک تات!

علی‌آبادی، سعیدلو ، تخلف مالی و بانک تات!

ورزش > چشم‌انداز  - بانک تات پول های ورزش را پس می دهد تا مشخص شود چقدر وحدت رویه در میان مدیران دولتی ورزش کشور وجود دارد.

اختلاف با علی انصاری از سوی سازمان ورزش نشان از شکاف عمیق میان مدیران اصلی بدنه دولت در ورزش با یکدیگر دارد. حمله رجانیوز به علی انصاری و محمد علی آبادی بر سر اعتبارات ورزشی بانک تات و طرح اتهام تخلف مالی و برخورد حقوقی با این رئیس فدراسیون سابق نشان از اختلافاتی دارد که دو عضو اصلی بدنه دولت با یکدیگر پیدا کرده اند.اختلافی که حتی دامنه اش به تندرو ترین سایت حامی دولت کشیده می شود ، سایتی که زمانی تریبونی بود برای حامیان محمد علی آبادی تا منتقدان خود را مثلا در ماجرای فشار رسانه ها برای استخدام افشین قطبی ، متهم به بسیاری از روابط غیر حرفه ای کنند. این سایت اما حالا به جانبداری از رئیس سازمان ورزش علی آبادی را درگیر در یک تخلف مالی می داند و می نویسد:«مسولان سابق سازمانورزش که اختیارات بسیار زیادی داشتند ، در تصمیمی غیر قانونی ، اعتبارات سازمان ورزش را در این بانک خصوصی سرمایه گذاری می کنند تا این بانک بتواند مجوز فعالیت خود را دریافت کند.» و در پایان مطلب آمده است:« موجی از برخورد با سودجویان در ورزش به راه افتاده و با این متخلفین از سوی دستگاه قضایی کشور برخورد قانونی می شود.»

بانک مورد اشاره خصوصی اما بانکی نیست غیر از بانک تات به مدیریت علی انصاری سرپرست و رئیس پیشین فدراسیون دوچرخه سواری که به یکباره از سوی علی سعیدلو عزل شد. این بانک در زمان ریاست محمد علی آبادی در سازمان ورزش به دستور او توانست ده درصد از سپرده اولیه برای طی مراحل قانونی گرفتن مجوز بانک شدن را  از سرمایه گذاری بسیاری از فدراسیون ها و باشگاه های محبوب پایتخت فراهم کند. رقمی که نزدیک به 30 میلیارد تومان می شد و برای فدراسیون فوتبال رقمی نزدیک به 2 میلیارد تومان از اعتباراتش را از طریق صندوق حمایت از ورزشکاران که نماینده انحصاری تبلیغات لیگ برتر بود ، به این کار اختصاص داد و یا دو تیم استقلال و پرسپولیس هم مجموعا  2میلیارد تومان از درآمدهای تبلیغات شان را در لیگ برتر ، به این کار اختصاص دادند. این اتفاقات همگی با تاکید سازمان ورزش روی انجام گرفتند. همزمان ، برای انتخاب اعضای هیات رئیسه بانک به علی انصاری وکالت داده شد تا نماینده سازمان ورزش به عنوان یکی از سهامداران اصلی بانک باشد. 

این اتفاق گذشت تا مدیریت سازمان ورزش عوض شد و کادر جدید مدیریتی سازمان ورزش که در ابتدا رابطه ای صمیمی با اعضای هیات موسس بانک تات داشتند ، تصمیم گرفتند تا اختیار عضویت در هیات رئیسه شان را به شخصی غیر از علی انصاری بسپارند. اتفاقی که نیاز به برگزاری مجمع عمومی داشت اما اصرار سازمان ورزش سبب ایجاد اختلاف میان دو گروه شد و پس از آن تصمیم بر این گرفتند تا ورزش دیگر هیچ ارتباطی با بانک تات نداشته باشد و انصاری هم از ورزش حذف شود. 

همه این اتفاقات خیلی زود رخ داد و سازمان حتی 2 میلیاردی را که دو تیم استقلال و پرسپولیس برای بازی های لیگ نیاز داشتند از بانک تات گرفت و سهم این دو تیم را در بانک پس گرفت. پس از این اما در نامه ای به بانک یادشده اعلام شد تا پول های ورزش را پس دهد و این اتفاق هم در شرف انجام است. 

اینکه اما چرا ناگهان بحث سرمایه گذاری که تا 4 ماه قبل به عنوان یک پیروزی بزرگ برای ورزش لقب گرفته بود ناگهان تخلف مالی نام می گیرد ریشه در نغییر نگرش میان مدیران دولتی نسبت به یکدیگر پس از انتخابات ریاست جمهوری دارد . اینکه رجانیوز این سرمایه گذاری را یک تخلف مالی لقب می دهد و دبیر گروه ورزش یکی از خبرگزاری های حامی دولت که روزی این خبر را به عنوان یک اتفاق مهم روی خروجی خبر خود قرار داده بود ، در کنفرانس مطبوعاتی از سعیدلو می پرسد :« انشاالله چه زمانی بانک تات پول های ورزش را پس می دهد.» شاید حکایتی از تغییر نگرش در مدیران دولتی نزدیک به رئیس جمهور نسبت به یکدیگر است که تحلیل آن برای بدنه غیر دولتی کاری دشوار باشد.


 
comment نظرات ()
 
 
قوزها وشقیقه ها ،شرت زن شهردار و خدمت اعراب به ایرانیا
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸۸
 

خدا وقتی مردرا آفرید یک نگاهی بهش کرد وگفت:من بهتر از این هم میتونم خلق کنم....این نصف ماجراست باقیشو از من بشنوید.
وقتی که زن آفریده شد پس از مدتی خدا گفت :اِ،این چرا اینجوریه؟چقدر غرمیزنه سر این مرد بدبخت؟پدرهمه رو درآورده ،بذار یه نگاه دیگه بهش بندازم ببینم چش شده؟.تا نگاهش کرد دید پشتش نوشته شدهMade in chinaواز اونروز ببعد کسی نمیدونه که اون یکی مخلوق خدا کجاست؟و مرد مجبور شد با همین موجود ساخت چین سر کنه. حالا این چه ربطی به ادامهءداستان داره؟عرض میکنم

−−−−−−−−−−−−−−
باورتون میشه؟نه واقعاًباورتون میشه؟مابچه های خیابون پنجم شرقی و پنجم غربی که تا قبل از این مثل کارد و پنیر بودیمو وسایهءهمدیگرو باتیر میزدیمو حالا توی یک مجلس پارتی جمع شده بودیم و دوستانه مشغول خوش گذرونی بودیم. همهءاینا به لطف وجود اون آقای عربی بود که تشریف نجسشو آورده بود توی محل ما و داشت یواش یواش چنگ مینداخت به املاک اینو اون.
تاقبل از این رفتن به آمریکا هم انقدر دنگ وفنگ نداشت که رفتن ما ها به خیابون همدیگه.اما باورود جناب ابول...نشور تمامی اهالی دوتا خیابون متحد شدن که پدرشو در بیارن و تنها امیدشون آقای شفائی بود .
اینجور پارتیها معمولا اول باکلاس شروع میشد و رفته رفته تبدیل میشد به بازار مسگرا ،اول جوونا میومدن و یواش یواش سر وکلهء‌بزرگهای محل هم به یه بهونه ای پیدا میشد وبعد هم پیروپاتالای محل وموزیک ابتدا از راک تبدیل میشد به پاپ و پس از مدتی از پاپ به سنتی و در آخر هم با صلوات خداحافظی میکردیم ومیرفتیم خونه.
در این میون ما نخاله ها بودیم که یواشکی از هرقبرستونی بود عرق سگی پیدا میکردیم و میبردیم توی یه اتاق و پنهانی و هول هولکی میخوردیم و بعد عین بچه های خوب میومدیم میشستیم .اما چندبار براثر زیاده روی گند زده بودیم وآبرو ریزی شده بود 
چیکار میشد کرد؟تو اونزمان که دوتاکانال تلویزیونی بیشتر نبود وهمش روضه پخش میکرد وهیچ سرگرمی هم نبود،پس همه دوست داشتن تو اینجور مجالس بیان و سن وسالشون هم اصلا اهمیت نداشت .
البته اینو هم بگما،اینجور مجالس با تدابیر شدید امنیتی برگزار میشد چون اگه کمیته میفهمید پدرمون در میومد بخاطر همین هم چند نفر بنوبت وشیفتی توی محل دیدبانی میدادن و بمحض رؤیت کمیته خبر میدادن تا از طریق پشت بام و دیوار و حیاط خلوت پا بفرار بزاریم 
اونشب فضا خیلی مناسب بود چون توی خونهءروبرویی مجلس دعای کمیل گذاشته بودند و با بلندگو صداش همه جا پخش میشد 
تو این مجالس چون اکثر دخترا بچه محل بودن و نمیشد باهاشون حرف زد باید میسوختیم و میساختیم ولی تا یک دختر غریبه یا دختر بی برادری پاشو تو مجلس میذاشت مثل شغال از هر طرف میریختن دورش تا بلکه یک چیزی نصیب بشه 
با اتحاد دو خیابون پنجم شرقی و غربی برتعداد این دخترا افزوده میشد و با آوردن دوستاشون از محلهای دیگه نون پسرای محل شدیداًدر روغن بود 
−−−−−−−−−−−−−−−� �−−−−
این دوران نوجوونیه ما هم میگن خیلی حساسه جون عمشون .میگن رفتار پدر و مادر با فرزند جوونشون خیلی با ملاحظه باشه ،بابای منم همینطوره همین دیروز داشت میگفت :
پسر من با پسرای دیگه خیلی فرق داره مثل پسرای دیگه نه دنبال فوتباله نه دنبال سینما نه گردش نه هیچ چیز دیگه پسر من یه کره خر به تمام معناس که اگه لنگه داشت میبستنش به گاری .آخه تخم سگ این چه قیافه ایه؟ شرت زنونه تو دست تو چیکار میکنه .یه عمرهی سگ دو زدم و جون کندم که کره الاغ تحویل جامعه بدم ...
این حرفارو کیومرث با مهارت بینظیرش داشت یواشکی برای من وکامران تعریف میکرد و ماهم پشت میزی که نشسته بودیم دستمونو آورده بودیم جلو دهنمون که مردم نبینن و هر هر میخندیدیم .
عرض کردم مردم نفهمن.آخه مثلا اونشب یه پارتی دعوت شده بودیم .کیومرث ادامه داد :
دست بزنش که حرف نداره .یک چکایی میزنه که حس میکنم یه تلفن تو گوشم بوق اشقال میزنه،اصلا نصف حرفاشو نمیفهمم چون در حین چک زدن حرف هم میزنه 
بعد شروع کرد ادای باباشو درآوردن وپشت به مهمونا که توهم میلولیدن و حرف میزدن ایستاد و دستشو بعلامت چک زدن دراورد وبشکلی که نشون بده هردفعه که پدرش چکش میزده تو گوشش چه صدایی میداده شروع کرد
اینجوری ببین ،پسرهءکره ،بوووب بووب بووب ،مگه من صد دفه بوووب بووب بووب ،اگه یبار دیگه ..بووب بوووب بووب حالاگم شو از جلوی بوووووووووووووو. این چک آخریش انقدر محکم بود که صدای بوق آزاد میداد 
من و کامران ریسه رفته بودیم از خنده .نه فقط از داستان کیومرث بلکه چون پدرشو میشناختیم و قیافشو میتونستیم در اون حال تجسم کنیم .قیافش عین فلوکس قورباغه ای بود .وصداش عین دستفروشای گوشهءمیدون انقلاب .وقتی شاکی میشد صداش دورگه میشد .
کامران وسط خندیدن آهی کشید و گفت:حیف عرضهء قایم کردنشو نداشتی ،این خودش یه روز میشد مدرک
کیومرث با حال جدی برگشت به کامران گفت .همش تغصیر تو گاومیشه ،شرت زنیکه رو بلند کردی دادی بمن که مبادا کسی تو دستت ببینه تازه چه مدرکی ؟چرت میگی بیخود
با خنده گفتم .ول کنید بابا هرچی بود گذشت ،قربون دستت کیوجان ازپشتت یه خیار بنداز اینجا
کیومرث درحالی که از ظرف پشت سرش خیارو برمیداشت گفت :بله برای جناب عالی که از زیر مسئولیت در میری همیشه گذشته ها گذشته .
−کدوم مسئولیت ؟این آقا شرتو برداشت بعنوان سند جرم ،جنابعالی هم ازش گرفتی ،به من چه مربوط؟
توهمین حرفا بودیم که یکهو بابک با هیکل گندش درحالی که یک پیت بزرگ دستش بودپرید تو وا بادستش به جمع پسرا اشاره کرد رسید رسید
بابک یکی از رفقای بامزه ای بود که با هیکل گندش ادا اطوارای خیلی بامزه ای درمیاورد وعشقش عرق خوری بود .پدرش یک سرهنگ زمان شاه بود و بشدت به دیسیپلین اهمیت میداد و بابک هم جلوی اون تظاهر به رعایت مقررات میکرد ولی بشدت دیسیپلین میسیپلین حالیش نبود .
بله داشتم میگفتم با یک دبه پر از عرق اومد تو و بطرف ماها اشاره کرد که :رسید رسید
کیومرث گفت ایول بریم 
گفتم تورو جدت ول کن مگه یادت نیست سری قبل این مرتیکه انقدر خورد که رو میز خونشون پشتک زد و میز از وسط نصف شد 
کامران گفت نمیذاریم زیاد بخوره
باتمسخر گفتم :آره ارواح عمت یکی باید جلوی تورو بگیره 
کیومرث دست من و کامرانو کشید و گفت بریم بابا بریم 
رفتیم توی اتاق و کمی عرق رو با شربت آلبالو قاطی کردیم دریک چشم بهم زدن دادیم بالا ودر راه برگشتن به مجلس بودیم که دیدم رضا با دست به گوشهءمجلس اشاره میکنه .دیدم اونطرفتر چندتا از پسرای پنجم شرقی دور یک دختری جمع شدن و دارن زبون میریزن ،زدم به کامران و یواش گفتم بیا بریم ببینیم کیه؟
چشمتون روز بد نبینه بااینکه هفت هشت کیلو پودر و کرم و کوفت و زهرمار مالیده بود رو صورتش بازم قیافش غیرقابل تحمل بود .قیافمو مثل کسی که جن دیده کردم و برگشتم سرجام .
رضا اومد وباتشر گفت.چرا رفتین ؟با حالت چندش شده گفتم این کی بود دیگه؟‌
−بابا خیلی باکلاسه
−کلاس تو سرش بخوره قلبم ریخت .عین دیو میمونه
−درسته قیافش کج وکولس اما اروپا بوده
−خوب باشه ،مگه تو اروپا میمون نیست بد بخت سرسپرده؟
−ادای برادربسیجیارودرنیاربابا جون مادرت ،این پدرش تاجره همش میره اروپا و میاد .خودشم تازه از اروپا اومده
اونزمان که مثل الآن نبود که‌مردم اکثراً یا خودشون خارج رفته باشن یا یکنفرو (حالا چه عضوخانواده،چه دوست چه آشنا چه فامیل)در خارج داشته باشن.سر همین یکیو که میدیدن از خارج اومده انگار که از کرهءماه برگشته ،قربونش برم هرکسیشون هم که میرفت اروپا یا آمریکا ،یامیگفتن مهندسه یا دکتر .کوچیک کوچیکشون هم پدر این دختره بود که همه میگفتن تاجره 
قیافمو کج کردمو با بی تفاوتی به رضاگفتم :از هرگوری میخواد،اومده باشه ،آدم روش نمیشه با این عفریتهءپوزه دراز تا لبو فروشی بره
تو همین صحبتا بودیم که دختره برای برداشتن میوه اومدطرف ما و بعد کنار من ایستاد بافیس و افاده پشت چشم ورقلمبیدشو نازک کرد و بی مقدمه گفت 
من مدته زیاد بود ...در خارج زندگی داشتم ...ببکشید اگه کمی لحجه دارم 
لجم گرفته بود چشامو ریز کردم وبه سرتاپاش نگاه کردم .واه واه چه پوزه ای عین کلهءپختهءگوسفند دندوناش زده بود بیرون ،یک من کرم وپودر روصورتش مالیده بود وشده بود این تودلم گفتم بدون آرایش چه عجوزه ای میشه این!!!؟؟؟با بیتفاوتی رومو کردم اونور و گفتم 
خوب خوش بگذره
دوباره گفت ،من یک مدت دراروپا بودم و بعضی اسمها یادم رفته اسم این به فارسی چیست؟
پوزخند زدم و گفتم:اسم این خیار میباشد .اسمش در اونجا که شما بودید چه بود؟
یکّه خورد ،معلوم بود نمیدونست دوباره پرسیدم اونجا که شما بودید به خیار چی میگن؟دید همه باکنجکاوی نگاهش میکنن هول شد و دستپاچه گفت:من در کشوری که بودم خیار نمیخوردم 
دوباره چشاموریز کردم و پرسیدم :کدوم کشور بودید؟
نفس عمیقی کشید و گفت :خوب من مدتی آنکارا بودم و بعد هم دوماه در قسمت اروپایی استامبول با پاپا بودیم و...
باخنده گفتم:ترکیه؟بودید؟دوماه؟ان� �قت لحجتون برگشته؟
باکلافگی و عصبانیت بهم نگاهی کرد و با لحجهء عتیقش گفت :به شما چه ربطی داره؟مگه فضولی؟بعد با عصبانیت و بسرعت ظرف میوشو انداخت رو میز و سریع رفت اونطرف مجلس.کامران درحالی که یواش یواش میخندید گفت:
−تو مگه کرم داری پسر ،قیافه که نداره حداقل بذار طفلک چسیشو بیاد 
−هرغلطی میخواد بکنه من از این دخترای ننر بدم میاد .باقیافشم کاری ندارم ،ملکهءزیبایی هم باشه من کلا از دختر لوس بدم میاد.بعد با تمسخر گفتم حالا پاپاش کیه ؟
کامران گفت:من چه میدونم
بابک که نزدیکمون بود و حرفمونو میشنید پرید وسط و گفت بابا جون پاپاش میدونی کیه؟اسمال دستفروش
پرسیدم اسمال دستفروش کیه دیگه؟
−یکی بود تا دوسال پیش دستفروش بود و لباس میفروخت .بعد درحالی که باسنشو قرمیداد ادامه داد بعداز یه مدت رفت از اونور خلیج لباسای مارک دار قاچاق آورد وکارش گرفت،تازگیاهم میره ترکیه از اسمال آقا هم تبدیل شده به پاپا و جناب تاجر
من وکامران وکیومرث هم هرهر شروع کردیم به خندیدن ،برگشتم گفتم بریم یه کم دیگه عرق خوری؟کامران گفت آره مال منم تموم شد 
تا اومدیم بریم طرف اتاق دیدیم یکی از در ورودی پرید تو و داد زد کمیته داره میاد زود بساطو جمع کنید
با سرعت فوق العاده ای ما به اتفاق تمام حاضرین درمجلس رفتیم بالا پشت بوم و در سکوت مطلق منتظر شدیم که تا کمیته اومد تو از پشت بوم بپریم و فرار کنیم چون در غیر این صورت امکان داشت با ماشین کل محلو ببندن ولی وقتی میومدن تو دیگه فرصت تعقیب مارو نداشتن 
باچشمای گرد در سکوت مطلق منتظر ورود ماشین کمیته بودیم یهو بابک گفت.آآآخ مشروب پایینه بیان تو پدر رضا اینا درمیاد من برم زود میام ،گفتم:صبرکن منم بیام لیوانارو جم کنم که اگه بوکنن کارتمومه و اومدم که باهاش برم پایین که یکی از توی جمعیت بلندگفت اومدن اومدن
مثل مجسمه سرجامون خشکمون زد چهارتا ماشین از بالای خیابو وسه تا پاترول از پایین با ده بیست تا از این زنای چادرچاخچولی ازدوطرف امدن ،قلبمون داشت مثل طبل میزد .ولی ناگهان دیدیم که همشون بجایی که بیان تو خونه ای که ماهستیم دیدیم ریختن تو خونه ای که ازش صدای دعا میاد به فاصلهءپنج دقیقه دربرابرچشمای بهت زدهءما که عین مجسمه بالاپشت بوم داشتیم نگاه میکردیم اومد دم در خونهءروبرویی ایستاد و ما هنوز همینجوری ماتمون برده بود که چه خبره 
چشمتون روز بد نبینه در خونهءروبرویی باز شد یه سری آدم تو پتو پیچیده دونه دونه آوردن و انداختن تو اتوبوس .حالا جریان چیبود؟
اونجور که ما بعدها فهمیدیم گویا چند نفری که از محل رد میشدن و صدای دعارو میشنیدن یکیشون به ذهنش میرسه که:ای بابا دعای کمیل رو که شب جمعه برگزار میکنن ولی امشب که شب پنجشنبه هستش .ازرفیقش میپرسه اونم کنجکاو میشه و از یک رهگذری میپرسه نگو طرف کمیته ای بوده و شاخکاشو تیز میکنه که ببینه چه خبره از اونور هم خواهرشو میفرسته بره تو خواهرش میره تو و میبینه واه واه واه الکی نوار دعا گذاشتن و خودشون دسته جمعی عازم سانفرانسیسکوشدن
خلاصه اونشب همینجوری بهت زده داشتیم دستگیریه مومنین خونهءروبرویی رو تماشامیکردیم .بعضی زنا ناله والتماس میکردن و در حالی که عریان زیر پتو بودنو سعی میکردن خودشونو بپوشونن زار میزدن یکهو دیدیم یکی توی پتو از دراومد بیرون و زجه مویش از زنا بیشتره یک آن پتو از سرش افتاد و باسن پنجاه اینچیش افتاد بیرون کیومرث بلند گفت آقامراده
گفتم سسسس خفه صداتو میشنون
انداختنش تو اتوبوس پشت سرش سه تا کمیته ای یک مردوزنو آوردن بیرون ولی هولشون نمیدادن بجایی که اونم بندازن تو اتوبوس بردنشون تو ماشین پاترول تو دست کمیته ایه یک پارچهءسفید مثل کلم بود .بله عمامه بود عمامهءیک آخوند همه آروم باهم گفتیم آقای شفائی
ادامه دارد





 
چارلی چاپلین: خوشبختی یعنی فاصله این بدبختی تا بدبختی بعدی


 
comment نظرات ()
 
 
چهره نگاری
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸۸
 

رکورد گل در یک بازی ملی در دست او است. هفت گل برابر مالدیو و شش گل برابر گوام اما بهترین هافبک گلزن تاریخ فوتبال ملی ایران، حالا برای اولین‌بار در یک دوره از مسابقات لیگ به 10 گل رسیده است، حادثه‌سازی بالاتر از اینکه در تیمی با داشتن مهاجمانی مثل محسن خلیلی، اشپیتیم آرفی، هادی نوروزی و... کسی بهترین گلزن است که در مسابقات لیگ ایران به صورت سازمانی هافبک دفاعی پرسپولیس بوده است. کریم باقری با زدن این 10 گل خودش را به یک رکورد تازه در 36 سالگی رساند. رکوردی که قابل توجه و قابل وصف است و به خاطر ثبتش باید او را ستود.

ظاهرا تنها با حضور امیر قلعه‌نویی است که برهانی می‌تواند خوب گل بزند. استقلال برابر تیم پاس، یعنی تیم سابق آرش، یک بر صفر برنده شد اما مساله اینجاست که آرش در این بازی موقعیت‌های گلی را از دست داد که به قول قدیمی‌های فوتبال نزدنش از زدنش سخت‌تر بوده است. آرش برهانی 26 ساله که سال گذشته با به ثمر رساندن 21 گل‌زده در این عرصه به بالاترین نصاب از گلزنی را به جای گذاشت، حالا به شیوه دو سال قبل، عملکردش در محوطه جریمه حریفان تا حدودی خنده‌آور شده است. صحنه از دست دادن فرصت‌هایش را که در بازی استقلال - پاس به یاد دارید؟

بزرگترین انتقام را در لیگ ایران لوکا گرفت. لوکا که با فولاد و مس در لیگ امسال عملکرد خوبی نداشت بعد از اخراجش از فولاد به تیم فوتبال مس‌کرمان رفت. بازی مس - فولاد، بازی بازگشت لوکا به اهواز بود. شهری که در واقع اخراج لوکا را برای اولین‌بار در لیگ ایران سبب‌ساز شده بود. بوناچیچ توانست با نتیجه چهار بر صفر تیم سابق را شکست داده و یک انتقام تاریخی بگیرد. فولاد هیچ‌گاه به یاد نداشته که در شهر خودش با این شکست وحشتناک، تماشاگرانش را ناامید کند.

کارهای بزرگ از آدم‌های بزرگ سر می‌زند، کارهای عجیب را هم آدم‌های عجیب مرتکب می‌شوند. خداداد از دسته آدم‌هایی است که هم بزرگ است، هم عجیب! او در لیگ امسال، کارش را با تیم فوتبال استقلال‌اهواز شروع کرد، رفت، برگشت، رفت و حالا یک‌بار دیگر برگشته و بار دیگر تیم فوتبال استقلال‌اهواز را ترک می‌کند. خداداد عزیزی با رکورد سه بار خارج شدن از تیم استقلال‌اهواز، آن هم در یک سال، رکوردی را ثابت کرده که در تاریخ فوتبال ایران بی‌سابقه است.

گل زدن به یک تیم، آن هم تیم سابق، طعم خاصی دارد. این روزها دو مدل برای این نوع گل زدن و ابراز احساسات بعد از گلزنی وجود داشته است. اول شادی نردن و دُم پوشیدن پیراهن تیم سابق زیر پیراهن اصلی یعنی کاری که مهرداد اولادی با پیراهن تیم فوتبال ملوان بندر‌انزلی برابر تیم فوتبال پرسپولیس انجام داد. اولادی 24 ساله با این کارش یک نتیجه مثبت دیگر هم گرفت و تیم سابق را به جذب دوباره‌اش راغب کرد. پدیده سه سال قبل فوتبال ایران، حالا با زدن یک گل تاریخی به تیم سابقش در کانون اتفاقات و حوادث جاری در فوتبال ایران قرار گرفت.

بازیکن عراقی در تبریز به یک قدیس تبدیل شد. تراکتوری ها دوست نداشتند هیچ تیمی را به اندازه استیل‌آذین تحقیر کنند که البته آنها به لطف داور از عهده این مهم برآمدند. البته لطف داور، به شکل اشتباهات سهوی داوری برای آنها نمود پیدا کرد. جاسم کرار، با زدن این دو گل بعد از واسیلی گوجا تبدیل به دومین بازیکن محبوب تاریخ فوتبال تراکتور‌سازی تبریز شد. او بعد از زدن گل‌ها، به عنوان پاداش، مرخصی گرفت و به عراق رفت. تراکتور‌سازی، حالا در لیگ ایران مقام ششم را برای خودش تقریبا تثبیت شده می‌بیند.

ثانیه 15 دیدار سپاهان برابر شاهین بوشهر سریع‌ترین گل تاریخ لیگ ایران رقم خورد. این گل را ابراهیم توره برابر تیم شاهین بوشهر رقم زد. با این گل خیال سپاهان برای بهره‌مندی از امتیاز صدرنشینی بلامنازع دیگر کاملا راحت شد. البته سپاهان در لحظات بعدی گل دوم را زد و بردش را تثبیت کرد اما لطف برد شیرین سپاهان به همین گل ثانیه پانزدهمی بود که ابراهیم توره به ثمر رساند. توره حالا با این گل به مرز ثبت 35 گل در تاریخ لیگ فوتبال کشورمان رسیده است.

دیگر او نمی‌تواند از چیزی گله‌مند باشد به جز شانس بدش! پیکان که هفته قبل سه امتیاز بازی را در هفت دقیقه آخر بازی از دست داده و برد دو بر صفرش برابر تیم فوتبال پاس‌همدان به تساوی دو بر دو بدل شده بود این هفته برابر تیم صبای‌قم هم با نتیجه یک بر یک متوقف شد و این‌بار هم گل حریف در دقیقه 90 وارد دروازه تیم پیکان شد تا حمید درخشان در دو هفته چهار امتیاز خودش را در لحظات پایانی برابر حریف تمام شده و از بین رفته ببیند.


 
comment نظرات ()
 
 
ناظمی به دایی: بی‌خیال پولت شو
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸۸
 

مازیار ناظمی در آخرین مطلبی که روی وبلاگش قرار داده از علی دایی خواسته که از خیر شکایتش از فدراسیون فوتبال بگذرد: «باور نمی‌کنی وقتی خبر تهدید اسطوره فوتبال را از کشورش به فیفا می‌خوانی، باور نمی‌کنی وقتی می‌شنوی اسطوره‌ای که میلیاردی سرمایه‌های مادی و معنوی ورزش این کشور به پایش ریخته شده، از فدراسیون فوتبال کشورش غرامت می‌خواهد! البته اگر مثل همیشه او بیشتر از همه نداند و معنی غرامت را فهمیده باشیم، درست مثل همان روزهایی که سرمربی بود و اگر نقدش می‌کردند، سوال می‌کرد شما اول تاکتیک را برای من تعریف کن!... صحبت از غرامت و خسارت است و پافشاری اسطوره بر دریافت آن بدون دخالت مقامات فیفا، خیلی دلم می‌خواهد اسطوره کمی هم به خسارت‌های ما و این فوتبال فکر کند.» ناظمی اگر چه در مطلبش، دایی را اسطوره خطاب کرده اما تا توانسته از او انتقاد هم کرده است: «زمانی که در جام جهانی آلمان، به رغم آماده نبودن در تیم ماند و پیش آمد آنچه دیدید! زمانی که سال‌ها در نوک حمله تیم ملی ماند تا بهترین استعدادهای فوتبال این کشور پشت در لابی او با خدا! بمانند و هی گل بزند تا برسد به مرز صد و بیشتر، زمانی که قطبی در شیراز با خبر سرمربیگری تیم ملی دور خداحافظی می‌زد! و او در تهران بر صندلی سرمربیگری راحت نشسته بود، زمانی که عالم و آدم از او خواستند بابا از خر شیطان بیا پایین و ستاره‌ها را نسوزان! ولی کجا بود آن گوش شنوا، زمانی که هرچه خواست بر فدراسیون و فوتبال ملی حکم کرد و همه لاجرم پذیرفتند از لباس تیم ملی تا...، زمانی که در خود همین تهران و جلوی صد هزار تا به عربستان باخت و گفت امروز اسطوره نباخته، تیم ملی باخته؟!... اگر هم گفتی این فدراسیون توان برکناری اسطوره را نداشت که خود جای سوال بی‌شمار است، پس چرا باید امروز تاوان این انتخاب تحمیلی را بدهد آن هم از جیب مردم... اسطوره این مردم خیلی بزرگوارند که از خیر غرامت ناکامی شان در دو دوره جام جهانی که تو مستقیم و غیر مستقیم در آن نقش داشتی گذشته‌اند و هم هنوز تو را در نظر سنجی‌ها بهترین می‌دانند، پس بیا کرامت و گذشت را از آنها بیاموز، اسطوره کوتاه بیا و خاطرات خوبت را از ما نگیر.»


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸۸
 

لیگ تخت جمشید LEAGUE TAKHT-E-JAMSHID

درسال 1339 مصطفی مکری ، رئیس فقید فدراسیون فوتبال ، به جای مسابقات سالانه کشوری ،‌تیم های باشگاهی را از هر شهر به مسابقات کشوری در ساری گسیل داشت . از جمع تیم های قدرتمند تهرانی ، شاهین ،‌ دارایی ، کیان و تاج از حضور در این مسابقات انصراف دادند و تیم سپه تهران در این مسابقات شرکت کرد .بنابراین یاران قدرتمند تهرانی در تیم های مختلف کشوری پراکنده شدند . 

شاهین آبادان با حضور شاعری ،‌حمید جاسمیان ،‌پرویز دهداری ،‌ حمید برمکی ،‌منوچهر سالیا و ... قهرمان این رقابت ها شد . دهداری ،‌ کاپیتان اولین تیم قهرمان تاریخ فوتبال باشگاهی در ایران بود . 

1349
کمی به شکل لیگ 

لیگ ایران د رسال 49 به شکل منطقه ای برگزار شد . هشت تیم از چهار گروه به مرحله نهایی صعود کردند . تیم ها در دو گروه چهار تیمی با هم رقابت کردند . مسابقات مرحله نهایی در ماه دی و بهمن 49 انجام شد . قهرمان : تاج سابق ( استفلال ) با ستارگانی مثل ناصر حجازی ،‌ نصرالله عبداللهی ،‌جواد قراب ،‌مسعود معینی ،‌ مهدی لواسانی ،‌ اکبر کارگر جم ، پرویز قلیچ خانی ، علی جباری ، غلامحسین مظلومی ، رضا عادلخانی ،‌ منصور پورحیدری و با مربیگری زدراوکو رایکوف قهرمان این رفابت ها شد .
استقلال(1)،پاس(1)،پرسپولیس(1)،برق تهران(1)،کارگر آبادان(1)،تاج آبادان(1)، تاج شیراز(1)و آریای مشهد(1) ‌هشت تیم حاضر در مرحله نهایی این دوره بودند .
بدون تردید می توان از پرویز قلیچ خانی ( تاج ) حسینعلی کلانی ( پرسپولیس ) و اصغر شرفی ( پاس ) به عنوان بهترین بازیکنان این دوره یاد کرد .
فصل خاطره انگیز این رقابتها ،‌جنجال در بازی روز 17 دی ماه بین پرسپولیس و اسقلال بود . دیداری که منجر به خروج پرسپولیسی ها از زمین و شکست آنها به حکم کمیته انظباطی شد .

1350 
کودتای سرخ 

شکل لیگ سال 50 که از دی ماه 50 تا فروردین 51 برگزار شد شباهت زیادی به لیگ سال 49 داشت ،‌ هشت تیم از چهار منطقه به دور نهایی آمدند اما این بار هشت تیم در یک گروه با هم به رقابت پرداختند .
قهرمان : پرسپولیس با حضور هادی طاووسی ،‌بهرام مودت ،‌برادران وطنخواه ،‌ جعفر کاشانی ،‌ اسماعیل حاج رحیمی پور ،‌محراب شاهرخی ،‌ابراهیم آشتیانی ،‌فریدون معینی ،‌علی پروین ،‌اصغر ادیبی ،‌همایون بهزادی حسینعلی کلانی و صفر ایرانپاک قهرمان مطلق این دوره شد .آلن راجرز قهرمان پرسپولیس شد .
استقلال(2)،پاس(2)،پرسپولیس(2)،عقاب تهران(1)،سپاهان(1 )تاج مسجد سلیمان(1)جم آبادان(1)و تاج نوشهر تیم های حاضر در این رقابت ها بودند .
بهترین بازیکنان این دوره هر سه از تیم پرسپولیس بودند . حسین کلانی ،‌ صفر ایرانیاک و علی پروین این سه مرد بودند .
اوج این رقابت ها در دیدار پرسپولیس و استقلال رقم خورد ،‌ پرسپولیس در هفتمین دیدارش برابر استقلال برای اولین بار پیروزی را تجربه کرد . این دیدار روز 15 بهمن سال 50 برگزار شد و طی آن تیم فوتبال پرسپولیس موفق شد حریف را با نتیجه شش بر یک شکست دهد .

1352 
معجزه سرخپوشان 

در سال 1352 اولین دوره مسابقات فوتبال لیگ تخت جمشید بعد از یک کنکور فشرده ورودی برگزار شد و 12 تیم برتر از تیر ماه سال 52 تا دی ماه آن سال ماسبقات خود را برگزار کردند . 
قهرمان : پرسپولیس اولین قهرمان دو جامه لیگ ایران بود که با همان ستارگان قهرمان سال 50 با اضافه شدن مردانی چون مسیح مسیح نیا و محمد دستجردی عنوان قهرمانی را در رقابت های به دست آورد . آلن راجرز بار دیگر سرمربی تیم بود .
استقلال(3)،پاس(3)،پرسپولیس(3)،عقاب(2)،ملوان(1)،صنعت نفت(1)،راه آهن تهران(1)،بانک ملی تهران(1)،نورد اهواز(1)ذوب آهن(1)،برق تهران(1)و ماشین سازی تبریز(1)تیم های حاضر در این رقابت ها بودند .
علی پروین ستاره لیگ اول تخت جمشید بود و کارو حق وردیان از استقلال و ابراهیم آشتیانی از پرسپولیس سایر ستاره های موفق و بزرگ سال بودند . 
در رقابتهای لیگ اول تخت جمشید یک معجزه به وقوع پیوست و طی آن تیم فوتبال پرسپولیس در روز 16 شهریور سال 52 با نتیجه شش بر صفر تیم قدرتمند تاج سابق را شکست داد. بردی که امروز به تاریخ فوتبال ایران الصاق شده است . 

1353
سلطه به رنگ آبی 

در سال 1353 لیگ دوم تخت جمشید با شکل و شمایل لیگ اول با شرکت 12 تیم برگزار شد . در این دوره از رقابتها زمان شروع و پایان لیگ تغیری با سال قبل نداشت . تنها جای قهرمان رقابتها عوض شد . 
قهرمان : استقلال /قهرمانی آبی پوشان با پرسپولیس مساوی شد .استقلال با ناصر حجازی منصور رشیدی ،‌ عزت جانملکی ،‌ اکبر کارگر جم ،‌ مسعود وعباس مژدهی ،‌ منصور پورحیدری ،‌علی جباری ،‌خواد قراب ،‌کارو حق وردیان ،‌غلامحسین مظلومی و ... قهرمان لیگ دوم تخت جمشید شد . رایکوف سرمربی استقلال بود .
تیمهای استقلال(4)،پاس(4)،پرسپولیس(4)،هما(1)،صنعت نفت(2)ملوان(2)،بانک ملی(2)،عقاب(3)،راه آهن(2)،سپاهان(2)،ذوب آهن(2)وآب و برق اهواز ( نورد سابق ) (2)تبم های حاضر در رقابتها بودند .
دیدار آخر لیگ دوم تخت جمشید در روز 27 آذرماه سال 53 برگزار شد و به رغم پیروزی دو بر یک پرسپولیس برابر رقیب استقلال قهرمان تهران شد . در این بازی جعفر کاشانی ،‌محراب شاهرخی ،‌حسینعلی کلانی و ... آخرین بازی های خود را برای پرسپولیس انجام دادند . محسن زمانی هم داور دیدار بود . زمانی 17 سال بعد بار دیگر این دیدار را قضاوت کرد .

1354 
پرسپولیس جام را پس گرفت 

در سال 54 لیگ ایران با افزایش تعداد تیم ها با شرکت 16 تیم برگزار شد . لیگ 54 از اسفند سال 53 شروع شد ودر آذر ماه سال 54 به پایان رسید و پرسپولیس جام قهرمانی را پس گرفت .
پنج قهرمان : ( پرسپولیس )‌ در تیم پرسپولیس بهرام مودت ،‌ حسین قراخانلو ،‌ ابراهیم آشتیانی ،‌جواد الله وردی ،‌ بیژن ذوالفقار نسب ،‌یعقوب فاطمی مقدم ،‌محمد دادکان ،‌علی پروین ،‌اصفر ادیبی ،‌فریدون معینی ،‌ صفر ایرانپاک ،‌محمود خوردبین و ... حضور داشتند . بیوک وطنخواه سرمربی پرسپولیس بود . وطنخواه اولین سرمربی ایرانی قهرمان لیگ محسوب می شد .
تیم های پرسپولیس(5)،هما(2)،پاس(5)،استقلال(5)،ابومسلم(1 )،دارایی(1)،ملوان(3)،صنعت نفت(3)، ذوب آهن(3)،بانک ملی(3)،سپاهان(3)،آرارات(1)،نیروی اهواز(3)،برق شیراز(1)راه آهن(3)وتراکتور سازی تبریز(1)تیم های حاضر در این رقابتها بودند .
ستارگان برتر لیگ سوم تخت جمشید علی پروین از پرسپولیس ،‌ناصر نورایی از هما و محمد صادقی از تیم فوتبال پاس بودند .
اتهام دوپینگ استقلالی ها را در اردیبهشت سال 54 همایون بهزادی سرمربی وقت پرسپولیس بعد از شکست سه بر یک پرسپولیس برابر حریف زد . این اتهام در مجامع فوتبالی زیاد جدی گرفته نشد .

1355
یک قهرمان بجز سرخابی ها 

در سال 55 لیگ ایران با حضور همان 16 تیم در همان تقویم و همان زمان برگزار شد . لیگ 55 یعنی لیگ چهارم تخت جمشید از ا سفند 54 تا آذر ماه 55 به طول انجامید .
قهرمان : پاس ، در تیم پاس سال 55 رضا قفلساز ، مجید حلوایی ،‌ بهروز صحابه ، حسین گازرانی ،‌حسین ضرابی ، مهدی مناجاتی ،‌همایون شاهرخی ،‌محمد صادقی ،‌ حسین فرکی و محمود حقیقیان یاران تیم قهرمان بودند که با مربیگری حسن حبیبی قهرمان شدند .
پاس تهران(6)،پرسپولیس(6)،شهباز(1)،استقلال(6)،دارایی(2 )،نیروی اهواز(4)،ملوان(4)،هما(3)،ماشین سازی(2)،بانک ملی(4)،برق شیراز(2)،آرارات(2)،صنعت نفت(4)،سپاهان(4)ذوب آهن(4)و ابومسلم مشهد(2)تیم های حاضر در مسابقات لیگ چهارم تخت جمشید بودند .
حسین گازرانی از تیم پاس قهرمان ،‌ علی پروین از پرسپولیس و پرویز قلیچ خانی از تیم دارایی بهترین بازکنان لیگ در این سال بودند .
این درست که دارایی با 21 تساوی در 30 بازی رکورد تاریخ فوتبال ایران را شکست اما همین دارایی طی هفت برد خود پرسپولیس و استقلال را شکست داد .

1356
تکرار بزرگی سبز جامگان 

تیم فوتبال پاس در سال 56 قهرمانی را در لیگ ایران یعنی لیگ پنجم تخت جمشید تکرار کرد و بار دیگر قهرمان رقابتها شد . لیگ پنجم تخت جمشید با شرکت 16 تیم از اسفند 55 آغاز و در بهمن ماه سال 56 به پایان رسید .
قهرمان : پاس ،‌ با حضور رضا قفلساز ،‌مجید حلوایی ،‌حسین گازرانی ،‌ حسین ضرابی ،‌مهدی مناجاتی ،‌همایون شاهرخی ،‌محمودحقیقیان ،‌ مجید مشتری ،‌بهتاش فریبا ،‌ضیا عربشاهی ،‌حسین فرکی و ... با مربیگری حسین حبیبی صاحب عنوان قهرمانی دراین دوره از رقابتها شد .
پاس تهران(7)،پرسپولیس(7)،ملوان(5)،استقلال(7)تراکتورسازی تبریز(2)،صنعت نفت(5)،برق شیراز(3)،ذوب آهن(5)،نیروی اهواز(5)،ماشین سازی(3)،شهباز(2)،هما تهران(4)،سپاهان اصفهان(5)،بانک ملی تهران(5)،دارایی(3)و راه آهن(4)تیمهای حاضر در لیگ پنجم تخت جمشید بودند .
محمد صادقی از تیم فوتبال پاس تهران غفور جهانی از تیم ملوان بندر انزلی وعلی پروین از پرسپولیس بهترین بازیکنان لیگ این سال بودند .
شکست سه بر صفر پرسپولیس برابر تاج سابق که بسیار جوانتر بود اتقاق عجیب لیگ در اردیبهشت 56 بود که باعث شگفتی در بهار سال مورد اشاره بود .

1357
انقلاب و لیگ نیمه کاره 

لیگ ششم تخت جمشید با زبانه گرفتن شعله های انقلاب در هفته سیزدهم متوقف شد که البته در این زمان شهباز صدرنشین بود . مسابقات لیگ ششم تخت جمشید از اسفند ماه سال 56 شروع شد . صدرنشین شهباز با ستارگانی چون ناصر حجازی ،‌کمال خلیلیان ،‌اصغر صدری ،‌نصرالله عبداللهی ،‌ابراهیم قاسم پور محمود حقیقیان ،‌حمید مجد تیموری ،‌غلامحسین مظلومی و محمدرضا عدلخانی با مربیگری فرانس فان بالکوم هلندی در رقابت ها حاضر شد .
در لیگ نمیه کاره سال 57 تیم های زیر در رقابتها شرکت داشتند .
شهباز(3)پرسپولیس(8)،استقلال(8)،پاس(8)،نیروی اهواز(6)،ملوان(6)،بانک ملی(6)،تراکتورسازی(3)،صنعت نفت(6)،برق شیراز(4)،ماشین سازی(4)،ذوب آهن(6)،رستاخیز خرمشهر(1)،ابومسلم مشهد(3)،دارایی(4)وهمای تهران(5)تیم های حاضر در رقابتها بودند .
تازمان تعطیلی لیگ حسین فرکی ( پاس ) ابراهیم قاسمپور ( پاس )‌محمد مایلی کهن ( پرسپولیس )‌ بهترین بازیکنان حاضر در مسابقات لیگ بودند .
شکست دو بر یک پرسپولیس برابر پاس در هفته دوم رقابت ها مهمترین اتفاقی بودکه در مسابقات نیمه کاره لیگ رخ داد . 

لیگ قدس 
1368
برابر با رکورد پرسپولیس 

از سالهای 64 تا 67 در ایران لیگ استانی قدس برگزار شد اما لیگ استانی در سال 68 با شرکت 22 تیم در دو گروه 11 تیمی به شکل باشگاهی برگزار شد . لیگ باشگاهی قدس از تیر ماه سال 68 آغاز شد و تا خرداد ماه سال 69 به طول انجامید .
استقلال :‌قهرمان / احمدرضا عابدزاده ، سعید عزیزیان ،‌شاهین بیانی ، جواد زرینچه ،‌رضا حسن زاده ،‌فرشاد فلاحت زاده ،‌صادق ورمزیار ،‌عباس سرخاب و ... به مربیگری منصور پورحیدری در این رقابتها شرکت داشتند . تیم های عجیبی در این مسابقات برای اولین و آخرین بار در لیگ حضور داشتند .
پرسپولیس(9)،استقلال(9)،ملوان(7)،دارایی(5)،تراکتورسازی(4)،سپاهان(5)،صنعت نفت آبادان(7)،ماشین سازی(5)،بانک سپه تهران(1)،جنوب اهواز(1)،کما شیراز(1)،پیام مشهد(1)،استقامت یزد(1)،کاوه بندرعباس(1)،تام اصفهان(1)شهرداری ساری(1)،پاس بوشهر(1)،استقلال انزلی(1)،خیبر خرم آباد(1)،پاکدیس ارومیه(1)،گسترش اراک(1)تیم های این رقابتها بودند . حضور این همه تیم که اولین تجربه لیگی خود را پشت سر می گذاشتند جالب بود . بهترین بازیکنان این دوره را می توان احمدرضا عابدزاده از تیم های تام اصفهان و استقلال مجتبی محرمی از تیم پرسپولیس و صمد مرفاوی از استقلال دانست .
دیدرا جنجالی و زیبای پرسپولیس و استقلال در فینال این رقابتها با پیروزی دو بر یک استقلال به پایان رسید .
سوژه عقد عجیب عابدزاده 
احمدرضای جوان یک نیم فصل را برای تیم اصفهانی تام بازی کرد و بعد از آن تصمیم گرفت با دختر موردپسندش ازدواج کند اما یک مشکل کوچک سر راه این وصلت بود و آن شرط پدر همسر عابدزاده برای پیوست او به استقلال و زندگی در تهران بود . عابدزاده به رغم میل باطنی اش به پرسپولیس راهی استقلال شد و همراه با آبی ها آنقدر خوش درخشید که لقب عقاب را گرفت .

لیگ آزادگان 
1370 
پاس موازی با سرخابی ها 

درسال 1370 لیگ اول آزادگان به صورت منطقه ای برگزار شد . و از گروه های مختلف 12 تبم به مرحله نهایی رسیدند . تیم ها از مرداد سال 70 تا خرداد سال 71 لیگ اول آ‍زادگان را برگزار کردند .
قهرمان :‌پاس / سبز جامگان با ستارگانی مثل بهزاد غلامپور ،‌مارکار آقاجانیان ، محمد خاکپور ، رضا رضایی منش ، محمد آیینه چی ، رضا امری ،‌ حمید استیلی ، آرش نو آموز ،‌ اکبر یوسفی ،‌ علیرضا حکیم زاده ،‌محسن گروسی و اصغر مدیرروستا با مربیگری فیروز کریمی در این دوره قهرمان شدند .
پاس تهران(9)،استقلال(10)،پرسپولیس(10)،ملوان(8)،جنوب اهواز(2)،سپاهان(6)،نساجی قائم شهر(2)،استقلال اهواز(1)،کما شیراز(2)،تراکتور سازی(5)،استقلال رشت(1)و ابومسلم مشهد(4)تیم های حاضر در این دوره از رقابتها بودند . حمید استیلی از تیم فوتبال پاس احمدرضا عابدزاده از استقلال و فرشاد پیوس از تیم فونتبال پرسپولیس بهترین بازیکنان حاضر در مسابقات لیگ اول آزادگان بودند .
اما در سال 1370 و در لیگ اول آزادگان تقریبا هیچ دیداری به اندازه دیدار پاس استقلال به یادماندنی نبود . دیداری که پاس طی آن با نتیجه چهار بر دو موفق شد حریف خودرا با شکست مواجه سازد . 
سوژه : مکتب پاس درخشید 
در تاریخ فوتبال باشگاهی ایران می گویند که چند مکتب با تربیت و پرورش بازیکنان روی دیگران تاثیر گذار بودند . کیان ، شاهین ، تاج ، دارایی و آبادان از این مکاتب هستند اما پاس در این میان یکی از برجسته ترین ها به حساب می آمد . تیمی که روزگاری دو سوم داشته های فوتبال ایران و تیم ملی را به نام خود سند زده بود . پاس در ابتدای دهه 70 با گردآوری یک نسل جدید دوباره سر برآورد .

1371
عصر سبزها با کوتاهترین لیگ 

درسال 1371 شکل جدید از لیگ برگزار شد . شکلی بسیار عجیب ، 16 تیم در دو گروه هشت تیمی به مصاف هم رفتند . رقابتها از مردادسال 71 آغلز شد و به دی ماه سال 71 ختم شد . لیگ دوم آزادگان کوتاهترین لیگ فوتبال ایران بود .
قهرمان :‌پاس / پاسی های قدرتمند بدون مارکار ،‌استیلی و خاکپور با غلامپور ،‌نادر باقری ،‌ رحیم حلفی ،‌محمد شهبندیان ، فرهاد عباسی ، ناصر قصاب ،‌آرش نوآموز ، علیرضا حکیم زاده ، اکبر یوسفی ، محسن گروسی و اصغر مدیرروستا با مربیگری فیروز کریمی هم در آسیا و هم در لیگ ایران قهرمان شدند . درمسابقات لیگ دوم آزادگان این تمیها حضور داشتند . 
پاس تهران(10)،پرسپولیس(11)،تراکتورسازی(6)،کشاورز تهران(1)،استقلال تهران(11)،صنعت نفت(8)،جنوب اهواز(3)،کما شیراز(3)،وحدت ساری(1)،سپیدرود رشت(1)،پلی اکریل اصفهان(1)،ملوان انزلی(9)،استقلال اهواز(2)،برق شیراز(5)،نساجی قائم شهر(3)و ابومسلم(5)
درمسابقات لیگ دوم آزادگان مردانی چون :‌اصغر مدیرروستا ( پاس ) حسن شیرمحمدی ( پرسپولیس ) و جمشید شاه محمدی ( کشاورز ) بهترین مردان لیگ بودند .
مهمترین دیدرا لیگ بازی پرسپولیس و پاس در دور مقدماتی بود که با پیروزی عالی سه بر صفر پرسپولیس برابر حریف به پایان رسید .
سوژه :‌قهرمانی در تبریز با شکست چهار بر صفر میزبان 
سبر پوشان پاس در خانه تراکتور قدرتمند نیاز به پیروزی داشتند نا لیگ را به طور رسمی و روی جدول فتح کنند . میزبان هم انگیزه ای نداشت اما خوردن چهار گل از تیم تهاجمی میهمان حرف و حدیث های زیادی به دنبال داشت . پاس در این سال قهرمان آسیا هم شد .

1372
نحوست 13، قهرمانی را از مثلث گرفت 

در سال 1372 اندکی ثبات بر لیگ حاکم شد . لیگ ایران بار دیگر به شکل منطقه ای برگزار شد . 14 تیم در یک گروه از مرداد تا بهمن سال 72 لیگ را برگزار کردند و تیم سایپا در اولین حضور خود در مسابقات لیگ برای اولین بار قهرمانی را از مثلث تاریخی قهرمانی یعنی پرسپولیس ، استقلال و پاس گرفت .
سایپا / قهرمان این رقابتها با مربیگری بیژن ذوالفقار نسب و حضور جلال بشرزاد ، ضمد سالک جباری ، فرشاد فلاحت زاده ،‌احمد جانعلی ،‌مرحوم حسین عسگری ، علی اکبری ، مصطفی قنبرپور ، حمید علیدوستی ، سید علی افتخاری ، فرامرز میرزایی ، داوود محبوب ، رامین محتشمی و ... این عنوان را به دست آورد .
14 تیم حاضر در این دوره عبارت بودند از :
سایپا(1)،پرسپولیس(12)،جنوب اهواز(4)،راه آهن اصفهان(7)،پاس(11)،نساجی قائم شهر(4)،صنعت نفت(9)،تراکتور سازی(7)،کشاورز(2)،چوکا تالش(1)،سپاهان اصفهان(7)،برق شیراز(6)،ملوان انزلی(10)واستقلال اهواز(3)
در این دوره از لیگ نفراتی مثل سیدعلی افتخاری ( سایپا) حمید درخشان ( پرسپولیس ) و عباس سیمکانی ( ذوب آهن ) بهترین نفرات لیگ شدند .
دیدار به یاد ماندنی لیگ سوم آزادگان دیدار سایپا و پرسپولیس بود که با پیروزی باور نکردنی سه – یک تیم سایپا به پایان رسید .
سوژه : حضور نیمه کاره پروین و شروع غیبت سلطان 
این لیگ مصادف شد با بازی های مقدماتی جام جهانی و شکست تلخ تیم ملی ایران در دوحه ... تیم پروین به جام جهانی آمریکا راه نیافت و برخلاف بازیهای اولیه دردور نهایی قافیه را بدجور به کره جنوبی و عربستان باخت . شایعه ها زیاد بود اما پروین چه خود خواسته و چه با حکم نهادهای تصمیم گیرنده فوتبال را رها کرد و گوشه تنهایی اختیار کرد .

1373
قهرمانی نارنجی وسط کتک کاری قرمز و آبی 

برای آنکه حقی از تیمی ضایع نشود فدراسیون در سال 73 لیگ را از شکل منطقه ای خارج کرد و 24 تیم مدعی همه در لیگ شرکت کردند . 24 تیم در دو گروه 12 تیمی لیگ این سال را برگزار کردند . مسابقات از خرداد ماه تا دی ماه سال 73به طول انجامید و سایپا با بهره گیری از حذف انضباطی مهره های کلیدی پرسپولیس و محرومیت ستارگان استقلال قهرمان شد .
سایپا قهرمان لیگ سال 72 با همان ترکیب لیگ سال قبل در مسابقات شرکت کرده و با مربیگری دکتر ذوالفقار نسب قهرمانی را در مسابقات مورد اشاره تکرار کرد .
24 تیم حاضر در رقابتها عبارت بودند از :
پرسپولیس(13)،کشاورز(3)،استقلال(12)،سایپا(2)،برق شیراز(7)ماشین سازی(6)شهرداری تبریز(1)استقلال اهواز(4)جنوب اهواز(5)آرارات(3)پاس(12)سپاهان(8)ملوان(11)صنعت نفت قائمشهر(1)،ذوب آهن(8)،چوکا(2)،تراکتورسازی(8)،بانک تجارت تهران(1)،نساجی قائمشهر(5)،پیام گچ مشهد(2)،آستان قدس ساری (1)،پارس خودروتهران(1)،شاهین بوشهر(1)وصنعت نفت آبادان(10)
در مسابقات لیگ سال 73 مردانی چون فرشاد پیوس و علی دایی از پرسپولیس و امیر قلعه نویی از استقلال بهترین نفرات رقابتها بودند .
بازی به یادماندنی سال بازی پرسپولیس و استقلال در روز 30 دی ماه سال 73 بود که به آن جنجال وحشتناک و باورنکردنی ، توام با محرومیت های زیاد ختم شد .
سوژه : حادثه جنجالی در داربی با سوت های احمد ابهران 
تقریبا همه بازیکنان پرسپولیس و استقلال موافق این موضوع هستند که سوتهای عجیب احمد ابهران بازی یک طرفه داربی را در روز آخر دی ماه به جنجال بدل کرد . بازی دو - دو مساوی بود که همه چیز به هم ریخت و پس از آن دیگر قضاوت داربی را به داور ایرانی ندادند .

1374 
تکرار بعد از 20 سال

لیگ سال 74 اردیبهشت تا بهمن 74 به طول انجامید این لیگ در یک گروه 16 تیمی برگزار شد و پرسپولیس به رغم آغازی ضعیف در ادامه کار با توجه به افت تیم بسیار قدرتمند بهمن صاحب عنوان قهرمانی رقابتها شد . سرخپوشان بعد از 20 سال قهرمان لیگ می شدند . قرمزها اکثر بازی های خود را با اختلاف یک گل وبا شیوه فوتبال کروات ها به سود خود خاتمه دادند .
قهرمان : پرسپولیس / پرسپولیس با مردانی چون احمدرضا عابدزاده ، ننیما نکیسا ، افشین پیروانی ، بهروز رهبری فرد ، یحیی گل محمدی ،‌داوود محبوب ، رضا شاهرودی ،‌ نعیم سعداوی ، محمود شافعی ، حسین شیرمحمدی ، محسن عاشوری ، بهزاد داداش زاده ، مجید نامجو مطلق ،‌رضا ترابیان ، مهدی مهدوی کیا ،‌علی دایی و فرشاد پیوس با مربیگری استانکو به قهرمانی رسید .
تیم های حاضر در لیگ پنجم آزادکان عبارت بودند از : پرسپولیس(14)،بهمن(1)،استقلال(13)،پاس(13)،سپاهان(9)،برق شیراز(8)،استقلال اهواز(5)،ماشین سازی(7)،کشاورز تهران(4)،پلی اکریل(2)،شوشک نوشهر(1)،ملوان انزلی(12)،جنوب اهواز(6)،آرارات(4)،شهرداری تبریز(2)و سایپا(3)
بهترین بازیکنان این دوره از رقابتها علیرضا منصوریان از استقلال احمدرضا عابدزاده و بالاخره افشین پیروانی از تیم فوتبال پرسپولیس بودند .
خاطره انگیز ترین بازی لیگ سال 74 بازی روز 6 مرداد استقلال و پرسپولیس بود که در این دیدار تیم پرسپولیس برابر حریف با نتیجه سه بر یک برنده شد . ساندرویوهل مجاری داور این دیدار بود .
سوژه : سقوط بهمن بزرگ از صدر جدول 
خوشبین ترین هواداران استقلال و پرسپولیس هم قبول کردند که بهمن تازه وارد قهرمان لیگ می شود چون فاصله قطب سوم با تیم دوم جدول 13 امتیاز بود . اما استانکو کروات آمد و هر چقدر با اختلاف یک گل حریفان را می برد بهمن با بدبیاری مساوی و باخت می داد تا در نهایت شد آنچه دیدید .

1375 
اولین پنجگانه به دست پرسپولیس

لیگ سال 75 لیگ ششم آزادگان با شکلی بدیع از تیرماه 75 شروع و به تیر ماه 76 ختم شد . پرسپولیس در این دوره از رقابتها با ترمیم ضعف هایش قهرمانی را تکرار کرد و بار دیگر صاحب جام قهرمانی رقابت ها شد . پرسپولیس اولین تیم ایرانی با پنج عنوان قهرمانی درلیگ بود .
درترکیب تیم قهرمان - پرسپولیس مردانی چون : احمدرضا عابدزاده ، افشین پیروانی ، مجتبی محرمی ، بهروز رهبری فرد ، یحیی گل محمدی ، رضا شاهرودی ،‌مهردادمیناوند ،‌نعیم سعداوی ، کریم باقری ، محمودشافعی ، سید علی افتخاری ،‌رضا ترابیان ، علی دایی ، ادموندبزیک و مهدی مهدوی کیا با مربیگری استانکو حاضر بودند .
تیم های حاضر در لیگ ششم آزادگان عبارت بودند از : پرسپولیس(15)بهمن(2)سپاهان(10)پاس(14)صنعت نفت آبادان(11)استقلال(14)پیام مقاومت مشهد(3)برق شیراز(9)استقلال اهواز(6)ذوب آهن(9)تراکتور سازی(9)پلی اکریل(2)ماشین سازی(8)ملوان(13)شموشک نوشهر(2)و کشاورز تهران(5)در مسابقات لیگ سال 75 مردانی چون کریم باقری از پرسپولیس خدادادعزیزی از بهمن و مهدی مهدوی کیا از پرسپولیس بهترین نفرات لیگ بودند .
روز 20تیر 76 روز پایانی لیگ ششم خاطره انگیرترین روز لیگ بود . در این روز پرسپولیس با نتیجه سه بر صفر پیرمردهای استقلال را شکست داد . آتش پرسپولیس و جوانانش درست بعد از خروج پیوس از زمین آغاز شد و همه احتمال می دادند که یک شش بر صفر دیگر تکرار شود .
سوژه : وداع فرشاد در داربی تشریفاتی 
پرسپولیس با بازی های کوبنده پنج هفته مانده به آخر خط قهرمان شد اما روز خداحافظی فرشاد آقای گل باید روز بزرگی درتاریخ لیگ باشد . پیوس یک ربع در زمین بود و در ثانیه های آخر ضربه کاشته تماشایی زد که با هنر نمایی غلامپور به گل تبدیل نشد .شاید اگر آن توپ گل می شد همه می گفتند ساختگی بوده . به هر حال فرشاد شماره 17 را از تن بیرون آورد و در داربی وداع کرد .

1376
لیگ 30 هفته ای در 60 هفته 

لیگ هفتم آزادگان از تیر ماه سال 76 آغاز شد اما به خاطر وقفه های زیاد مسابقات مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه، نحوه صعود ایران، اردوها و بازی های تدارکاتی و خود جام جهانی تا 13 ماه به طول انجامید پرسپولیس هم بخاطر داشتن ملی پوشان بسیار طی توافقی از لیگ کنار کشید و استقلال بدون رقیب و مزاحم قهرمان مسابقات شد .
در ترکیب استقلال قهرمان این دوره : پرویز برومند ،‌ حمیدبابایی ، احمد کعبیانپور، جواد زرینجه ، محمدرضا مهرانپور ، امین راستی ،‌فرهاد مجیدی ، علیرضا اکبرپور ،‌محمد نوری ، علیرضا منصوریان ،‌ ادمونداختر ،‌محسن گروسی و ... حضور داشتند و ناصر حجازی هم سرمربی استقلال بود .
تیم های حاضر در لیگ هفتم عبارت بودند از :
پرسپولیس(16)،استقلال(15)،پاس(15)، ذوب آهن(10)،فجر شهید سپاسی(1)،شهرداری تبریز(3)،سپاهان(11)،سایپا(4)،پلی اکریل اصفهان(3)،تراکتور سازی(10)،فولاد خوزستان(1)،صنعت نفت(12)،بهمن(3)،استقلال اهواز(7)،برق شیراز(10 )وپیام مقاومت مشهد(4)
بهترین بازیکنان حاضر در این دوره از مسابقات لیگ علیرضا اکبرپور و جواد زرینچه از استقلال و سیروس دین محمدی از شهرداری تبریز بودند .
دیدار خاطره انگیز این دوره از رقابتها دیدار فجر شهید سپاسی نوظهور و فولاد بود که این دیدار را فجر شیهد سپاسی با نتیجه باور نکردنی هفت بر صفر به سود خود خاتمه داد .
سوژه : لیگ فدای تیم ملی 
پرسپولیس از 9 بازی شش برد یک مساوی و دو باخت داشت که در عین صدرنشینی کنار کشید . ایویچ اندازه دو جین بازی تدارکاتی اردو و سفر برای تیم ملی قبل از جام جهانی 98 گذاشت که چاره ای جز این باقی نمی گذاشت . ناصر حجازی در یک بازی استقلال در شمال و از فرط ناراحتی گفت اگر من جای ایویچ بودم همین دو نفر ( منصوریان و پاشازاده ) را هم از استقلال به تیم ملی دعوت نمی کردم . واقعا شانس آوردیم که پرسپولیس کنار کشید .

1377 
1377 رکورد امتیاز و قهرمانی پرسپولیس 

لیگ هشتم آزادگان از شهریور ماه سال 77 آغاز شد و در خرداد سال 78 با قهرمانی پرسپولیس به پایان رسیذ . این قهرمانی ششمین قهرمانی پرسپولیس در لیگ ایران بود . سرخپوشان با 65 امتیاز در لیگ 16 تیمی رکورد امتیاز را در عرصه این رقابتها شکستند .
در ترکیب قهرمان این نفرات حاضر بودند : احمدرضا عابدزاده ، داوود فنایی ، یحیی گل محمدی ، افشین پیروانی ، بهروز رهبری فرد ، علی انصاریان ،‌رضا شاهرودی ، نعیم سعداوی ، مهدی مهدوی کیا ، علی کریمی ،‌نادر محمد خانی ، حمید استیلی ، علیرضا امامی فر ، اسماعیل جلالی ، ادموند بزیک ، بهنام سراج ، هادی مهدوی کیا و ... با مربیگری علی پروین 
اماتیمهای پرسپولیس(17)،استقلال(16،سپاهان(12)،سایپا(5)، پاس(16)،چوکا(3)،فولاد(2)،ابومسلم(6)،صنعت نفت(13)،فجر شهید سپاسی(2)،تراکتور سازی(11)،ذوب آهن(11)،ملوان انزلی(14)،شهرداری تبریز(4)،پلی اکریل(4)وبانک ملی تهران(6)
در لیگ هشتم آزادگان نفراتی چون احمدرضا عابدزاده ، علی کریمی و مهدی هاشمی نسب بهترین بازکنان لیگ بودند . هر سه بازکن مورد اشاره بازیکن تیم فوتبال پرسپولیس بودند .
دیدار خاطره انگیز روز 22 آبان 77 بود . دیداری که پرسپولیس حریف را یک بر صفر برد . بعد از این دیدار ناصر حجازی دچار سکته شد .
سوژه : بازگشت پروین 
سلطان از هفته چهارم به عنوان مدیرفنی و از هفته پنجم به عنوان سر مربی به فوتبال و پرسپولیس برگشت ، اما پس ازباخت یک بر صفر به سپاهان دراصفهان ( که با پنالتی هدر رفته عابدزاده همراه بود پروین به خبرنگاران گفت : پرسپولیس بدجوری قهرمان می شود ) که همین هم شد و پرسپولیس ناگهان 14 بازی را با برد ادامه داد .

1378 
ادامه سلطه پرسپولیس با سلطان

در لیگ سال 78 یعنی لیگ نهم آزادگان از تعداد تیم های حاضر درلیگ کاسته شد . 14 تیم در این رقابتها شرکت داشتند . مسابقات از مردادسال 78 شروع شد و به اردیبهشت سال 79 ختم شد . مسابقات در 26 هفته برگزار شد .
قهرمان پرسپولیس : احمدرضا عابدزاده ،‌ داوود فنایی ، علی انصاریان ، مهدی هاشمی نسب ، بهروز رهبری فرد ، علیرضا امامی فر ، اسماعیل حلالی ، محمدبرزگر ، هادی مهدوی کیا ، حمید استیلی ، بهنام سراج ، ادموند بزیک ،‌افشین پیروانی ، علی کریمی ، حامدکاویانپور و ... سرمربی علی پروین 
تیم های حاضر درلیگ نهم آزادگان عبارتند از :
پرسپولیس(18)،استقلال(17)،فجر شهیدسپاسی(3)،سپاهان (13)،ذوب آهن(12)،تراکتورسازی(12)،پاس(17)،بهمن(4)،سایپا (6)،فولاد(3)،ابومسلم(7)،صنعت نفت(14)،چوکا تالش(4)وایرسوتر نوشهر(1)
در مسابقات لیگ نهم آزادگان بار دیگر علی کریمی و مهدی هاشمی نسب جزو بازیکنان برتر ونخبه بودند . البته هادی طباطبایی دروازه بان استقلال هم یکی از مردان برتر این سال بود .
بازی روز دوم مهر ماه سال 78 یکی از نبردهای خاطره انگیز این سال بود . در این بازی پرسپولیس با دو یار اخراجی برابر حریف با نتیجه صفر – صفر مساوی کرد .
سوژه :‌ثبت رکورد 23 بازی بدون باخت 
پرسپولیس آنقدر امتیاز جمع کرده بود که دیگر نیاز به برد نداشت . نفت هم در لبه پرتگاه بود . هفته بیست و چهارم بدون علی پروین و با هدایت ناصر ابراهیمی تیم پرسپولیس به آبادان رفت و سه بر صفر در گرمای جنوب بازی را باخت حد نصاب عجیبی در لیگ ایران برای یک تیم بدون باخت ثبت شد واگر پروین می خواست این رکورد ادامه هم پیدا میکرد . 

1379
قهرمانی اساطیری اسقلال 

باز هم کاهش در تعداد تیمها ،‌لیگ دهم آزادگان درسال 79 با شرکت 12 تیم از مرداد سال 79 آغاز و به فروردین سال 80 ختم شد .مسابقات در 22 هفته برگزار شد و استقلال با 15 برد از 22 بازی یک قهرمانی با اقتدار و ایده آل را در این سال به دست آورد .
در ترکیب استقلال قهرمان ، هادی طباطبایی ،‌پرویز برومند ،‌محمد نوازی ،‌جواد زرینچه ، ستار همدانی ،‌علیرضا نیکبخت ،‌یدالله اکبری ،‌سیروس دین محمدی ، علیرضا اکبرپور ،‌علی سامره ، محمود فکری ، فرهاد مجیدی ، مهدی هاشمی نسب ، سهراب بختیاری زاده و ... با مربیگری منصور پورحیدری حاضر بودند.
تیم های آخرین لیگ آزادگان عبارت بودند از : 
استقلال(18)،پرسپولیس(19)،سایپا(7)،ذوب آهن(13)،پیکان(1)،پاس(18)،سپاهان(14)،فولاد(4)،فجر شهید سپاسی(4)،استقلال رشت(2)،برق شیراز(11)وتراکتورسازی(13)
در مسابقات لیگ دهم مهدی هاشمی نسب و علی سامره از تیم استقلال و علی کریمی از پرسپولیس بهترین بازیکنان سال انتخاب شدند .
سوژه :‌گل مهدی هاشمی نسب به عابدزاده 
بازی دی ماه سال 79 پرسپولیس و استقلال که طی آن 2 تیم به تساوی دو بر دو برابر هم دست یافتند مهمدی هاشمی نسب به عابدزاده گل زد که آن دیدار معروف ترین بازی این سال بود هاشمی نسب قبلا با پیراهن پرسپولیس چهار گل به تیم استقلال زده بود .

لیگ برتر 
LEAGUE BARTAR
1380 
سلطان سنتی، لیگ مدرن را فتح کرد 

از مهر ماه سال 80 مسابقات لیگ حرفه ای رسماً در ایران فعالیت خود را آغاز کرد . تیم های لیگ رسماً‌ اعلام حرفه ای گری کردند . مسابقات لیگ برتر با شرکت 14 تیم در 26 هفته آغاز ودر خرداد سال 80 با قهرمانی تیم فوتبال پرسپولیس به پایان رسید . در هشتمین قهرمانی تیم فوتبال پرسپولیس نفراتی چون داوود فنایی ، محمدرضا جونگی زاده ،‌ فرشید کریمی ،‌ افشین پیروانی ،‌بهروز رهبری فر ،‌ علی انصاریان ،‌ حسن خان محمدی ،‌ پژمان جمشیدی ، حامد کاویانپور ، رضا جباری ، پایان رافت ، محمد برزگر ، امیر حسین اصلانیان ، و ... با مربیگری علی پروین حاضر بودند .
تیم های شرکت کننده در لیگ اول حرفه ای عبارت بودند از :
پرسپولیس(20)،استقلال(19)،فولاد(5)،پاس(19)،ابومسلم(8)، ذوب آهن(14)،پیکان(2)،برق شیراز(12)،سپاهان(15)،فجر شهید سپاسی(5)،سایپا(8)،ملوان انزلی(15)،استقلال رشت(3)و تراکتور سازی(14)
در مسابقات لیگ اول حرفه ای نفراتی مثل حامد کاویانپور از پرسپولیس ، ابراهیم میرزاپور از فولاد و علی سامره از استقلال بهترین نفرات بودند . دیدار ملوان و استقلال در روز هفتم خرداد سال 81 خاطره انگیزترین بازی سال بود . در این دیدار ملوان استقلال را شکست داده و قهرمانی را در لیگ اول از تیم استقلال گرفت . 
سوژه : ماراتن قرمز و آبی تا روز آخر 
پرسپولیسی ها بدون مدیرعامل هر روز بهانه می گرفتند که از لیگ کنار می کشند اما هر هفته با وساطت استانداری ، فدراسیون ،‌ شورای تامین ،‌ سازمان ورزش و برخی وزارتخانه ها ادامه می دادند تا اینکه روز آخر و در یک بازی مشکوک استقلال در انزلی یک بر صفر باخت و پرسپولیس در آزادی با یک گل فجرسپاسی را برد و در کمال ناباوری قهرمان شد . پورحیدری هنوز هم دلیل آن همه توپ گل نشده تیمش را نمی داند .

1381 
اولین شهرستانی قهرمان در لیگ ایران 

درسال 81 لیگ از آبان ماه شروع شد و در تیر ماه سال 82 به پایان رسید . مسابقات بار دیگر با شرکت 14 تیم برگزار شد . سپاهان اصفهان اوابن قهرمان لیگ ایران از شهرستان ها بود که با فاصله ای قابل توجه عنوان قهرمانی را به خود اختصاص داد .
در ترکیب سپاهان قهرمان آرمناک پطروسیان ، رضا حسن زاده ،‌ مجید بصیرت ،‌ مسعود خادمی ،‌ محرم نویدکیا ، محمود کریمی ،‌ لئون استپانیان ،‌ اصغر طالب نسب ، ادموند بزیک ، فرهاد بهادرانی و ... به مربیگری فرهاد کاظمی حاضر بودند .
تیم های حاضر در لیگ دوم حرفه ای عبارت بودند از : سپاهان(16)،پرسپولیس(21)،پاس(20)،فجر شهید سپاسی(6)،پیکان(3)،سایپا(9)،فولاد(6)،ذوب آهن(15)،استقلال(20)،برق شیراز(13)،استقلال اهواز(8)،ابومسلم(9)،صنعت نفت(15)و ملوان(16)
در مسابقات لیگ دوم حرفه ای نفراتی چون محرم نوید کیا و ادموند بزیک از سپاهان و جواد نکونام از پاس بهترین نفرات بودند . دیدار استقلال سپاهان که با پیروزی سه بر دو سپاهان به پایان رسید را می توان خاطره انگیزترین مسابقه این سال لیگ دانست .

1382
پاس با استقلال مساوی شد 

لیگ سال 82 آخرین لیگ 14 تیمی در فوتبال ایران بود و از سال 83 لیگ ایران 16 تیمی شد . لیگ 82 از شهریور ماه سال 82 شروع و در خرداد سال 83 به پایان رسید و طی آن پاس با فرصت طلبی صاحب عنوان قهرمانی رقابتها شد . 
در تیم پاس قهرمان این دوره حسن رودباریان ، نیما نکیسا ،‌محمد نصرتی ،‌خداداد عزیزی ، جواد نکونام ، بهنام ابوالقاسم پور ،‌ بهروز رهبری فرد ،‌ مهدی هاشمی نسب ، ایمان رزاقی راد ،‌ آرش برهانی و بیژن کوشکی به مربیگری مجید جلالی حضور داشتند .
تیم های لیگ سوم حرفه ای عبارت بودند از :
پاس(21)،استقلال(21)،فولاد(7)،ذوب آهن(16)،پرسپولیس(22)،سپاهان(17)،پیکان(4)،استقلال اهواز(9)،پگاه گیلان(1)،ابومسلم(10)،فجر شیهد سپاسی(7)،برق شیراز(14)،سایپا(10)و شموشک نوشهر(3)
در مسابقات لیگ سوم حرفه ای خذادادعزیزی ، جواد نکونام و آرش برهانی از تیم پاس و محمودفکری از استقلال بهترین نفرات بودند .
در مسابقات لیگ 82 دیدار برگشت پاس و پرسپولیس که طی آن پاس با نتیجه چهار بر سه پرسپولیس را برد جزو بازی های شایسته و خاطره انگیز این دوره از رقابت ها بود .
سوژه : باز هم بازی روز آخر
در روز پایانی استقلالی ها گوش به بازی همزمان دستگردی اکباتان بودند جایی که انتظار می رفت استقلال اهواز برای اعاده حیثیت خانوادگی اش جلوی پاس بایستد و حداقل یک مساوی از سبزها بگیرد اما چشمتان روز بد نبیند . آنها که هفته گذشته برادر را در اهواز متوقف کرده بودند شش گل از پاس خوردند و مجید جلالی معروف به کامپیوتر را به قهرمانی رساندند .

1383
کوچ جام به سرزمین نخلهای مقاوم

لیگ سال 83 با شرکت 16 تیم از شهریور ماه سال 83 شروع و تا تیرماه سال 84 به طول انجامید ، در این رقابتها تیم فوتبال فولاد خوزستان به عنوان دومین تیم قهرمان شهرستانها ظهوری خوب داشت و با 64 امتیاز قهرمان رقابتها شد .
درتیم فولاد قهرمان ابراهیم میرزاپور ،‌ میثم سلیمانی ، حسین کعبی ،‌ جلال کاملی ، پیام حاجی نجف ، عادل کلاه کج ، ایمان مبعلی ، یحیی گل محمدی ، احمد مومن زاده ، نادر احمدی ، افشین حاجی پور ، امید شریفی نسب ، لفته حمیدی و ... حاضر بودند ملادن فرانچیچ سرمربی این تیم بود .
تیم های فولاد(8)،ذوب آهن(17)،استقلال(22)،پرسپولیس(23)،استقلال اهواز(10)،پاس تهران(22)،ملوان انزلی(17)،ابومسلم(11)،صباباطری(11)،سپاهان(18)،فجر سپاسی(8)،برق شیراز(15)،سایپا تهران(11)،شموشک(4)،پیکان(5)و پگاه(2)تیم های حاضر در این دوره بودند . 
نفراتی مثل ایمان مبعلی از فولاد ،‌ مهدی رجب زاده از ذوب آهن ، و غلامرضا عنایتی از استقلال بهترین بازیکنان حاضر در این دوره از رقابتها بودند .
خاطره انگیز ترین دیدار لیگ چهارم حرفه ای ،‌دیدار فولاد خوزستان با استقلال تهران بود که این دیدار را فولاد با نتیجه دو بر یک به سود خود خاتمه داد .
سوژه :‌تیم ملی قهرمان لیگ شد 
یک مربی گمنام کروات به نام بگوویچ که هنوز در فوتبال ما هست از استعدادهای ناب فوتبال جنوب چنان تیمی ساخت که غیر از فتح لیگ و هدیه آن به مردم رنج دیده خطه کارون تیم ملی را هم بیمه کرد. هنوز هم بازکنانی نظیر کعبی ،‌مبعلی ،‌میرزاپور ،‌کلاه کج ،‌ شیرین نسب و ... در فوتبال ما تعیین کننده هستند البته دستاورد بگوویچ به یک هموطن دیگرش رسیده و او میوه این درخت بارور را چیده .

1384
استقلال بالاخره به حقش رسید 

لیگ سال 84 از شهریور 84 آغاز و در اردیبهشت 85 در آستانه جام جهانی به پایان رسید . مسابقات با شرکت 16 تیم برگزار شد و استقلال با قدرت بسیار قهرمان شد . استقلال با قلعه نویی سه سال در کورس قهرمانی بود و بالاخره صاحب جام شد .
درتیم استقلال 84 وحیدطالب لو ، سیدمهدی رحمتی ، پیروز قربانی ، امیر حسین صادقی ، محمودفکری ، علیرضا نیکبخت ، مهدی امیرآبادی ، مجتبی جباری ، حسین کاظمی ، غلامرضا عنایتی ، سیاوش اکبرپور و ... حاضر بودند .
امیر قلعه نویی هم در این سال سرمربی استقلال بود که به وعده اش ( برنامه سه ساله برای قهرمانی ) عمل کرد . دکتر قریب مدیرعامل این تیم بود . تیم های استقلال(23)،پاس(23)،سایپا(12)،صباباطری(2)،ابومسلم(12)،ذوب آهن(18)،سپاهان(19)،فولاد(9)،پرسپولیس(24)،فجر شهید سپاسی(9)،ملوان انزلی(18)،استقلال اهواز(1)،راه آهن(5)،برق شیراز(16)،شموشک نوشهر(5)و شهید قندی یزد(1) تیم های لیگ این سال بودند .
در لیگ سال 84 نفراتی مثل غلامرضا عنایتی ومجتبی جباری از تیم استقلال و جواد نکونام از تیم پاس سه بازیکن برتر مسابقات لیگ این سال بودند .
سوژه : 200 هزار نفر پشت دربهای آزادی و اسب در مراسم قهرمانی 
خاطره انگیز ترین دیدار این سال دیدار پایانی لیگ میان دو تیم استقلال و برق شیراز بود که استقلال با نتیجه پیروزی کوبنده چهار بر یک برابر حریف در روز اول اردیبهشت سال 85 جشن قهرمانی گرفت . آبی ها سالها داغ ناکامی در قدمهای آخر را چشیده بودند و آن روز برای حمایت تیمشان بسیج شدند . حاصل این اشتیاق جمعیت 200 هزار نفری پشت درب های آزادی بود که به خانه هایشان راهنمایی شدند چون دیگر جایی در سکوها و دیوارهای آزادی نمانده بود . یک اسب که هنوز معلوم نشده چگونه وارد محوطه زمین چمن شده بود نکته خاطره انگیز مراسم با شکوه اهدای جام شد .

1385
غرش دایی با سایپا

درسال 85 مسابقات لیگ از شهریور ماه شروع شد و در خرداد 86 به پایان رسید . مسابقات برای آخرین بار باشرکت 16 تیم برگزار شد و تیم سایپا محصول چهار سال کار مربیانی چون مایلی کهن و ذوالفقار نسب با علی دایی جوان صاحب عنوان قهرمانی شد . 
درتیم سایپای 85 میثاق معمارزاده ، رحمان احمدی ، ارشاد یوسفی ، ابراهیم صادقی ، جلال حسینی ، جواد آشتیانی ، مجید غلام نژاد محسن خلیلی ، امید شریفی نسب ، داریوش یزدانی ، امیر وزیری و ... با مربیگری علی دایی حاضر بودند .
16 تیم این دوره عبارت بودند از : سایپا(13)،استقلال اهواز(12)،پرسپولیس(25)،استقلال(24)،سپاهان(20)،ابومسلم(13)، پیکان(6)،ذوب آهن(19)،مس کرمان(1)،فجر شهید سپاسی(10)،پاس تهران(24)،برق شیراز(17)،صبا باطری(3)،ملوان(19)،فولاد(10)وراه آهن(6)
در لیگ سال 85 نفراتی مثل ابراهیم صادقی از تیم سایپا ، مهرزاد معدنچی از تیم فوتبال پرسپولیس و دنی اولروم از ابومسلم بهترین بازیکنان سال بودند .
اما بازی های سایپا و استقلال در دور رفت و برگشت که هر دو با پیروزی سایپا خاتمه یافت را می توان جزو خاطره انگیزترین مصافهای این سال در رقابتهای لیگ منظور کرد .
سوژه : وداع دایی پس از سال پرجنجال 
علی دایی ، کاپیتان و اسطوره تیم ملی فوتبال پس از خروج غیر محترمانه از پرسپولیس به سایپا رفت ورنر لورانت آلمانی سرمربی نارنجی ها بود و دایی در چند هفته اول روی نیمکت ذخیره هم نشست ناگهان لورانت شانه خالی کرد و دایی سرمربی تیم شد . هنوز هم بحث بر سر نقش مربی آلمانی و دایی درقهرمانی سایپا مطرح است اما دایی پس از کش و قوسهای بسیار در بازی آخر در کرج قهرمان شد و برای همیشه از دنیای بازیگری کنار رفت .

1386
قهرمانی در آخرین ثانیه ها 

پرسپولیس در سال 86 پس از 6 سال قهرمان لیگ شد و این عنوان را برای نهمین بار به خودش اختصاص داد . سرخپوشان قهرمانی در لیگ را از مرداد ماه 86 استارت زدند و در اردیبهشت 87 صاحب عنوان قهرمانی شد این در حالی بود که شش امتیاز از پرسپولیس به علت مسایل انضباطی کسر شد . در این دوره برای اولین بار 18 تیم در لیگ حاضر بودند . 
در تیم قهرمان آخرین لیگ مهدی واعظی ، حسن رودباریان ، علیرضا حقیقی ، محمدنصرتی ، سپهر حیدری ، نبی الله باقری ، مسعود زارعی ، شیث رضایی ، پژمان نوری ، ژاک الونک ، کریم باقری ، حسین بادامکی ، عباس آقایی ، ماته ، محسن خلیلی ، فرهاد خیرخواه و ... با مربیگری افشین قطبی حضور داشتند.
18 تیم لیگ 86 عبارت بودند از : پرسپولیس(26)،سپاهان(21)،صباباطری(4)،ابومسلم(14)،پاس(25)،ذوب آهن(20)،پیکان(7)،استقلال اهواز(13)،مس کرمان(2)،برق شیراز(18)،سایپا(14)،راه آهن(7)،استقلال(25)،فجر شهید سپاسی(11)،پگاه(3)،ملوان(20)،صنعت نفت آبادان(16)وشیرین فراز کرمانشاه(1)
بهترین بازیکنان این دوره از رقابتها محسن خلیلی و علیرضا نیکبخت از پرسپولیس ، داوود حقی از استقلال اهواز و ایوان پتروویچ از تیم ابومسلم مشهد بودند .
خاطره انگیزترین دیدار سال فصل پایانی رقابتهای لیگ بود که طی آن پرسپولیس سپاهان را شکست داد و با گل دقیقه 91 قهرمان لیگ شد .
سوژه : اخلاف در نیمکت قهرمان 
پرسپولیس که فصل را کشان کشان و با وجود اختلاف عمیق میان سرمربی و تیم به سلامت پایان داد اما کدورت میان قطبی و استیلی در برهه ای از فصل جایی اوج گرفت که دو طرف میان بازیکنان به هم به درشتی سخن می گفتند . اخراح شیث و نیمکت نشینی مامانی و نیکبخت به زعم مقابله با باند استیلی صورت گرفت و البته نتیجه مثبت در پی داشت .

ردیف   سال برگزاری تیم اول تیم دوم تیم سوم بهترین تیم شهرستانی سه گلزن برتر مسابقات
1 اولین دوره (لیگ منطقه ای کشور) 1349 استقلال پاس پرسپولیس استقلال آبادان حسین کلانی (7 گل پرسپولیس )
2 دومین دوره (لیگ سراسری کشور) 1350 پرسپولیس پاس استقلال سپاهان اصفهان حسین کلانی و صفر ایرانپاک (12 گل پرسپولیس) علی جباری ( 10 گل استقلال)
3 سومین دوره (جام تخت جمشید) 1352 پرسپولیس استقلال پاس ملوان انزلی (پنجم) غلامحسین مظلومی ( 15 گل استقلال ) غفور جهانی (13 گل ملوان انزلی ) سیاوش حیدری ( 10 گل ذوب آهن )
4 چهارمین دوره (جام تخت جمشید)

 

1353 استقلال پرسپولیس هما صنعت نفت آبادان (پنجم) غلامحسین مظلومی (10 گل استقلال ) عزیز اسپندار (10 گل ملوان انزلی ) اصغر شرفی (9 گل پاس )
5 پنجمین دوره (جام تخت جمشید ) 354

 

پرسپولیس هما پاس  ابومسلم خراسان (پنجم) ناصر نورایی ( 18 گل هما ) محمود ابراهیم زاده (11 گل ابومسلم خراسان) ذوالفقار نظام آبادی ( 11 گل صنعت نفت ) علی نیاکانی (11 گل ملوان انزلی
6 ششمین دوره (جام تخت جمشید) 1355 پاس پرسپولیس شهباز نیروی اهواز      ( ششم ) غلامحسین مظلومی (19گل شهباز)غفور جهانی (9 گل ملوان انزلی ) حسین فرکی ( 7گل پاس ) حبیب شریفی ( 7 گل هما)
7 هفتمین دوره (جام تخت جمشید) 1356 پاس پرسپولیس ملوان انزلی ملوان انزلی (سوم ) عزیز اسپندار(16 گل ملوان انزلی ) حسین فرکی (11 گل پاس ) رضا عادل خانی (10 گل شهباز) حسین فداکار( 10 گل دارایی)
8 هشتمین دوره (جام تخت جمشید) 1357 به علت وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی مسابقات از هفته سیزدهم تعطیل شد .
9 نهمین دوره (لیگ سراسری قدس ) 1368 استقلال پرسپولیس ملوان انزلی ملوان انزلی (سوم ) محمداحمدزاده (16 گل ملوان انزلی) صمد مرفاوی ( 13 گل استقلال تهران ) علی فیروزی (11 گل صنعت نفت )
10 دهمین دوره (لیگ آزادگان ) 1370 پاس استقلال پرسپولیس ملوان انزلی (چهارم ) فرشادپیوس (11 گل پرسپولیس ) حسین خطیبی (10 گل تراکتورسازی ) علی اصغر مدیرروستا ( 9 گل پاس )
11 یازدهمین دوره (لیگ آزادگان ) 1371 پاس پرسپولیس تراکتورسازی تبریز تراکتورسازی (سوم ) جمشید شاه محمدی (11گل کشاورز ) حسن شیرمحدی( 8 گل پرسپولیس) حسین خطیبی (7 گل تراکتورسازی

12

دوازدهمین دوره (لیگ آ‍زادگان )

1372

سایپا

پرسپولیس

جنوب اهواز

جنوب اهواز (سوم )

عباس سیمکانی (17 گل ذوب آهن ) نادر دستنشان (14 گل  نساجی مازندران) کمال حسینی ( 12 گل ذوب آهن )

13

سیزدهمین دوره (لیگ آزادگان )

1373

سایپا

استقلال

کشاورز

ماشین سازی و برق شیراز (سوم گروههای خود )

فرشاد پیوس (20 گل پرسپولیس)علی دایی (15 کل پرسپولیس ) کمال حسینی ( 12 گل ذوب آهن ) احمد سهرابی ( 12 گل پاس )

14

چهاردهمین دوره( لیگ آزادگان )

1374

پرسپولیس

بهمن

استقلالس

سپاهان اصفهان ( پنجم )

محمد مومنی ( 19 گل پلی اکریل ) کوروش برمک (15 گل کشاورز ) هاشم حیدری (14 گل بهمن)

15

پانزدهمین دوره (لیگ آزادگان )

1375

پرسپولیس

بهمن

سپاهان

سپاهان اصفهان (سوم )

علی اصغر مدیرروستا (18گل پاس ) هاشم حیدری (16 گل بهمن ) رضا صاحبی (14 گل پیام مقاومت)

16

شانزدهمین دوره (لیگ آزادگان )

1376

استقلال

پاس

ذوب آهن

ذوب آهن (سوم)

حسین خطیبی (16 گل شهرداری تبریز) علی باغمیشه (14 گل تراکتورسازی ) علی اصغر مدیرروستا (12 گل بهمن )

17

هفدهمین دوره (لیگ آزادگان )

1377

پرسپولیس

استقلال

سپاهان

فولاد مبارکه (سوم)

عبدالجمیل گل چشمه (14 گل ابومسلم) کوروش برمک ( 14 گل تراکتورسازی ) ادموند بزیک 11 گل پرسپولیس) مهدی نجفی ( 11 گل بانک ملی )

18

هجدهمین دوره (لیگ آزادگان)

1378

پرسپولیس

استقلال

فجر سپاسی

فجر سپاسی شیراز ( سوم)

مهندالمهدی ( 15 گل صنعت نفت آبادان) حمیدابراهیمی (11 گل ابومسلم خراسان) بنام سراج (11 گل پرسپولیس)

19

نوزدهمین دوره (لیگ آزادگان)

1379

استقلال

پرسپولیس

سایپا

ذوب آهن (چهارم )

علی سامره (14 گل استقلال ) رضا صاحبی (14 گل ذوب آهن) فراز فاطمی (8 گل فجر سپاسی ) امیر سلامی بخش (8 گل استقلال رشت ) رضا استواری (8 گل ذوب آهن )

20

بیستمین دوره (لیگ برتر )

81-80

پرسپولیس

استقلال

فولاد  خوزستان

فولاد خوزستان (سوم )

رضا عنایتی ( 17 گل ابومسلم خراسان) علی اصغر مدیرروستا(10 گل پیکان ) سهراب انتظاری ( 9 گل پرسپولیس) بهنام سراج (9 گل فولاد خوزستان)

21

بیست ویکمین دوره (لیگ برتر)

82-81

فولاد سپاهان

پاس

پرسپولیس

سپاهان اصفهان (اول)

ادموند بزیک (13 گل سپاهان ) محرم نویدکیا(12 گل سپاهان) علی علیزاده ( 9 گل فجر سپاسی ) رضا عنایتی (9 گل ابومسلم )

22

بیست و دومین (لیگ برتر )

83-82

پاس

استقلال

فولاد خوزستان

فولاد خوزستان (سوم)

علی دایی (16گل پرسپولیس) آرش برهانی (12 گل پاس) رضا عنایتی (11 گل استقلال تهران )

23

بیست وسومین دوره ( لیگ برتر)

84-83

فولاد خوزستان

ذوب آهن

استقلال تهران

ذوب آهن

رضا عنایتی (20 گل استقلال) رسول خطیبی(15 گل فولاد مبارکه سپاهان) فریدون فضلی (14 گل ابومسلم خراسان)

24

بیست و چهارمین دوره (لیگ برتر )

85-84

استقلال

پاس

سایپا

ابومسلم خراسان

رضا عنایتی (21 گل استقلال) فریدون فضلی (17 گل استقلال اهواز ) مهدی رجب زاده (14 گل ذوب آهن )

25

بیست و پنجمین دوره (لیگ برتر)

86-85

سایپا

استقلال اهواز

پرسپولیس

استقلال اهواز

عرفان اولروم( 17 گل ابومسلم خراسان) مهدی رجب زاده (17 گل ذوب آهن ) فریدون فضلی (14 گل استقلال اهواز)

26

بیست و ششمین دوره ( لیگ برتر)

87-86

پرسپولیس

سپاهان

صبا باطری

سپاهان

محسن خلیلی(پرسپولیس) هادی اصغری(راه آهن 17 گل)



 
comment نظرات ()
 
 
علی دایی همان است که بود. این را حالا می‌فهم
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۸
 

1) علی دایی همان است که بود. این را حالا می‌فهمیم؛ تنها دو ماه پس از حضور دوباره‌اش در پرسپولیس و اوج گرفتن خیالبافی‌ها در مورد دگردیسی آقای شهریار تیغ تیز رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی، شاید زبان تند سرمربی پرسپولیس را جراحی کرده باشد و کلمات دلپذیرتری را از آن بیرون کشیده باشد، اما کاراکتر آقای شماره 10، انگار قرار نیست هیچوقت دستخوش دگرگونی‌های بنیادین شود. این را حالا می‌فهمیم؛ وقتی که مصرانه پای شکایتش از فدراسیون فوتبال ایستاده و غرامتی تقریبا یک میلیون دلاری مطالبه می‌کند!
2)‌ قانون می‌گوید حق با علی دایی است؛ درست مثل آن بعد از ظهر سرد پاییزی که اتوبوس پرسپولیسی‌های لیگ سوم را دم عوارضی متوقف کرد و گفت:‌ «پولم را ندهید، جم نمی‌خورم!» یا درست مثل زمانی که ده‌ها میلیون تومان بدهی بابت انتقالش به السد قطر روی دست پرسپولیس گذاشت و وقتی به امید کمکی و تقلایی سراغش رفتند ،جواب داد: «به من چه؟!»... امروز هم قانون می‌گوید حق با اوست. اویی که به پشتوانه تحصیلات و تجربیات گرانبهایش می‌داند در کدام پرونده‌ها باید ورود کند تا حتما برنده بیرون درآید. حالا او غرامتش از فدراسیون فوتبال را می‌خواهد و در این میانه، حتی ابایی ندارد از اینکه پای فیفا را وسط بکشد. اصرار دارد که علاوه بر حق فسخ قرارداد فدراسیون با کمپانی پوشاکش، تمام دستمزد قرارداد سه ساله‌ای را که با اخراجش ناتمام ماند را هم دریافت کند و البته برایش چندان مهم نیست که با چنین پولی، دریافتی یک سال حضورش در تیم‌ملی، از حقوق هیدینگ و اسکولاری هم بیشتر می‌شود. او پولش را می‌خواهد و قانون را هم پشت‌سرش می‌بیند. این اما، درست همان نقطه‌ای است که دیواری بلند بین او و مردم بنا می‌کند و فرسنگ‌های جدیدتری به فاصله شهریار و هوادارانش می‌افزاید. آیا باید باور کنیم سرمربی سابق تیم‌ملی - که پولش هم از پارو بالا می‌رود - برای اعاده حقوق قانونی‌اش، دنبال شکایت از ایران است؟ تاریخ می‌گوید بله؛ چاره‌ای نیست جز آنکه این حقیقت تلخ را بپذیریم!
3) این علی دایی، همان مرد پر‌افتخاری است که هیچ‌گاه به اندازه یک‌دهم پیروزی‌هایش هم محبوب نشد و دست بر قضا عدم اقبال عمومی نسبت به وی، دقیقا معمولا همین طرز تفکر «مغز محور» او است. اینجا شرق دنیاست و ما شرقی‌ها از خیلی پیش‌ترها به «قلب محوری» مشهور بوده‌ایم. ما دل‌مان می‌خواهد علی کریمی را دوست داشته باشیم که وقتی دلش دستور داد، به‌رغم پایان قرارداد «قانونی»اش با پرسپولیس، چند ماه مجانی در این تیم بازی کرد تا سرخپوشان را از گروه‌شان در مرحله مقدماتی جام باشگاه‌های آسیا در سال 80 بالا ببرد، یا همین پارسال، دوباره گوش به فرمان قلبش شد تا به عنوان ارزان‌ترین بازیکن لیگ ایران، میهمان تیم محبوبش باشد. به نجواهای روی سکوها گوش کنید. ما دل‌مان هنوز هم تنگ مجتبی محرمی‌ها و صادق ورمزیارهایی است که پیراهن‌شان را با هیچ‌چیز عوض نکردند. اینجا «عشق» سلطنت می‌کند و درست به همین دلیل هم هست که تقریبا هیچ‌کس نمی‌تواند با اقدامات «قانونی»، اما غیر عاطفی دایی کنار بیاید. عقلانیت سفت و سختی که در ذره‌ذره رفتارهای شهریار موج می‌زند، آن چیزی نیست که مردم عاشق مسلک ایران بتوانند با آن کنار بیایند. شاید مدرن نباشد، اما هر چه هست، این عادت مردمان این سرزمین است که اسطوره‌هایشان را کمی مهربان‌تر بخواهند و وقتی ستاره‌شان از آنها طلبکار است، انتظار مدارا، کوتاه آمدن یا سازش داشته باشند. این همان نکته ظریفی است که دایی هیچ زمان نتوانست درکش کند و در بیشتر سال‌های غرورآفرینی‌اش، مجبور به تحمل کنج عزلت و تنهایی شد...
4)‌ زیاد به تغییر کردن این علی دایی دل نبندید. او هنوز هم نمی‌تواند بفهمد وقتی علی کریمی صحبت از احتمال پرسپولیسی شدنش در فصل آینده به میان می‌آورد، خودش را عضوی از این مجموعه می‌داند که برای بازگشت نیازی به «دعوتنامه» ندارد. دایی همچنان گمان می‌برد برای فراخواندن یکی از اعضای خانواده، کارت‌پستال لازم است و دعوتنامه رسمی. درست با چنین ذهنیت عقل زده‌ای هم هست که سخنان حسی جادوگر را درک نمی‌کند و دنبال شکایت از فدراسیون فوتبال ایران، احتمالا به AFC و فیفا می‌رود! دایی مردی از تبار ماده و تبصره‌هاست. با او شاید نتوان سخن زیادی از «عشق» گفت و دل به «نرم‌خویی» شرقی‌اش بست. این حقیقت تلخ، گوارای وجود همه ماهایی که دوستش داریم..


 
comment نظرات ()
 
 
درس جالب برای زندگی در قالب داستان های کوتاه و خواندنی
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۸
 

درساول:یک خانم هنگام چسباندن تمبر برای پست کردن یک نامه بطور رایج از زبانش استفاده کرد که گویا زبان اون خانم با لبه ی تمبر یک زخم خیلی کوچک پیدا می کند. چند روز بعد اون خانم متوجه تورمی در زبان خود می شود و به دکتر مراجعه می کند، پس از معاینه دکتر خاطر نشان می کند که هیچ مشکلی وجود ندارد و هیچ چیز غیر عادی مشاهده نکرده است. اما چند روز بعد تورم زبان خانم بیشتر و بیشتر می شود و بسیار دردناک به طوری که غذا خوردن وی دچار مشکل می شود. وی دوباره به دکتر مراجعه میکند و این بار پس از عکس برداری برای انجام یک عمل کوچک راهی بیمارستان می شود جالب اینجا است که پس از شکاف کوچکی که دکتر روی زبان وی بوجود می آورد، سوسکی کوچک به آرامی از درون زبان وی به بیرون می خزد. دکتر متوجه می شود که تعدادی تخم سوسک درون زبان این خانم بارور شده است. بدینصورت که پس از لیس زدن تمبر تعدادی تخم سوسک از طریق زخمی که لبه ی تمبر بر زبان او ایجاد کرده بود وارد زبانش شده و چون بافت زبان بافتی گرم و مرطوب است محلی مناسب برای رشد سوسکها به وجود آورده بود! 

از زبان اندی هوم بشنوید : من سالها پیش در یک شرکت تولید تمبر کار می کردم و گفته شده بود که هرگز به تمبر زبان نزنم و آن زمان نمی دانستم که دلیلش چیست پس از مدتی هنگام انتقال 2500 تمبر به انبار رفتم تعداد زیادی سوسک آنجا دیدم. نکته قابل توجه این که سوسکها از چسب پشت تمبرها تغذیه می کنند. 

نتیجه اخلاقی : هرگز برای مرطوب کردن پشت تمبر از زبانتان کمک نگیرید! 




درسدوم:معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد: سارا ... 
دخترک خودش رو جمع و جور کرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟ 
معلم که از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد: 
چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت کنم! 
دخترک چونه ی لرزونش رو جمع کرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت: 

خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن... 
اونوقت می شه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ... 

معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ... 
و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد 

نتیجه اخلاقی : یکی از خواسته هاتون از خدا همیشه این باشه که ایکاش سایه ی فقر و نداری تو زندگی هیچ بنی بشری نباشه! 



درسسوم:مردی ۸۵ ساله با پسر تحصیل کرده ۴۵ ساله اش روی مبل خانه خود نشسته بودند ناگهان کلاغی کنار پنجره‌شان نشست. 
پدر از فرزندش پرسید: این چیه؟ پسر پاسخ داد: کلاغ. 
پس از چند دقیقه دوباره پرسید این چیه؟ پسر گفت : بابا من که همین الان بهتون گفتم: کلاغه. 
بعد از مدت کوتاهی پیرمرد برای سومین بار پرسید: این چیه؟ عصبانیت در پسرش موج میزد و با همان حالت گفت: کلاغه کلاغ! 
پدر به اتاقش رفت و با دفتر خاطراتی قدیمی برگشت. صفحه ای را باز کرد و به پسرش گفت که آن را بخواند. در آن صفحه این طور نوشته شده بود: 
امروز پسر کوچکم ۳ سال دارد. و روی مبل نشسته است هنگامی که کلاغی روی پنجره نشست پسرم ۲۳ بار نامش را از من پرسید و من ۲۳ بار به او گفتم که نامش کلاغ است. 
هر بار او را عاشقانه بغل می‌کردم و به او جواب می‌دادم و به هیچ وجه عصبانی نمی‌شدم و در عوض علاقه بیشتری نسبت به او پیدا می‌کردم ... 

نتیجه اخلاقی : قدر قلب پرمهر همه پدران، مادران و تمام کسانیکه به گردنمان حقی دارند بدانیم و ناآگاهانه آنها را نرنجانیم! 




درسچهارم:در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که ۳۰ سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی‌ از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود. 
در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت و بنابر این پدر پابلو، یا همان کشیش بازنشسته تصمیم گرفت کمی‌ برای حاظرین صحبت کند. 
او پشت میکروفون قرار گرفت و گفت: ۳۰ سال قبل وارد این شهر شدم. 
انگار همین دیروز بود. 
راستش را بخواهید، اولین کسی‌ که برای اعتراف وارد کلیسا شد، مرا به وحشت انداخت. 
به دزدی هایش، باج گیری، رشوه خواری، هوس رانی‌، زنا با محارم و هر گناه دیگری که تصور کنید اعتراف کرد. 
آن روز فکر کردم که جناب اسقف اعظم مرا به بدترین نقطه زمین فرستاده است ولی‌ با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهل محل دریافتم که در اشتباه بوده‌ام و این شهر مردمی نیک دارد ... 

در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفون قرار گیرد. 
در ابتدا از اینکه تاخیر داشت عذر خواهی‌ کرد و سپس گفت که به یاد دارد که زمانیکه پدر پابلو وارد شهر شد، من اولین کسی‌ بودم که برای اعتراف مراجعه کردم! 

نتیجه اخلاقی : وقت شناسی شما شاید موجب فاش نشدن اسرارتان گردد! 



درسپنجم:پیرزنی برای سفیدکاری منزلش کارگری را استخدام کرد. 
وقتی کارگر وارد منزل پیرزن شد، شوهر پیر و نابینای او را دید و دلش برای این زن و شوهر پیر سوخت. 
اما در مدتی که در آن خانه کار می کرد متوجه شد که پیرمرد انسانی بسیار شاد و خوش بین است. 
او در حین کار با پیرمرد صحبت می کرد و کم کم با او ارتباط دوستانه ای برقرار کرد. 
در این مدت او به معلولیت جسمی پیرمرد اشاره ای نکرد. 
پس از پایان سفیدکاری وقتی که کارگر صورت حساب را به همسر او داد، پیرزن متوجه شد که هزینه ای که در آن نوشته شده خیلی کمتر از مبلغی است که قبلا توافق کرده بودند. 
پیر زن از کارگر پرسید که: شما چرا این همه تخفیف به ما می دهید؟ 
کارگر جواب داد: من وقتی با شوهر شما صحبت می کردم خیلی خوشحال می شدم و از نحوه برخورد او با زندگی متوجه شدم که وضعیت من آنقدر که فکر می کردم بد نیست. 
پس نتیجه گرفتم که کار و زندگی من چندان هم سخت نیست. به همین دلیل به شما تخفیف دادم تا از او تشکر کرده باشم. 
پیرزن از تحسین شوهرش و بزرگواری کارگر منقلب شد و اشکش جاری شد. زیرا او می دید که آن کارگر فقط یک دست داشت! 

نتیجه اخلاقی : سعی کنیم در هر زمان از حس اعتمادبخشی و رعایت حال دیگران غافل نشویم! 



درسششم:کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. 
پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود. 
مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاک های روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی می کرد روی خاک ها بایستد. 
روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد ... 

نتیجه اخلاقی : مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود! 



درسهفتم:پاشاه بزرگ یونان، اسکندر، پس از تسخیر کردن حکومت های پادشاهی بسیار، در حال بازگشت به وطن خود بود. در بین راه، بیمار شد و به مدت چند ماه بستری گردید. با نزدیک شدن مرگ، اسکندر دریافت که چقدر پیروزی هایش، سپاه بزرگش، شمشیر تیزش و همه ی ثروتش بی فایده بوده است. او فرماندهان ارتش را فرا خواند و گفت: 
من این دنیا را بزودی ترک خواهم کرد. اما سه خواسته دارم. لطفاً، خواسته هایم را حتماً انجام دهید. 

فرماند هان ارتش در حالی که اشک از گونه هایشان سرازیر شده بود موافقت کردند که از آخرین خواسته های پادشاهشان اطاعت کنند. اسکندر گفت: 
اولین خواسته ام این است که پزشکان من باید تابوتم را به تنهایی حمل کنند. 
ثانیاً، وقتی تابوتم دارد به قبر حمل می گردد، مسیر منتهی به قبرستان باید با طلا، نقره و سنگ های قیمتی که در خزانه داری جمع آوری کرده ام پوشانده شود. 
سومین و آخرین خواسته این است که هر دو دستم باید بیرون از تابوت آویزان باشد. 

مردمی که آنجا گرد آمده بودند از خواسته های عجیب پادشاه تعجب کردند. اما هیچ کس جرأت اعتراض نداشت. 
فرمانده ی مورد علاقه اسکندر دستش را بوسید و روی قلب خود گذاشت گفت: 
پادشاها، به شما اطمینان می دهیم که همه ی خواسته هایتان اجرا خواهد شد. اما بگویید چرا چنین خواسته های عجیبی دارید؟ 

در پاسخ به این پرسش، اسکندرنفس عمیقی کشید و گفت: 
من می خواهم دنیا را آگاه سازم از سه درسی که تازه یاد گرفته ام. می خواهم پزشکان تابوتم را حمل کنند چرا که مردم بفهمند که هیچ دکتری نمی تواند هیچ کس را واقعاً شفا دهد. آنها ضعیف هستند و نمی توانند انسانی را از چنگال های مرگ نجات دهند. بنابراین، نگذارید مردم فکر کنند زندگی ابدی دارند. 
دومین خواسته ام در مورد پوشاندن طلا، نقره و جواهرات دیگر در مسیر راه به قبرستان، این پیام را به مردم می رساند که حتی یک خرده طلا هم نمی توانم با خود ببرم. بگذارید مردم بفهمند که دنبال ثروت رفتن اتلاف وقت محض است. 
و درباره ی سومین خواسته ام یعنی دستهایم بیرون از تابوت باشد، می خواهم مردم بدانند که من با دستان خالی به این دنیا آمده ام و با دستان خالی این دنیا را ترک می کنم. 

آخرین گفتار اسکندر: بدنم را دفن کنید، هیچ مقبره ای برایم نسازید، دستانم را بگذارید بیرون باشد تا اینکه دنیا بداند شخصی که چیزهای خیلی زیادی بدست آورد هیچ چیزی در دستانش نداشت زمانی که داشت از دنیا می رفت! 

نتیجه اخلاقی : چه خوب است که از تاریخ پند بگیریم و اندرزهایش را بکار بندیم! 



درسهشتم:مرد جوانی به نزد "ذوالنون مصری" آمد و شروع کرد به بدگویی از صوفیان. 
ذوالنون انگشتری را از انگشتش بیرون آورد و به مرد داد و گفت: این انگشتر را به بازار دست فروشان ببر و ببین قیمت آن چقدر است؟ 
مرد انگشتر را به بازار دستفروشان برد ولی هیچ کس حاضر نشد بیشتر از یک سکه نقره برای آن بپردازد. 
مرد دوباره نزد ذوالنون آمد و جریان را برای او تعریف کرد. 
ذوالنون در جواب به مرد گفت: حالا انگشتر را به بازار جواهر فروشان ببر و ببین آنجا قیمت آن چقدر است. 
در بازار جواهر فروشان انگشتر را به قیمت هزار سکه طلا می خریدند! 

مرد شگفت زده نزد ذوالنون بازگشت و او را از قیمت پیشنهادی بازار جواهرفروشان مطلع ساخت. 
پس ذوالنون به او گفت: دانش و اطلاعات تو از صوفیان به اندازه اطلاعات فروشندگان بازار دست فروشان از این انگشتر جواهر است. 
قدر زر زرگر شناسد؛ قدر گوهر، گوهری! 

نتیجه اخلاقی : هرگز ناآگاهانه قضاوت نکنیم، چراکه قدر زر زرگر شناسد؛ قدر گوهر، گوهری! 



درسنهم:یکی از نمایندگان فروش شرکت کوکاکولا، مایوس و ناامید از خاورمیانه بازگشت. 
دوستی از وی پرسید: چرا در کشورهای عربی موفق نشدی؟ 

وی جواب داد: هنگامی که من به آنجا رسیدم مطمئن بودم که می توانم موفق شوم و فروش خوبی داشته باشم. اما مشکلی که داشتم این بود که من عربی نمی دانستم. لذا تصمیم گرفتم که پیام خود را از طریق پوستر به آنها انتقال دهم. بنابراین سه پوستر زیر را طراحی کردم: 

پوستر اول مردی را نشان می داد که خسته و کوفته در بیابان بیهوش افتاده بود. 
پوستر دوم مردی که در حال نوشیدن کوکا کولا بود را نشان می داد. 
پوستر سوم مردی بسیار سرحال و شاداب را نشان می داد. 
پوستر ها را بترتیب در همه جاهایی که در معرض دید بود چسباندم. 

دوستش از وی پرسید: آیا این روش به کار آمد؟ 
وی جواب داد: متاسفانه من نمی دانستم عربها از راست به چپ می خوانند و لذا آنها ابتدا تصویر سوم، سپس دوم و بعد اول را دیدند ... 

نتیجه اخلاقی: همیشه مخاطب خود را بشناسید و در ارزیابی های خودتون، فرهنگ، رسوم و حتی زبان آنها را در نظر بگیرید! 



درسدهم:وقتی کودکی هفت ساله بودم، پدر بزرگم مرا به برکه ای در یک مزرعه برد و به من گفت: سنگی را به داخل آب بینداز و به دایره هایی که توسط این سنگ ایجاد شده نگاه کن. سپس از من خواست که خودم را به جای آن سنگ تصور کنم. او گفت: "تو می توانی تعداد زیادی از جلوه ها و نمودها را در زندگیت خلق کنی اما امـواجی که از این جلوه ها پدیـد می آید، صلح و آرامش موجود در تمام مخلوقات تو را بر هم خواهد زد. به خاطر داشته باش که تو در برابر هر آنچه در دایره زندگیت قرار می دهی مسوولی و این دایره به نوبه خود با بسیاری از دایره های دیگر ارتباط خواهد داشت. نیازمند خواهی بود تا در مسیری زندگی کنی که اجازه دهد، خوبی و منفعت ناشی از دایره ات، صلح و آرامش را به دیگران منتقل کند. آن جلوه هایی که از عصبانیت و حسادت ناشی می شود، همان احساسات را به دیگر ذایره ها خواهد فرستاد. تو در برابر هر دوی آن ها مسوولی." 
این نخستین بار بود که دریافتم هر شخص قادر است صلح و یا ناسازگاری درونی خلق کند که در جهان پیرامونش جریان یابد. اگر وجودمان سرشار از نزاع، نفرت، تردید و خشم باشد، هرگز نمی توانیم صلح را در جهان برقرار سازیم. ما احساسات و افکاری را که در درون نگاه داشته ایم از خود ساطع می کنیم، چه در مورد آن ها صحبت کنیم چه سکوت اختیار کنیم. هرآنچه در درون خویش داریم به جهان پیرامون ما سرایت می کند و خلق زیبایی یا ناسازگاری با تمامی دوایر دیگر زندگی مرتبط می باشد. 

نتیجه اخلاقی : این تمثیل جاودانی را همیشه به خاطر بسپاریم که به هر چیزی توجه کنیم، رشد و توسعه می یابد، از افکارمان تا اعمالمان! 



درسیازدهم:پشت درب اطاق عمل نگرانی موج میزد. بالاخره دکتر وارد شد، با نگاهی خسته، ناراحت و جدی ... 
پزشک جراح در حالی که قیافه نگرانی به خودش گرفته بود گفت :"متاسفم که باید حامل خبر بدی براتون باشم، تنها امیدی که در حال حاضر برای عزیزتون باقی مونده، پیوند مغزه." 
"این عمل، کاملا در مرحله أزمایش، ریسکی و خطرناکه ولی در عین حال راه دیگه ای هم وجود نداره، بیمه کل هزینه عمل را پرداخت میکنه ولی هزینه مغز رو خودتون باید پرداخت کنین." 
اعضاء خانواده در سکوت مطلق به گفته های دکتر گوش می کردند، بعد از مدتی بالاخره یکیشون پرسید :"خب، قیمت یه مغز چنده؟" 
دکتر بلافاصله جواب داد :"5000$ برای مغز یک زن و 200$ برای مغز یک مرد." 
موقعیت ناجوری بود، خانمهای داخل اتاق سعی می کردند نخندند و نگاهشون با آقایان داخل اتاق تلاقی نکنه، بعضی ها هم با خودشون پوزخند می زدند ! 
بالاخره یکی طاقت نیاورد و سوالی که پرسیدنش آرزوی همه بود از دهنش پرید که : "چرا مغز خانمها گرونتره؟" 
دکتر با معصومیت بچه گانه ای برای حضار داخل اتاق توضیح داد که : "این قیمت استاندارد مغزه!" 
ولی مغز آقایان چون استفاده میشه، خب دست دومه و طبیعتا ارزونتر!" 

نتیجه اخلاقی : این مطلب رو برای تمام آقایان باهوشی که به یه لبخند جانانه نیاز دارن بفرستین ...


 
comment نظرات ()
 
 
رازهای افرادی که بیمار نمی شوند
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸۸
 

بعضی افراد به نظر می رسد که هیچگاه بیمار نمی شوند. ممکن است بسیاری از نزدیکان این افراد در اطراف آن ها عطسه کنند، سرفه کنند و بیمار باشند، اما اینها مانند قهرمانان خیالی داستان ها همیشه سالم و سرحال و مایه حسادت دیگرانند.
به جای حسادت کردن به این افراد، بهتر است رازهای سلامتی آن ها را بدانید و آن ها را در زندگی خود به کار گیرید.
ورزش کنید
Jennifer Casseta یک ورزشکار ورزش های رزمی و ساکن شهر نیویورک است. او هیچگاه مریض نمی شود. او می گوید: “ورزش کردن به ذهن آرامش می دهد و استرس را کم می کند و سیستم قلبی عروقی و سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.” سلامتی او از ۱۰ سال قبل که ورزش های رزمی را شروع کرد به طرز چشم گیری افزایش یافت. او در سن ۲۰ سالگی یک دختر سیگاری و همیشه بیمار بود. و اکنون در سن ۳۰ سالگی تغذیه او تغییر کرده، ورزش می کند، سیگار نمی کشد و احساس انرژی و سلامت بیشتری می کند.
Dr. Christiane Northrup نویسنده کتاب Womens’s Bodies, Women’s Wisdom می گوید:”وقتی گردش خون بدن افزایش پیدا می کند، تعداد گلبول های سفید بدن شما افزایش می یابد و این گلبول ها به کار پاکسازی بدن از میکروب ها می پردازند و شما را از بیماری ها در امان نگه می دارند.”
به دهان خود اهمیت بدهید
دهان یکی از بهترین راه ها برای ورود بسیاری از میکروب های بیماری زا به بدن است. مسواک زدن و غرغره کردن روزانه دهانشویه های آماده، علاوه بر اینکه بهداشت دهان و دندان شما را به عنوان بخشی از سیستم گوارش شما بهبود می بخشند، باعث از بین بردن میکروب هایی می شوند که از طریق دهان شما قصد ورود به بدن و بیمار کردن شما را دارند. بنابراین شما با مسواک زدن و شستشوی مرتب دهان خود با دهانشویه ها، حجم عظیمی از میکروب ها را از بدن خود دور می کنید.
علائم اولیه بعضی بیماری ها (مانند دیابت و …) در دهان بروز می کند. بنابراین با توجه و مشاهده روزانه دهان خود می توانید به راحتی اقدام به پیشگیری از این بیماری ها کنید.
هر روز میوه و سبزیجات بخورید
“An apple a day keeps the doctor away” واقعا جواب می دهد !
Quercetin یک ماده آنتی اکسیدان است که در سیب قرمز وجود دارد و همانند سایر آنتی اکسیدان های موجود در میوه ها و سبزیجات، در پیشگیری از ابتلا به سرطان های مختلف نقش دارد و باعث تقویت سیستم ایمنی بدن می شود.
Dr. David Nieman استاد دانشگاه Appalachian State University در تحقیقی بر روی گروهی از دوچرخه سواران، آن ها را به دو گروه تقسیم کرد. برای گروه اول از این افراد داروی حاوی Quercetin را به مدت ۵ هفته تجویز کرد و برای گروه دوم دارونما تجویز کرد. نتایج مطالعه نشان داد که پس از ۲ هفته فقط ۵% از افراد گروه اول ناراحتی تنفسی پس از دوچرخه سواری طولانی مدت را گزارش کردند ولی ۴۵% از افراد گروه دوم پس از دوچرخه سواری طولانی مدت دچار ناراحتی های تنفسی می شدند.
همچنین تحقیقات دیگر ثابت کرده اند آنتی اکسیدان Quercetin باعث هوشیاری بیشتر ذهن و افزایش سرعت واکنش در ورزشکاران می شود.
نگرانی و استرس را از خود دور کنید
ترس و نگرانی و انتظار اتفاقات بد را کشیدن، باعث تضعیف سیستم ایمنی شما می شود. نگرانی و استرس دائمی باعث افزایش ترشح هورمون های کورتیزول و اپی نفرین می شود که تضعیف سیستم ایمنی را به دنبال دارند.
میزان دریافت ویتامین را افزایش دهید
به نظر می رسد که یک اپیدمی کاهش ویتامین در دنیا وجود دارد. تمام مردم به ویتامین D نیاز دارند، این ویتامین در ماهی، تخم مرغ و شیر وجود دارد. داروهای خاصی مانند داروهای آنتی اسید می توانند باعث کاهش دریافت مواد مغذی مانند ویتامین D شوند.
مطالعات نشان می دهد که بسیاری از مردم دنیا به مقدار کافی ویتامین C دریافت نمی کنند. مرکبات منبع غنی این ویتامین هستند. مصرف دائمی ویتامین C باعث تقویت ایمنی بدن شما می شود.
مثبت فکر کنید
هر فکری در ذهن شما باعث ایجاد زنجیره ای از واکنش های بیوشیمیایی در بدن شما می شود. افکار مثبت باعث افزایش سطح نیتریک اکسید می شوند که این ماده باعث تعادل میان نوروترانسمیترها و بهبود عملکرد ایمنی و بهبود گردش خون در بدن شما می شود. هر چقدر سطح نیتریک اکسید در بدن شما افزایش یابد، مقاومت بدن در برابر بیماری ها افزایش می یابد.
ارتباطات اجتماعی خود را گسترش دهید
بین شخصیت افراد و میزان مقاومت آن ها نسبت به بیماری ها ارتباط وجود دارد. بنا بر نتایج تحقیقات انجام شده در دانشگاه Carnegie Mellon University ، افراد دارای شخصیت برون گرا نسبت به افراد دارای شخصیت درون گرا، در مواجهه با میکروب ها، کمتر دچار بیماری می شوند.
بیشتر به نظافت دست ها یتان اهمیت دهید
شستشوی مرتب دست ها یک راه مناسب برای مبارزه با میکروب هاست. بسیاری از میکروب ها بر روی اشیا اطراف پراکنده اند و همیشه از طریق دست زدن به اشیا اطراف، این میکروب ها وارد بدن ما می شوند.
به اندازه کافی بخوابید
خواب یکی از بهترین راه ها برای سالم ماندن است. کیفیت خواب بسیار مهم است. افرادی که زود به خواب فرو می روند و یک خواب پیوسته دارند سالم تر از افرادی هستند که در طی شب مکررا از خواب بیدار می شوند.
یک خواب شبانه راحت سیستم ایمنی را ترمیم می کند. زیرا به هنگام خواب سطح ملاتونین خون افزایش می یابد که در بازسازی و بهبود عملکرد سیستم ایمنی نقش مهمی دارد.


 
comment نظرات ()
 
 
پــایـنـده بـاد خـلـیـج هـمـیـشـه پــارس
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۸
 


سفره هفت سین در زیر آبهای خلیج همیشه فارس
























 
comment نظرات ()
 
 
مردی که حتی عکس هم از او یافت نمی‌شود!
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ٥:٥٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۸
 

قدس - درگذشت منصور امیرآصفی به عنوان یکی از مردان تأثیرگذار فوتبال ایران که طی سالهای اخیر جدال سختی با بیماری سرطان داشت آن طور که باید در رسانه های ورزشی انعکاس داده نیافت و جالب اینکه حتی تلویزیون عکسی از امیرآصفی برای نمایش دادن در کنار خبر درگذشت او در اختیار نداشت!

نشریه «نیمکت» که نشریه داخلی کانون مربیان فوتبال ایران است در یکی از آخرین شماره های خود گفتگوی گزارش گونه نسبتاً مفصلی با مرحوم امیرآصفی انجام داده که مرور دوباره آن در فضای فعلی خالی از لطف نیست. شاید بدین ترتیب گوشه ای از حق نادیده گرفته شده یکی از شریف ترین مربیان تاریخ فوتبال ایران ادا شود. ما و پدرانمان نمی دانیم دردهه 30 خورشیدی و درخیابان ری و محله باغ آصف الدوله، گل کوچک و نوشابه وجود داشت یا نه، اما با تحقیق درباره زندگی اولین کاپیتان تاریخ تیم ملی مطمئن شدیم عشق به معنای واقعی کلمه دراین محله قدیمی موج می زد.

منصور امیرآصفی در 13 سالگی به جامعه فوتبال پیوست. او و بچه های محله آصف الدوله اولین فوتبالیستهایی نبودند که درنقش اساطیر، غلبه کوچکها بر بزرگان را عینیت بخشیدند، اما کار بزرگ آنها درتیم محلی «شرق» حداقل درفوتبال ایران کم سابقه بود. امیرآصفی و بچه های محل پی درپی تابو می شکستند. پرویز قلیچ خانی، علی پروین و خیلی از ستاره های آینده فوتبال کشورمان درهمان زمین خاکی معروف اوج گرفتند. ازآنجا که علم بهتر از ثروت تلقی می شد، بچه های شرق از دل اصول تجربی به دنیای آکادمیک نقب زدند و دراین بین آصفی پیشقدم بود. او باوجود سابقه اندک پیشنهاد حضور توأمان به عنوان مربی- بازیکن را پذیرفت. زمان گذشت. شاگرد ممتاز کلاس مربیگری «دیتمار کرامر» به لندن اعزام شد و درتمرینات آرسنال هرآنچه از علی الهی (نخستین مربی اش درشرق) آموخت را به لندنی های مغرور نشان داد.

***

عمر دوران بازی امیرآصفی دیری نپایید و او با اتکا به درسهای آلن راجرز انگلیسی روی نیمکت کیان نشست. انتظار قهرمانی از تیمی که ایدئولوگش یک اخلاق گرای صرف بود، بیهوده به نظر می رسید. امیر حاج رضایی دراین باره جمله بدیهی، اما جالب توجهی دارد: تیمهای منصورامیرآصفی هیچ گاه قهرمان نشدند و هیچ گاه سقوط نکردند.
11 سال مربیگری او در آرارات، خاطره تبدیل تیم ارامنه به قطب سوم فوتبال تهران را ابدی ساخت؛ درست مانند کشف اعجوبه هایی به نام پرویز قلیچ خانی و علی پروین. امیرآصفی البته آن قدر تواضع داشت که موفقیت این دونفر را به نام خود ننویسد.

اودرآخرین مصاحبه خود گفت: جنوب شرق تهران منطقه پرجمعیتی بود و ما می توانستیم در زمین 3 تیم باشگاهی کیان، البرز و برق به شناسایی استعداد حدود 130 جوان بپردازیم.

رشد پروین و قلیچ خانی هم بیشترنتیجه استعداد خودشان بود تا کار ما، اما بچه ای که نامش رستم بود، وقتی بزرگ شد پدرش را ترساند...

***

امیرآصفی پس از یک سال مربیگری درکیان، یک سال مربیگری در برق، 11 سال مربیگری در آرارات و 12 سال حضور مؤثر در تیمهای دانشکده های دانشگاه تهران آمده بود در پرسپولیس همیشه پرآشوب پایان نامه خود با عنوان «نسخ بازیکن سالاری» را ارائه کند، اما درسومین ماه مربیگری قطب پایتخت، دمل چرکین سرباز کرد. پروین امروز و علی زاغی دیروز در ادامه مبارزه آصفی با «بازیکن سالاری» از ترکیب پرسپولیس بیرون ماند و فشار تماشاگران به اوج رسید. «عبده»، مالک وقت این تیم و یکی از چند سرمایه دار بزرگ ایران هم برای از دست ندادن وجهه پرطرفدارترین تیم ایران نمی توانست یا نمی خواست ستاره سالاری را فدای اصول اخلاقی کند. حمایت او از تماشاگران درحکم تأیید حکم خروج امیرآصفی بود. پاییز پدر و نه پدرسالار فرارسیده بود.

***

صفت «پدر» وقتی به نام امیرآصفی سنجاق می شود که از حاج رضایی درباره اصول تاکتیکی مربی پرسپولیس می پرسیم: در دهه های 30 و 40 شمسی، فوتبال مبتنی براصول علمی نبود و مربی بیشتر نقش پدر تیم را داشت؛ با این حال امیرآصفی به دلیل ارتباط نزدیک با مساروشی، مربی بزرگ اهل مجارستان از علم روز بهره می برد.

بعدها حتی شاگردانی مانند احمد خداداد و مجید جلالی راه استاد خود را پی گرفتند و به لطف افزایش رسانه های گروهی و بازشدن فضای بسته، خیلی راحت تر از امیرآصفی به تلمذ علم در فوتبال پرداختند.

مردی که درالمپیک توکیو، پرچمدار تیم فوتبال ایران بود، به شکل نامحسوسی از فقر اطلاعاتی دوران خودش گلایه دارد: تنها نشریات ورزشی آن دوران فقط یکی دو ستون به خبرهای فوتبالی اختصاص می دادند و اینترنت و کتابهای علمی هم اساساً یافت نمی شد. پس حتماً تصدیق می کنید امثال عباس شنیده گر، عبدا... شوتی، مبشر، غریب، انشا ء و بزرگان دیگر تنها به خاطر برخورداری از استعداد و غریزه فوتبالی رشد یافتند.

گلایه های امیرآصفی در ادامه بیشتر می شود: بابت صعود به المپیک 1964 توکیو به اعضای تیم صد و به قلیچ خانی ذخیره نشین پنجاه تومان پاداش دادند. آن زمان اساساً پولی وجود نداشت.
... و لابد عشق بود و عشق!

***

روایت مجید جلالی از منصور امیرآصفی خواندنی است: او اخلاق مدار و با دیسیپلین بود. در کیان تیم جوانی داشت، اما دردسرهایش از زمان قبول مربیگری پرسپولیس شروع شد؛ زمانی که چند بازی علی پروین را بیرون گذاشت و مدیرعامل وقت تحت تأثیر فشار تماشاگران پس از تساوی با تیم برق به بهانه های مختلف حکم اخراج امیرآصفی را امضا کرد.

او پس از انقلاب در آرارات منشأ اثرات مثبتی شد و حتی تا آستانه مربیگری تیم ملی کشورمان هم پیش رفت، اما دل زده از اتفاقهای دوران حضورش در پرسپولیس به دلایل نامعلومی اجازه داد سایر نامزده ها به آرزویشان برسند.

***

عزلت گزینی تاریخ زنده فوتبال ایران از آن روز تا هم اکنون ادامه دارد. او آدمها و وقایع را خیلی خوب به یاد دارد؛ نشان به آن نشان که هنوز از لیادین، (سرمربی اسبق ذوب آهن) به عنوان مردی بدون حتی یک جلسه تمرین تکراری نام می برد، نقش امثال جلال طالبی در موفقیت تیم ملی ایران را اندک می داند و می گوید: ما باید از انگلیسی ها الگوبرداری کنیم. انگلیسی ها حاضر نیستند نوع رانندگی خود را اصلاح کنند، اما برای بهترین باشگاههایشان مربی خارجی می آورند.

جوان دیروز محله آصف الدوله از کرامر و مبشر، رئیس اسبق فدراسیون فوتبال هم به نیکی یاد می کند: می گفتند هرتیمی که از حریم هوایی ایران رد می شد، توسط آقای مبشر برای برگزاری یک بازی دوستانه مدنظر قرار می گرفت! درباره کرامر هم باید بگویم پس از کلاسهای او برخلاف گذشته می شد بیش از نیم ساعت به شکل تخصصی درباره فوتبال صحبت کرد !

***

حاج رضایی درابتدای صحبت از امیرآصفی می گوید، در طول نیم قرن فعالیت درفوتبال آدمی به شخصیت و وقار او ندیده است.

حاج رضایی راست می گوید. جلالی می گوید نظم و توجه به اصول اخلاقی، امیرآصفی را از سایر همنسلان وحتی اسلاف او متمایز می کرد. جلالی هم راست می گوید. فقط این فوتبال دروغ می گوید؛ فوتبالی که به باور کاپیتان تیم ملی در المپیک 1964 ، تربیت و اصلاح را رها کرده و به جای هدف گذاری و الگوبرداری هنوز حتی در برتری برابر تیمهای درجه دوم آسیا هم مشکل دارد.

***

حتی در خیابانهای ری هم به موازات آسمانخراشها، مغازه های فست فود با انواع نوشابه های رنگارنگ یافت می شود، اما آنجا هم مثل سایر محلات این شهر مدرن شده فلافل فروشی های سنتی رونق خاص خود را دارند. نسل « فوتبال شرطی و نوشابه فانتا» نیز درجستجوی معصومیت از دست رفته و همیشه بودنی های این فوتبال نفس می کشد.


 
comment نظرات ()
 
 
کی چی سوار میشه؟
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ٥:۱۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۸
 


 
comment نظرات ()
 
 
!! ترکیه: نه تنها فارابی که نظامی هم برای ماست
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸۸
 

« پیش از این نیز مشابه چنین اعتراضاتی در مورد بسیاری از شخصیت های جهانی مانند حکیم نظامی گنجوی، مولانا، صائب تبریزی، قطران، خاقانی و غیره نیز مطرح گردیده و بدون توجه به هویت قومی و زبانی مفاخر علمی و ادبی و تنها با تکیه بر زبان نوشتاری مورد استفاده آن دوران اظهارنظرهای غیر علمی ارائه شده است.»

ایران بالکان (ایربا): در حالی که چندی پیش اظهار نظر رئیس فرهنگستان هنر قزاقستان در حضور علی معلم مبنی بر ملیت قزاقستانی فارابی با واکنش گسترده محافل فکری و ادبی ایران مواجه شد، رادیو و تلویزیون دولتی کشور ترکیه با انتشار گزارشی نسبتا مفصل از معتقدان به ایرانی بودن این فیلسوف بزرگ انتقاد کرده و تاکید کرده است که این شخصیت علمی، ترک بوده است!


این رسانه دولتی کشور ترکیه یادداشت خود به قلم "محمدرضا هیات" در این باره را اینگونه آغاز کرده است: « چندی پیش رئیس فرهنگستان هنر قزاقستان که برای امضای قراردادی با فرهنگستان هنر ایران به تهران آمده بود، ابونصر فارابی فیلسوف بزرگ شرق را یک شخصیت قزاقستانی معرفی نمود و او را مورد تجلیل قرار داد. این اظهارات سبب شد تا برخی از نویسندگان ایرانی طی مصاحبه ها و نوشته هایی به اعتراض پرداخته و سخنان رئیس فرهنگستان هنر قزاقستان را نادرست و دور از واقعیت تلقی نمایند.»


در ادامه این گزارش با طرح ادعایی جالب توجه مبنی بر اینکه "شخصیت هایی چون نظامی گنجوی، مولانا، صائب تبریزی، قطران خاقانی و بسیاری دیگر از مفاخر ادبی ایران، ایرانی نبوده اند!" می خوانیم: « پیش از این نیز مشابه چنین اعتراضاتی در مورد بسیاری از شخصیت های جهانی مانند حکیم نظامی گنجوی، مولانا، صائب تبریزی، قطران، خاقانی و غیره نیز مطرح گردیده و بدون توجه به هویت قومی و زبانی مفاخر علمی و ادبی و تنها با تکیه بر زبان نوشتاری مورد استفاده آن دوران اظهارنظرهای غیر علمی ارائه شده است.»


رسانه رسمی کشور ترکیه ادامه می دهد: « در سده های گذشته هر یک از زبان های ترکی، فارسی و عربی به عنوان سه زبان اصلی ممالک شرقی دارای جایگاه و کاربرد خاصی بوده اند؛ عربی، زبان علمی و عرفانی آن دوران بود. اغلب دانشمندان غیر عرب نیز مانند حکیم فارابی، ابو ریحان و ابن سینا اثار علمی خود را به این زبان به رشته تحریر درآوردند. فارسی نیز زبان شعر و ادبیات بود که باز بسیاری از شعرای غیر فارس مانند حکیم نظامی گنجوی، مولانا، خاقانی شیروانی و قطران تبریزی اغلب و یا بخشی از اشعار خود را به فارسی سروده اند.»


این گزارش بدون توجه به قلمرو سرزمین ایران در دوره های گذشته و با طرح نمونه ای نه چندان مرتبط با این ادعای عجیب، می افزاید: « مشابه چنین اوضاعی در روسیه نیز تا قبل از قرن هجدهم وجود داشت و شعرای روس آثار خود را به زبان فرانسوی می سرودند ولی تاکنون هیچ ادعایی در مورد مورد فرانسوی الاصل بودن شعرای روس مطرح نگردیده و یا مورد توجه قرار نگرفته است.»


رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه با اشاره به این مسئله که «در سده های گذشته زبان ترکی، زبان سلطنتی و نظامی کشور بوده»، مدعی شده است که «در دورانی نه چندان دور تمامی درباریان اعم از ترک و غیر ترک به این زبان تسلط داشته اند و بسیاری از مکاتبات و قراردادهای سیاسی با دیگر کشورها به این زبان نوشته می شده است.»


این مطلب با اشاره به زندگی نامه حکیم ابوالنصر فارابی نوشته است: « گفته می شود، حکیم فارابی در طول مدت حیات خود، به ویژه در مصر همواره لباس مخصوص ترکان را بر تن داشته و بیشتر به ترکی تکلم می کرده است. اولین منابعی که اطلاعاتی در مورد حکیم فارابی در آن یافت می شود، به 200-150 سال پس از حیات وی تعلق دارند. به گفته دانشمندان او از بزرگترین فلاسفه اسلامی است و در میان آنان کسی به پایه و رتبه‌ی او در فنون نرسیده است. شیخ الرئیس ابوعلی سینا که خود از نوابغ شرق می باشد، به کتابهای او استدلال نموده و از کلمات و گفتار او درتألیفات خود استفاده نموده و بهره‌مند شده است.»


در این گزارش همچنین آمده است: « همانگونه که از نامش نیز پیداست، فارابی، فرزند شخصی بنام محمد بوده و جد او به طرخان و سپس به اوزلغ (اوزلوق) می رسد. طرخان یک عنوان ترکی است که در دوره های قدیم در میان ترکان بکار می رفته است. کلمه اوزلغ از ریشه "اوز" به معنی مهارت و با پسوند "لغ" (لوق) که از پسوندهای بسیار رایج در زبان ترکیست، ساخته شده و به معنی مرد با مهارت آمده است. کلمه "اوز" امروزه نیز در لهجه های مختلف ترکی کاربرد داشته و در ترکی ترکیه ای نیز در واژه هایی مانند "اوزمان" به معنی متخصص بکار می رود. استفاده از کلمه "الترکی" در آخر نام حکیم فارابی از سوی مورخین نیز بدین جهت است که فارابی در منابع تاریخی نیز همواره به عنوان یک فیلسوف و اندیشمند ترک شناخته شده و موسیقی ترکی و ایرانی نیز مدیون خدمات علمی و هنری او است.»


بخش مربوط به حکیم فارابی در گزارش مذکور با طرح این ادعا که « بسیاری از منابع از جمله "وفیات الاعیان" اثر ابوالعباس شمس الدین احمد بن محمد بن ابوبکر خلّکان بر ترک بودن فارابی تأکید کرده اند» پایان می یابد.


در ادامه گزارش این رسانه ترک زبان بدون توجه به این واقعیت که بخش قابل توجهی از ایرانیان سابق و کنونی نیز به زبان ترکی تکلم می کرده اند و این زبان صرفا منحصر به مرزهای مورد ادعا نبوده، حکیم نظامی گنجوی نیز به عنوان یکی از شعرای غیر ایرانی مطرح شده و آمده است: « حکیم نظامی اگرچه بیشتر اشعار خود را به فارسی که زبان شعر رایج آن دوران بود، نوشته ولی کلمات، ضرب المثل ها و مفاهیم ترکی را با مهارت خاصی در اشعار خود بکار برده، ترکها را مورد ستایش قرار داده و بارها بر ترک بودن خود تأکید کرده است.»


دو مورد از استدلال های این گزارش مبنی بر ترک بودن نظامی گنجوی، به این شرح است: « حکیم نظامی در اسکندرنامه قهرمان داستان خود اسکندر را "ترک رومی کلاه" می نامد. به عقیده حکیم نظامی ترک، مانند آفتابی است که از دریای چین طلوع کرده و کوهساران را روشن می سازد: دگر روز کین ترک سلطان شکوه / ز دریای چین کوهه برزد بکوه»؛ همچنین « او زمانی که می خواهد بزرگترین پیغمبران، امپراتوران و فرماندهان را توصیف کند، صفت ترک را بکار می برد.»


این گزارش همچنین افزوده است: « حکیم نظامی گنجوی همچنین بسیاری از مفاهیم و ضرب المثل های رایج در زبان ترکی را به فارسی ترجمه نموده و در اشعار خود با مهارت خاصی بکار برده و بدین ترتیب در انتقال مفاهیم، واژه ها و مثل های فولکلوریک ترکی به زبان و ادبیات فارسی نقش بزرگی ایفا کرده است.»


نویسنده این گزارش همچنین مدعی است که با سبب به کار گیری برخی کلمات ترکی در آثار حکیم نظامی گنجوی از جمله " آلاچیق، آماج، بیرق، سنجاق به معنی پرچم، تتق به معنی سایه بان، توتماج نوعی غذای ترکی، چالش به معنی حمله، بزک به معنی زینت، قلاوز به معنی راهنما، طغان به معنی باز و مرغ شکاری، قارینجا مورچه، اوزان خنیاگر، گردک حجله" او فردی غیر ایرانی بوده است!


انتشار این گزارش از سوی رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه در حالی صورت می گیرد که این شبکه چندی پیش با انتشار مطلبی مشابه، مدعی شده بود که عید نوروز نیز از جمله میراث فرهنگی این کشور محسوب می شود!


طرح ادعای مذکور از سوی رسانه رسمی کشور ترکیه در حالی صورت می گیرد که مدتی قبل، حسن بلخاری قهی، رئیس پژوهشکده هنر فرهنگستان هنر، در گفت و گویی که با یکی از رسانه های ایرانی انجام داد تاکید کرد: بلخاری ادامه داد:«ابوعلی سینا دانشمند ایرانی نیز در افشنه بخارا که در حال حاضر در کشور ازبکستان است متولد شده است اما جهانیان همه بر این باورند که ابن سینا یک دانشمند ایرانی است و به اندیشه و تاریخ ایران تعلق دارد.»


او در این گفتگو یادآور شد که «در زمان‌های قدیم نیشابور و ری به‌عنوان دو حوزه علمیه قدرتمند در منطقه شناخته شده بود و مستعدان تحصیل علوم متفاوت برای کسب علم به این دو حوزه سرازیر می‌شدند زیرا در این دو مرکز علمه اساتید برجسته‌ای حضور داشتند و مجالس علمی فراوانی وجود داشت.»


وی تاکید کرد:«بنابراین ایران محل تربیت و رشد اشخاص چون فارابی و ابن سینا بوده است و تفکر این اندیشمندان در ایران به بارنشسته بنابراین مطلقا اعلام می‌کنیم این اشخاص به تاریخ ایران تعلق دارند و از افتخارات ایرانیان به شمار می‌آیند.»


بلخاری در عین حال تصریح کرد که برخی جریان‌های بیگانه سعی دارند هویت فرهنگی ایران را به اسم خود مصادره کنند و ادعاهایی از قبیل ترک خواندن مولانا، قزاق خواندن فارابی، ملاصدرا، ازبک خواندن ابن سینا، و حتی عرب نامیدن خلیج فارس، همه و همه مصداق‌های بازری از تهاجم فرهنگی هستند که در مواجهه با این جریانات باید تمهیدات ویژه‌ای را در نظر گرفت. 


 
comment نظرات ()
 
 
فوتبال را برای ثروتمند شدن نخواست
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸۸
 

زیدان را می‌توان در محلات شمالی شهر مادرید، در حال گفت‌وگو با یکی از کارکنان پمپ بنزین، انتظار در رستورانی ایتالیایی و همراه با فرزندانش در کوچه و خیابانها مشاهده کرد.

سال گذشته بود که این اسطوره فرانسوی به کمپ تمرینی والدبباس رفت و در تعدادی از بازی‌های تیم پیشکسوتان رئال حاضر بود. شرایط فیزیکی او در این جلسات آن قدر خوب بود که همه از او می‌پرسیدند:« چطور ممکن است که بازنشسته بشوی وقتی که هنوز می‌توانی به خوبی بازی کنی؟»

خیلی از دوستان این اسطوره فرانسوی می‌گویند که زیدان از صحبت کردن در مجامع عمومی واهمه دارد. زیدان همان کفش‌های همیشگی چرم مشکی‌اش را می‌پوشد و پیراهن‌های پنبه‌ای او مثل همیشه است. در سن 37 سالگی، آن قدر کم حرف است که گویی جوانی 17 سالهاست و همین صحبت‌ها نیز مثل رشته‌ای از کلمات کوتاه است که همیشه نگران هستی که به سرعت به پایان برسند. او هر کلمه را با اشتیاق و اضطراب خاصی به زبان می‌آورد و تن صدایش همچنان جوانانه و شاید حتی بچه گانه است. به نظر می‌رسد، هنوز بخشی از روحش در محله دوران کودکی‌اش در مارسی جا مانده است.

یکی از سرگرمی‌های زیدان حضور در جایگاه اختصاصی ورزشگاه برنابئو در روزهای یکشنیه است. برغم آنکه فلورنتینو پرس به زیدان پیشنهاد داده تا در جایگاه مورد علاقه‌اش در رختکن این تیم مشغول به فعالیت شود، ولی این اسطوره فرانسوی ترجیح می دهد تا همیشه در مواقعی خاص و همیشه بدون آنکه وجهی دریافت کند برای رئال به فعالیت بپردازد.

زیدان از زمانی که از دنیای فوتبال خداحافظی کرد، وقتش را با خانواده و دوستانش سپری می‌کند و نیز در انجمن‌ها و اتحادیه‌های بشردوستانه‌ای به فعالیت می‌پردازد.

خود زیدان در این باره می‌گوید:« من مؤسس انجمن ELA در فرانسه هستم و از این بابت بسیار خوشحالم. ما توانسته‌ایم تا به خانواده‌ها و کودان زیادی کمک کنیم تا بتوانند زندگی طبیعی داشته باشند و درس بخوانند. حس می‌کنم که کار بزرگی انجام می‌دهم.»

بیشتر فوتبالیست‌های بزرگ پس از آنکه در دنیای فوتبال به شهرت رسیده و مبدل به نماد شدند، پس از خداحافظی از دنیای فوتبال به سراغ فعالیت‌هایی می‌روند که با قدرت سر و کار دارند: تجارت، فعالیتهای اجرایی، ریاست باشگاه‌ها و یا مدیریت فنی تیم‌های بزرگ. ولی اینها برای زیدان هیچ ارزشی ندارد. اسطوره فرانسوی در صحبت‌هایی در این‌باره می گوید:« در این خصوص چه می‌توانم بگویم؟»

او شانه‌هایش را بالا انداخته و با لبخند می‌گوید:« هیچ وقت گمان نمی‌کنم که من می‌خواهم زندگی را ببرم، همان طور که زندگی مقابل من برنده شده است. من فوتبال را برای ثروتمند شدن بازی نکردم. به این دلیل فوتبال بازی می‌کردم که هیچ وقت تصورش را هم نمی‌کردم که می‌توانم کار دیگری انجام دهم. فوتبال به من همه چیز داد و وقتی می‌گویم همه چیز، یعنی همه چیز... پول، ارزش و اعتبار و.... اکنون می‌خواهم یک کار انجام دهم: انتقال هرآنچه که آموخته‌ام به سایر افراد. برای آنکه حداقل به عنوان یک الگو و مرجع فوتبالی باشم. نمی‌گویم که من یک الگوی خوب و کامل هستم، ولی کودکان همیشه باید این گونه فکر کنند. به عنوان مثال اسطوره دوران کودکی من انزو فرانچسکولی بود، همیشه می‌خواستم مثل انزو باشم و نجابت، تلاش و فعالیت و زحماتی که او می‌کشید، برایم ستودنی بود.»

زمانی که زیدان از دنیای فوتبال خداحافظی کرد و زمانی که سعی کرد تا وارد مرحله جدیدی از زندگی شود، بازگشت جالب توجهی به گذشته‌ها داشت. زیدان تصمیم گرفت تا نماد دوران کودکی‌اش را بیش از پیش بشناسد. می‌خواست با انزو فرانچسکولی اروگوئه‌ای آشنا شود.

زیدان از لحظه‌ای که 20 سال پیش انزو را در ورزشگاه ولودرام شهر مارسی دید، می‌گوید:« بدون آنکه بداند، به من کمک‌های زیادی کرد. زمانی که 14 یا 15 سال سن داری، بدترین شرایط سنی‌ات را پشت سر می‌گذاری. در آن دوران است که از خود می‌پرسی که چه می‌خواهی انجام دهی. به پدرت پاسخگو هستی. در آن دوران باید تصمیمهای مهمی را بگیری و در آن دوره انزو برروی من تأثیر گذاشت. شاید نمی‌توانم بگویم که او چگونه به من کمک کرد. ولی زمانی که او را می‌بینم احساس احترام فراوانی نسبت به او دارم و زمانی که او را شناختم بیش از پیش تحت تأثیر قرار گرفتم.»

اکنون چند هفته‌ای است که زیدان و فرانچسکولی پروژه‌ای مشترک را با هم آغاز کردند. آنها آکادمی فوتبال ستاره‌ها را زیر نظر دارند و از روز پانزدهم ماه مارس، بازیکنان 16 ساله منتخب از کشورهای مختلف دنیا را که می‌خواهند مبدل به بازیکنی حرفه‌ای شوند، در مادرید گرد هم خواهند آورد. عملکرد این بازیکنان را تماشا و ضبط شده و در پایان برنده اصلی انتخاب می‌شود و جایزه‌اش این خواهد بود تا رقابت‌های پیش فصل را در اردوی یکی از تیمهای حاضر در لالیگا به سر برد.

زیدان ادامه می‌دهد:« فوتبال در کوچه و خیابان آغاز می‌شود. در آنجاست که یاد می‌گیری که در دنیا تنها نیستی و افراد دیگری نیز هستند که خواسته‌های مشابه با تو دارند. اگر تو به آنها کمک کنی، آنها نیز به تو کمک خواهند کرد. محدودیت‌های واقعی در دنیای فوتبال در مدارس وجود دارد. زمانی که فوتبال در کوچه به پایان می‌رسد، می‌توانی هر کاری که می‌خواهی انجام دهی، ولی در آکادمی فوتبال قوانینی وجود دارد. قوانینی برای خوابیدن، برای بیدار شدن، برای خوردن. تمام زندگی من این گونه گذشت. اکنون جوانان فشار بیشتری را متحمل می‌شوند، ولی فوتبال همین است. من این فشارها را در 15 سالگی تحمل کرده‌ام. با همین فشارهاست که به موفقیت می‌رسی، به همین دلیل است که باید خوب بخوری و خوب بخوابی. این فشاری است که من آن را دوست داشتم. فشار بد آن است که تو را مجبور کنند که بهترین بازیکن دنیا شوی. من به فرزندانم گفتم که می‌توانند فوتبال بازی کنند، بدون آنکه بهترین بازیکن دنیا باشند. خود من هم بهترین نبوده‌ام، ولی برای آنکه بهترین باشم تلاش زیادی انجام دادم.»

زیدان در مورد کریس ادامه داد:« کریس می‌خواهد بهترین باشد. او این را می‌گوید ولی گفتن یک چیز است و عمل کردن گفته‌ها موضوع دیگری است. او این را گفت و نهایت تلاشش را نیز به کار می‌گیرد.»

او هر سه روز یک بار بازی می‌کند و نباید هیچ اشتباهی را مرتکب شود. حتی اگر تحت فشار هم باشد، برایش تفاوتی نمی‌کند. اگر برایش سوت بزنند هم اهمیتی ندارد. او حتی این را دوست دارد و از شنیدن صدای سوت‌ها روحیه می‌گیرد، ولی من اصلاً این طور نبودم.

زیدان در پایان صحبت‌هایش با آنالیز شرایط کنونی رئال، اشاره کرد که این تیم، به تیم رئال دوره او شباهت‌های زیادی دارد و گفت:« در دوره من، مثل الان، رئال تیمی بود که برای مهاجمان ساخته شده بود. چرا؟ چون با در اختیار داشتن چنین بازیکنانی می توان در هر دیدار سه گل به ثمر رساند. این همان کاری است که در زمان حضور من انجام می‌دادیم و همیشه هم همین طور بوده است. این فلسفه ای است که همگان آن را نمی‌پسندند، ولی نباید فراموش کنید که رئال مدافعان خوبی هم دارد: «په په، سرخیو، گارای، آلبیول و...» حتی آنها هم برای تیم گلزنی می‌کنند. البته باید به این نکته اشاره کنم که زیبایی فوتبال این است که نمی‌دانیم که در آن چه رخ خواهد داد


 
comment نظرات ()
 
 
968,970,800,564 "دلار"؛ هزینه‌ جنگ‌های آمریکا در عراق و افغانستان تاکنون
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸۸
 

جنگ‌های آمریکا در عراق و افغانستان، تاکنون 968میلیارد و 970 میلیون و 800 هزار و پانصد و شصت و چهار دلار هزینه داشته و پیش‌بینی می‌شود این میزان تا پایان سال مالی 2010 به بیش از یک تریلیون دلار برسد.

به گزارش شبکه ایران، جنگ‌های آمریکا در عراق و افغانستان تاکنون بیش از 968میلیارد و 970 میلیون دلار برای این کشور هزینه در بر داشته است.

بنا بر این گزارش، پایگاه اطلاع‌رسانی "نشنال‌پریتوریز" بر اساس بودجه‌های تصویب شده جنگ‌های عراق و افغانستان اعلام کرده که این هزینه‌ها تا پایان سال مالی 2010، به 1.05 تریلیون دلار خواهد رسید.

نمودار مقایسه هزینه‌ سالانه جنگ‌های آمریکا در عراق و افغانستان

 

این در حالی است که گفته نشنال‌پریتوریز، این هزینه‌ها شامل مبالغی که دولت آمریکا برای پشتیبانی از اعزام 30 هزار نیروی اضافی به افغانستان می‌بایست صرف کند، نمی‌شود.

این گزارش با اشاره به آنکه هزینه حمایت از 30 هزار نیروی اضافی که دولت اوباما به افغانستان می‌فرستد، حدود 30 میلیارد دلار خواهد بود، می‌نویسد: البته هزینه تجهیزات مورد نیاز این تعداد سرباز هنوز محاسبه نشده است.


 
comment نظرات ()
 
 
دیگر پهلوان زنده را هم عشق نیست
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸
 

دیگر پهلوان زنده را هم عشق نیست
تاریخ:16/12/1388

دروازه‌بانی که روزگاری نه چندان دور برابر بهترین مهاجمان ایران و آسیا و حتی جهان قد خم نمی‌کرد و برای اعتلای نام ایران مردانه می ایستاد، چند ماهی است زیر بار هزینه‌های درمان قدخم کرده و همه آنهایی که به عیادتش آمدند، تنها وعده دادند و رفتند.

ناصر حجازی دروازه بان پیشین استقلال و تیم ملی فوتبال ایران که سابقه مربیگری در برخی تیم های باشگاهی کشورمان و چند باشگاه خارجی را نیز دارد، روز ۲۳ آبان ماه سالجاری و به دنبال برخی مشکلات جسمانی و ریوی در بیمارستان بستری شد و انجام آزمایشات و معاینات لازم نشان داد وی باید تحت شیمی درمانی قرار بگیرد.

در همان روزهای ابتدایی بستری شدن حجازی در بیمارستان مدیران و مسئولان بسیاری از اهالی فوتبال و غیرفوتبال بر بالین او حاضر شدند و وعده‌های امیدوار کننده ای دادند. وعده هایی چون در اختیار قراردادن چک سفید فدراسیون فوتبال، پذیرفتن هزینه های درمانی تا ریال آخر و...

اما از آن روز تا به حال - که نزدیک به چهار ماه می شود - هنوز هیچ کمکی به ناصرحجازی صورت نگرفته است و مردی که روزگاری نه چندان دور ده‌ها هزار علاقمند و عاشق برایش هورا می کشیدند و مثل شیر درون دروازه تیم ملی فوتبال ایران می غرید، حال زیر بار هزینه های درمانی بیماری‌اش قد خم کرده است.

 

شاید ناصر حجازی و خانواده اش که تاکنون لب به اعتراض و انتقاد باز نکرده‌اند و حفظ آبرو و اعتبارشان را در اولویت قرار داده اند راضی به انتشار این اخبارهم نباشند.

اما زندگی فوتبال وظیفه خود می داند با انتشار این مطلب به همه آنهایی که بر بالین حجازی حاضر شدند و وعده های بزرگی دادند تا در تلویزیون و رسانه ها بزرگ شوند، یادآوردی کند که حجازی هم اکنون نیازمند یاری همه آنهاست.

آنهایی که وعده و وعید دادند و رفتند و پشت سرشان را هم نگاه نکردند بدانند که ناصر حجازی برای هر آمپول باید ۴.۵ میلیون تومان بپردازد و تاکنون بالغ با ۱۰۰ میلیون تومان هزینه اش شده است و با برآوردی که پزشکان کرده اند این هزینه به ۳۰۰ میلیون تومان هم خواهد رسید.

حالا وظیفه همه اهالی ورزش و خصوصا فوتبال است که دست در دست هم دهند و قهرمان پرآوازه و محبوب فوتبال ایران را در این برهه سخت و طاقت فرسا یاری کنند و اجازه ندهند بیش از این قد مرد رعنای فوتبال ایران زیر بار مشکلات مالی خم شود.


 
comment نظرات ()
 
 
با پیروزی مقابل ازبکستان؛ ایران به فینال جام جهانی کشتی آزاد راه یافت
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ٥:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸
 

تیم ملی کشتی آزاد ایران به فینال جام جهانی کشتی آزاد راه یافت.

به گزارش ایسنا، در دور سوم از مرحله مقدماتی جام جهانی کشتی آزاد در مسکو، تیم ملی ایران به مصاف ازبکستان رفت که با غلبه بر این حریف و کسب سومین پیروزی پیاپی رقیب روسیه در مسابقه فینال شد.

ایران در حالی ازبکستان قعر جدولی را 6-1شکست داد که این تیم در 84 و 96 کیلوگرم کشتی‌گیر نداشت. مصطفی آقاجانی، مهدی تقوی، سعید ریاحی و محمدرضا آذرشکیب در این مسابقه حریفان خود را شکست دادند.

بدین ترتیب، در گروه دوم مسابقات، تیم های ایران، آذربایجان، آمریکا و ازبکستان به ترتیب اول تا چهارم شدند.

نتایج انفرادی دیدار ایران – ازبکستان به ترتیب زیر است:

ایران 6 - ازبکستان 1

55 کیلوگرم: عباس دباغی در سه تایم مغلوب اویبک کامولوف شد.

60 کیلوگرم: مصطفی آقاجانی در دو تایم بهرام ارماتوف را برد.

66 کیلوگرم: مهدی تقوی در دو تایم مقابل یائیس تلگانوف برنده شد.

74 کیلوگرم: سعید ریاحی در دو تایم آبلوکولوف را شکست داد.

84 کیلوگرم: احسان لشگری حریف نداشت.

96 کیلوگرم: رضا یزدانی حریف نداشت.

120 کیلوگرم: محمدرضا آذرشکیب در دو تایم اولگ کالاگوف را مغلوب کرد.


 
comment نظرات ()
 
 
به بهانه درگذشت منصور امیرآصفی
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ٥:٢۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸
 

این روزها عزراییل دق‌الباب بلد نیست. از هر منفذی که فکرش را هم نمی‌کنی سراغت می‌آید. یک بار خلبان توپولف می‌شود، یک بار رنگ سرطان می‌گیرد و هزار بار شوکران را تقدیمت می‌کند. کوچ منصور میرآصفی هم از همین دست قصه‌هاست. با مرگ حرف زد، با مرگ راه رفت، با مرگ چای نوشید و با مرگ ُمرد. ساده ساده و هیچکس نپرسید او درون تنگنای دلش چه‌ها نهفته بود.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ـ‌ منطقه فارس، منصور امیرآصفی متولد 26 تیر 1312، در خیابان ری محله باغ آصف‌الدوله به دنیا آمد. کاشف استعدادهای بسیاری بود. خودش از سال 1330 زیر نظر علی‌الهی در باشگاه شرق توپ زدن را تجربه کرد تا بعدها پروین، قلیچ‌خانی، جانملکی و ... را به فوتبال ما معرفی کند.

بنیانگذار مکتب کیان روزی زیر قداره «باندبازی» قید پرطرفدارترین تیم ایرانی را زد و هیچکس هم نرفت بپرسد ناامن‌ترین نیمکت دنیا چرا در طرفه‌العینی وطن‌خواه، کونوف و امیرآصفی را بلعید. کسی کنکاش نکرد تا متوجه شود متین‌ترین مرد فوتبالی ما که بهمن ثقفیان همبازی سابقش در کیان در وصفش می‌گوید «یک بار داشتم سیگار می‌کشیدم وقتی منصورخان مرا دید از شرم سیگار را روی دستم خاموش کردم » چرا فقط سه ماه روی آن نیمکت برزخی دوام آورد. مظهر شرف و ادب و معرفت بود. ایویچ حق داشت به احترامش کلاه از سر بردارد و بگوید این ایرونی بی‌نظیر است بی نظیر بود و فوتبال ما مثل خیلی از بی‌نظیرها زیر تابوتش به یاد می‌آورد که می‌شد با او مهربان‌تر بود.

به گزارش ایسنا، منصور دست خط‌های بچه‌گانه خیلی‌ها را تصحیح کرد و مرفاوی ساخت، فنونی‌زاده تربیت کرد، بابازاده را اوج داد و شمع وجودش رفته‌رفته سرد شد. خنده‌دار بود، گریه برای این تراژدی کفایت نمی‌کند وقتی می‌بینی مرکب رهوار فوتبال را پدرخوانده‌ها نعل زده‌اند و اولین کاپیتان المپیک ایران در سال 1964 توکیو، دور از فوتبال با عزراییل سلام و با دنیا خداحافظی می‌کند. قصه دلدادگی فوتبال آماتور از شرم نداری، خود را در دامن حرفه‌ای‌گری کشت و رویاهایش را به دار کشید. همانجا ایستاد تا مضحک‌ترین قصیده سورئال فوتبال را تماشا کند. ققنوس خاکستر شده، جوانه نزد، یا شاید هم زد و از هر ذره خاکسترش کسانی قد علم کردند که منشور اخلاقی هم برایشان نسخه شفابخش نداشت. کسی رد آن لگد روی در رختکن فلان تیم پرطرف‌دار را نگرفت تا بعدها نخواهد ضمن عرض پوزش، ستاره‌ها را از کلانتری با ضمانت بیرون بیاورد.همه این رازها درون دل این مرد دوست داشتنی که همبازیانش می‌گویند روزی در انزلی آن قدر خوب بازی کرد که در خیابان هم تشویقش می‌کردند نهفته ماند.

فوتبال اگر مظهر تمدن است، اگر بوی جامعه‌شناسی آن را فرا گرفته، اگر می خواهد مدینه فاضله باشد، اگر انسان‌سازی می‌کند، اگر، اگر، اگر، ... نه، این اگرها را امروز در امجدیه تشییع می‌کنیم. یادش سبز و بدرود کاپیتان!


 
comment نظرات ()
 
 
بگو با کیان زیستی، تا بگویمت کیستی
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸
 

1/12/1388

نویسنده : بهروز رسایلی  

۱) امروز کنفرانس مطبوعاتی افشین قطبی برگزار می‌شود تا سرمربی به انزوا رفته تیم ملی کشورمان، پس از مدت‌ها چشم در چشم اصحاب رسانه بیندازد. امروز شاید سرانجام وقت آن رسیده باشد که از افشین قطبی بپرسیم؛ بپرسیم تا شاید مرهم روشنایی به زخم انبوه ابهامات ذهنی‌مان خانه کند و بتوانیم کمی روشن‌تر در مورد تیم‌ملی کشورمان و سرمربی سابقا محبوبش قضاوت کنیم. این مطلب قرار نیست نقد باشد، ستایش هم نیست اتفاقا؛ فقط مشتی سوال است که دوست داشتیم در روز کنفرانس مطبوعاتی کسی که امپراتورش لقب دادند، از او بپرسیم.
۲) چه شد آقای قطبی؟ مگر قرار نبود فهرست بازیکنان منتخب شما برای حضور در تیم‌ملی را شایسته‌ترین‌ها تشکیل بدهند؟ پس فرهاد مجیدی کجا رفت؟ کاپیتان استقلال چقدر دیگر باید گل می‌زد تا دوباره ملی‌پوش شود؟ گفتید پیر شده، اما مگر کریمی جوان است که رسم خداحافظی‌اش را شکستید و پیراهن تیم‌ملی را بر تنش پوشاندید؟ پس شیث رضایی کجا رفت استاد؟ منصف باش و توی دل خودت اسم سه مدافع میانی برتر ایران را مرور کن... آیا تو هر سه را دعوت کرده‌ای؟ مگر نه اینکه جنتلمن‌ها رابطه‌ای با عقده و کینه ندارند؟ نکند حق با مازیار زارع است که می‌گفت شما دو «رو» دارید؟ درست مثل سکه؛ نه؟ محسن خلیلی را چه کردی افشین خان؟ نکند تیم ملی بیمارستان است که فقط خلیلی مصدوم به کار شما می‌آید؟! راست می‌گویند با حبیب کاشانی و علی دایی مشکل داری؟ راستی ابراهیم میرزاپور را تنهایی می‌خواهی بگذاری توی گل....؟!
۳) چه شد آقای قطبی؟ چه شد که ناگهان تصمیم گرفتی علی کریمی را دوباره به تیم ملی دعوت کنی؟ شاید فهمیده‌ای خودت تنهایی ۲۰۰ نفر تماشاگر را هم نمی‌‌توانی به استادیوم بکشانی؟ کریمی کمی برای برنامه‌های بلند مدت شما خارجی‌های کار بلد(!) پیر نیست؟ خب یکدفعه مهدی و کریم را هم می‌گفتی بیایند. بد بود؟ با علی کریمی کدام راه نرفته را می‌خواهی بگذرانی؟ کدام راه را؟ با همین کاراکتر می‌خواستی نسل تازه فوتبال ایران را بسازی؟ شاید هم تایلند را بدون جادو و جنبل نمی‌توانی ببری؟ درست حدس زدیم؟!
۴) چه شد آقای قطبی؟ چه شد که اعتماد ما به شما سلب شد؟ کی، دقیقا کی عاشق دی‌کارمو شدی؟ همان وقتی که گنجشک را جای قناری به مردم قالب کرد؟ راستی مغازه این بابا کجاست؟ شکل و شمایل کفتر فروشی آقای گل لیگ برزیل(!)به اورجینالی پرنده بازهای همین خیابان مولوی خودمان هست؟ مارکو را کجا دیدی؟ راست است که می‌گویند فولادی شدن نونو والنته هم زیر سر همین بابا بوده؟ می‌ارزید جناب امپراتور؟ می‌ارزید به خاطرش به همکاران ما بگویید حیوان؟ راستی مارکو را بیشتر دوست داری یا پیت‌بیوتر را؟ کار کدام‌شان بهتر است؟ شنیده‌ای آقای قطبی که می‌گویند «بگو با کیان زیستی، تا بگویمت کیستی»؟ این همه دلال دور و بر شما چه کار می‌کنند حضرت آقای امپراتور؟ این خدمتی که می‌گفتی می‌‌خواهی به خاک وطنت بکنی، بدون این رفقای ناباب امکان‌پذیر نبود؟
۵) چه شد آقای قطبی؟ چه شد که سری قبل ما را پیچاندی؟ کی دوباره طاقتت طاق می‌شود رییس؟ این دفعه کجای کار قراردادت را زیر پای مبارک له می‌کنی و می‌روی پی زندگی‌ات؟ راستی این مرتبه رفتی آن طرف آب، به همان «امنیت اجتماعی» بسنده می‌کنی، یا این سری بقیه چیزهایمان را هم زیر سوال می‌بری؟ راستش را بگو رفیق. تا کجای کار با ما می‌آیی؟ رنکینگ فعلی فیفا با رده شصت و خرده‌ای، راضی‌ات می‌کند یا راستی راستی می‌خواهی سه رقمی‌مان کنی؟! شاید هم هدفت بالا بردن این پرچم باشد؛ تا کجا؟ چه شکلی؟ با کدام برنامه؟ دانستن حق ما نیست؟
۶) چه شد آقای قطبی؟ چرا این همه از هم دور افتادیم؟ رابطه ما و شما، آن اوایل هم همینطوری بود؟ بیشتر کدام‌مان در به وجود آمدن این وضع مقصریم؟ نه، انصاف داشته باش و جواب این سوال آخر را توی میکروفن نگو. فقط پیش خودت نگه‌دار و دست کم با خودت رو راست باش. خب؟!


 
comment نظرات ()
 
 
برترین های فوتبال جهان اعلام شدند؛ پرسپولیس برترین تیم ایران
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸
 

تیم فوتبال بارسلونا طبق اعلام سایت فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال(IFFHS) به عنوان برترین تیم باشگاهی جهان معرفی شد ضمن اینکه پرسپولیس در این رده بندی به عنوان بهترین تیم ایرانی معرفی شده است.

به گزارش ایلنا؛ تیم فوتبال بارسلونای اسپانیا در این رده بندی که از اول مارس سال 2009 تا 28 فوریه سال 2010 محاسبه شده، با 321 امتیاز به عنوان برترین تیم فوتبال باشگاهی جهان برگزیده شده است.

چلسی انگلیس با 286 امتیاز دوم است و وردربرمن آلمان با سه پله صعود و 284 امتیاز در رده سوم این رده بندی قرار گرفته است. منچستریونایتد با 278 امتیاز و یک پله نزول در رده چهارم قرار دارد. شاختار دونتسک اوکراین و آرسنال انگلستان هر کدام با 266 و 254 امتیاز در جایگاه های چهارم و پنجم این رده بندی ایستاده اند.

تیم های ایرانی در این رده بندی جایگاه مناسبی ندارند تا آنجا که پرسپولیس با پنج پله نزول نسبت به گذشته و با 79.5 امتیاز در رده 246 قرار دارد. ذوب آهن اصفهان با 45 پله صعود و با 74.5 امتیاز در رده 273 قرار گرفته است. سپاهان با 72 امتیاز و یک پله نزول، در جایگاه 289 قرار دارد. استقلال نیز به عنوان چهارمین تیم ایرانی با 30 پله صعود و 67 امتیاز در رده 334 این رده بندی قرار دارد.


 
comment نظرات ()
 
 
10 بازیکن بزرگی که شاید جام جهانی 2010 را از دست بدهند
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸
 
سایت گل در خصوص 10 بازیکن بزرگی که شاید جام جهانی 2010 را از دست بدهند مطلبی را به رشته تحریر در آورده است.

شاخص ترین بازیکن در میان این 10 بازیکن، رونالدینیو، مهاجم تیم فوتبال میلان است که این روزها با وجود عملکرد خوبی که برای تیم ایتالیایی دارد اما همچنان پشت خط مانده است.

فهرست این 10 بازیکن به شرح زیر است:
1- رونالدینیو - میلان (برزیل)
2- خوان رومن ریکلمه - بوکا جونیورز (آرژانتین)
3- فرانچسکو توتی - رم (ایتالیا)
4- پپه - رئال مادرید (پرتغال)
5- رونالدو - کورینتیانس (برزیل)
6- استبان کامبیاسو - اینتر (آرژانتین)
7- رائول - رئال مادرید (اسپانیا)
8- رود فن نیستلروی - هامبورگ (هلند)
9- مایکل اوون - منچستریونایتد (انگلستان)
10- پاتریک ویه را - منچسترسیتی (فرانسه)


 
comment نظرات ()
 
 
"باقری" در اندیشه عبور از "دایی"
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۸
 
با توجه به در پیش بودن حداقل 7 بازی در لیگ برتر و 3بازی در جام حذفی، کریم فرصت شکستن رکورد علی دایی و قرار گرفتن در رده پنجم گلزنان تاریخ پرسپولیس را دارد.
با گلزنی بازیکنان در دیدارهای مختلف رکوردگلزنی آنها دستخوش تغییر می ‌ود و به هر جهت هر چقدر بازیکن باشگاهی گلزن سن و سالش بالاتر می‌رود گلزنی بیشتری خواهد داشت.کریم باقری کاپیتان پرسپولیس با زدن 2 گل در بازی مقابل آلومینیوم اراک در رقابت‌های جام حذفی باشگاه‌های کشور شمار گل‌های خود در تاریخ پرسپولیس را به عدد 42 رساند و رکورد گلزنی محمود خوردبین را پشت سر گذاشت.

به گزارش شبکه ایران، شماره 6 سرخپوشان با این تعداد گل اکنون ششمین گلزن برتر تاریخ باشگاه پرسپولیس محسوب می‌شود و فقط یک گل تا رسیدن به رکورد گلزنی علی دایی و دو گل تا شکستن آن فاصله دارد. با توجه به در پیش بودن حداقل 7 بازی در لیگ برتر و 3بازی در جام حذفی، کریم فرصت شکستن رکورد علی دایی و قرار گرفتن در رده پنجم گلزنان تاریخ پرسپولیس را دارد. بهترین گلزنان تاریخ پرسپولیس بر اساس آمار گلزنان بالای 30 گل عبارتند از:

1.فرشاد پیوس (153 گل)
برترین گلزن تاریخ پرسپولیس از سال 1370 این رکورد را در اختیار دارد و به نظر می رسد تا یکی دو دهه آینده هم این رکورد همچنان به نام آقای گل همه ادوار تاریخ پرسپولیس باشد. پیوس در 212 بازی موفق به زدن 153 گل شد که میانگین وی 72/0 گل در هر بازی است که این بهترین میانگین در بین گلزنان برتر تاریخ باشگاه است. فرشاد 9 گل خود را از نقطه پنالتی به ثمر رساند و از سال 65 تا 76 بارها آقای گل مسابقات مختلف شد.

2.علی پروین (95 گل)
تا قبل از ظهور پیوس، پروین بهترین گلزن تاریخ پرسپولیس محسوب می‌شد که در 278 بازی موفق به زدن 95 گل شده بود. پروین 20 گل خود را از نقطه پنالتی به ثمر رسانده و با این آمار بهترین پنالتی‌زن تاریخ پرسپولیس به شمار می‌رود. پروین در همه مسابقات مختلف پرسپولیس حضور داشته و فقط در کارنامه وی جای بازی‌های آسیایی خالی است. در بین 10 گلزن برتر تاریخ پرسپولیس فقط یک هافبک قرار دارد که ضربات آزاد و پنالتی او در دهه پنجاه و شصت زبانزد همگان بود.

3.صفر ایرانپاک (74 گل)
مرحوم ایرانپاک بهترین گلزن سرخپوشان در دهه پنجاه بود که در 143 بازی موفق به ثمر رساندن 74 گل شد که با این حساب میانگین گلزنی وی 52/0 گل در هر بازی بود که پس از پیوس و دایی سومین رکورد برتر در این زمینه است. ایرانپاک از سال 49 تا 59 به مدت 11 سال در پرسپولیس توپ زد و رکورد 7 گل وی در دربی هنوز در تاریخ فوتبال ایران ماندگار است. ایرانپاک 45 گل نیز در لیگ تخت جمشید زده است که تا چند سال پیش یکی از رکوردهای برتر گلزنی در تاریخ لیگ ایران بود.

4.ناصر محمدخانی (59 گل)
آقای گل تهران در سال 60 که با پیراهن بانک ملی آن را بدست آورد، از سال 61 تا 72 به تناوب در پرسپولیس توپ زد و البته بهترین سالهای فوتبال خود را در قطر سپری کرد. محمدخانی در سالهایی در پرسپولیس بازی می کرد که سالی نهایتا 20 تا 25 بازی برگزار می شد. گلزن قهار پرسپولیس در نیمه اول دهه 60، در 152 بازی موفق به زدن 59 گل شد و یکی از برترین مهاجمان فوتبال ایران در دهه شصت بود.

5.علی دایی ( 43 گل)
قطعا اگر دایی تمام دوران فوتبال خود را در پرسپولیس سپری می کرد اکنون رکورد پیوس را شکسته بود و آقای گل تاریخ پرسپولیس لقب می گرفت. دایی با میانگین گلزنی 6/0 گل در هر بازی پس از پیوس بهترین آمار را دارد و در 71 بازی موفق به زدن 43 گل شده است. البته 6 گل دایی از ضربات پنالتی بوده است. برترین گلزن تاریخ فوتبال ملی جهان فقط 3 فصل و نیم در پرسپولیس بازی کرد و در فصل 82 نیز اقای گل لیگ برتر شد.

6.کریم باقری(42 گل)
کاپیتان مقتدر سرخپوشان در نهمین فصل حضور در این تیم بهترین فصل فوتبالی خود را پشت سر می گذارد. کریم باقری با زدن 12 گل در این فصل خود را به جمع 10 گلزن برتر پرسپولیس رساند و اکنون فرصت صعود تا رده پنجم را نیز دارد. کریم در 218 بازی برای پرسپولیس موفق به زدن 42 گل شده است. 32 گل در لیگ، 7 گل در جام حذفی و 3 گل در جام باشگاههای آسیا عمکلرد گلزنی کریم برای سرخپوشان بوده است.

7.مجتبی محرمی (41 گل)
چپ پای سابق پرسپولیس در دهه هفتاد که بیشتر اوقات در پست دفاع چپ بازی می کرد، بهترین مدافع گلزن تاریخ پرسپولیس محسوب می شود که در 174 بازی موفق به زدن 41 گل شده است. محرمی 15 گل خود را از نقطه پنالتی به ثمر رسانده که پس از پروین دومین پنالتی زن برتر تاریخ پرسپولیس محسوب می شود. البته او ضربات پنالتی مهمی را از دست داده است که برخی از انها مثل بازی مقابل تیم ملی عربستان یا باشگاه پوهانگ سرنوشت ساز بوده اند. محرمی در میان 10 گلزن برتر تاریخ پرسپولیس پایین ترین میانگین گلزنی را دارد که البته این به پست بازی او بر می‌گردد.

8.محمود خوردبین (40 گل)
سرپرست فعلی سرخپوشان که رکوردار حضور در این باشگاه است، تنها گلزن در میان ده گلزن برتر تاریخ پرسپولیس است که هیچگاه پشت ضربه پنالتی قرار نگرفته است. خوردبین از سال 48 تا 58 پیراهن پرسپولیس را بر تن کرد و در 149 بازی موفق به زدن 40 گل شد. محمود خوردبین در سال 58 و در 31 سالگی کفشهایش را اویخت و از زمان تاکنون به جز چند سال ، به عنوان سرپرست پرسپولیس انجام وظیفه کرده است.

9.ادموند بزیک (40 گل)
گلزن برتر پرسپولیس در سالهای 74 تا 78 ، هنوز رکوردار گلزنی در تاریخ لیگ ایران است و طی 6 فصل حضور در پرسپولیس موفق به زدن 40 گل در 133 بازی شد. ادو پس از پرسپولیس راهی سپاهان شد و با گلزنی های پیاپی خود رکوردار گلزنی در لیگ شد که البته رکوردش در فصل جاری شکسته شد.

10.حسین کلانی (36 گل)
بهترین گلزن پرسپولیس در سالهای اولیه حیات این باشگاه بود که خیلی زود از فوتبال خداحافظی کرد. حسین کلانی که سابقه دو عنوان آقای گلی در لیگهای 49 و 50 را دارد، طی 70 بازی موفق به زدن 36 گل شد که به عبارت دیگر در هر بازی نیم گل به ثمر رسانده است که یکی از میانگین گلزنی های برتر تاریخ پرسپولیس است. کلانی فقط یک بار از نقطه پنالتی گلزنی کرد و بیشتر گلهای خود را نیز در لیگ به ثمر رسانده است.


 
comment نظرات ()
 
 
متن نامه ایران درباره بدقولی‌های آمریکا، فرانسه و آلمان در معاملات سوخت
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ٤:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸۸
 

متن کامل نامه ایران درباره بدقولی‌های آمریکا، فرانسه و آلمان در معاملات سوخت به شرح زیر است: 
1-سوخت هسته‌ای ایران در آمریکا 
بر اساس قرارداد بین سازمان انرژی اتمی ایران و شرکت AMF آمریکا، این شرکت آمریکایی به جایگزینی سوخت 93 درصد غنی شده با سوخت تازه برای راکتور تحقیقاتی تهران و بعلاوه برای افزایش توان راکتور از 5 به 10 مگاوات و برای بالابردن قابلیت‌های آن به نوع پیشرفته تر تحت عنوان TRIGA متعهد شده بود. مجموعه‌های سوخت در سال 1980 آماده انتقال به ایران بود ولی دولت آمریکا نه به این شرکت اجازه صادرات سوخت را به ایران داد و نه اجازه داد 2 میلیون دلاری را که ایران قبل از انقلاب اسلامی پرداخت کرده بود به ایران مسترد شود. 

2-سوخت هسته‌ای ایران در آلمان 
بر اساس قرارداد ایران و آلمان قبل از انقلاب اسلامی، آلمان متعهد شده بود تا سوخت مورد نیاز نیروگاه هسته ای بوشهر را تامین کند. در حالی که 70 درصد تولید سوخت تقریبا انجام شده بود روند تولید در سال 1980 متوقف شد. بعد از سالها درخواست، نهایتا بر اساس تصمیم دادگاه، شرکت زیمنس آلمان (که جایگزین شرکت قبلی KWU) مقرر شد که در 18 ژوئن 1982، 110 تن اورانیوم با غنای پایین به صورت هگزا فلورید اورانیوم (UF6) و 392 تن دورریز به جمهوری اسلامی ایران تحویل دهد. 
در حالی که دولت آلمان اجازه نداد که این انتقال صورت گیرد و بعد از یک دهه تلاش ایران هیچ چاره‌ای نداشت مگر اینکه اورانیوم خود را در 23 جولای 2003 به شرکت غنی سازی اورانیوم اروپایی (EURENCO) بفروشد. 

3-سوخت هسته‌ای ایران در فرانسه 
بر اساس قراردادی که در سال 1977 امضاء شد "شرکت ‍COMOREX آلمان " توافق کرد کنستانتره اورانیوم را به UF6 تبدیل کند. هر چند به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی دولت فرانسه به شرکت مذکور اجازه تحویل 50 تن اورانیوم طبیعی را در حالت UF6 به ایران با توجه به رای دادگاه لوزان نداده است. 

4-سهم ایران در شرکت غنی سازی Eurodif 
پیشینه: Eurodif یک شرکت چند ملیتی است که در زمینه غنی سازی اورانیوم از طریق تکنیک انتشار (Deffiusion) فعالیت می‌کند. فرانسه، ایتالیا ،اسپانیا سوئیس و بلژیک شرکت Eurodif را در تاریخ 20 دسامبر سال 1973 تاسیس کردند. به دنبال اتفاقاتی که رخ داد، مانند خروج سویس در مارس 1974 و تغییر سهام ایتالیا توسط این کشور، ایران به یک سهامدار غیر مستقیم در Eurodif از طریق یک شرکت فرانسوی ایرانی به نام Sofidif (به ترتیب 60 درصد شرکت COGEMA فرانسه، 40 در صد سازمان انرژی اتمی ایران) 
توزیع سهام به صورت 56.667 درصد فرانسه، ایتالیا 11.111 درصد، اسپانیا 11.111 درصد، اسپانیا 11.111 درصد، بلژیک 111/11 در صد و ایران 10 درصد. ایران در همین راستا متعهد شده بود تا وامی به ارزش یک میلیارد دلار به کمیساریای انرژی اتمی فرانسه بدهد. 

در واقع بسیار جای تعجب و تاسف است که ایران به عنوان دارنده 10 درصد از سهام شرکت معتبر Eurodif که بابت آن یک میلیارد دلار وام پرداخت کرده است نتوانسته کوچکترین خدماتی از غنی سازی را برای راکتور تحقیقاتی تهران و یا نیروگاه بوشهر دریافت کند. این به علاوه 50 تن اورانیومی است که در غالب UF6 هنوز توسط فرانسه به ایران تحویل نشده است. 
چنین اقداماتی بر اساس منطق قدرت و بی اعتنا به حق و حقیقت است. 
کشورهای عضو آژانس بین المللی انرژی اتمی مطمئنا برای مشاهده اینکه آژانس چگونه به درخواست و حق مشروع جمهوری اسلامی ایران چگونه واکنش نشان می دهد هوشیار خواهند بود.


 
comment نظرات ()
 
 
در سال 1389 چند روز تعطیلی داریم؟
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ اسفند ۱۳۸۸
 

برابر تقویم به دست آمده از مرکز تقویم مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، سال 1389 که از بیست روز دیگر آغاز می‌شود، به مانند سال 1388 دارای تعداد تعطیلی رسمی یکسانی است.

به گزارش تابناک، سال 1389 هجری شمسی ـ دارای بیست روز تعطیلی رسمی در کشور بوده که این تعداد تعطیلی، دقیقا مشابه تعطیلات سال جاری است.
بنا بر این گزارش، همچنین در سال 1388، 52 روز جمعه داشتیم که دقیقا همین تعداد جمعه در سال 1389 نیز هست.

بنا بر این گزارش، در سال 1389، سه روز پنجشنبه، سه روز شنبه، دو روز یکشنبه، چهار روز دوشنبه، سه روز سه‌شنبه، پنج روز چهارشنبه از روزهای سال، تعطیل رسمی است؛ البته اگر ماه‌های قمری سال آینده بنا بر تقویم به واقعیت بپیوندد.

همچنین در سال 1389، سه‌شنبه، پنجم مرداد نیمه شعبان بوده و پنجشنبه 21 مرداد ماه نیز آغاز ماه مبارک رمضان پیش‌بینی شده است؛ البته در تعداد تعطیلی‌های رسمی کشور، تعطیلی عید سعید فطر در نظر گرفته نشده که در صورت 29 یا سی روزه بودن ماه رمضان سال آینده، یک روز به تعطیلی‌های رسمی کشور افزوده می شود و به این ترتیب، سال 1389، دارای 21 روز تعطیل رسمی خواهد بود.

در همین زمینه باید گفت: در تقویم سال آینده، آغاز ماه محرم نیز سه‌شنبه، شانزدهم آذر تعیین شده که قطعا با تغییر تعداد روزهای ماه قمری پیش از محرم، اول ماه محرم نیز جابجا خواهد شد؛ اما به هر روی، تغییر ندادن تعداد روزهای ماه قمری چهارشنبه و پنجشنبه (24 و 25 آذر ماه) نیز به عنوان تاسوعا و عاشورای حسینی تعیین شده است. با این حال، با توجه به تعلطیلی‌های رسمی کشور و تعداد جمعه‌های سال آینده، در سال 1389، 77 روز تعطیل خواهد بود.

گفتنی است، سال 1389 هجری شمسی، ساعت 21 و 2 دقیقه و 13 ثانیه روز شنبه، 29 اسفند سال 1388 هجری شمسی، برابر با چهارم ربیع‌الثانی 1431 هجری قمری و بیستم ماه مارس 2010 میلادی تحویل خواهد شد که پیشاپیش «تابناک» برای بینندگان خود و همه ایرانیان جهان، سالی خوش و پربار همراه با سلامتی و پیروزی آرزو می‌کن


 
comment نظرات ()
 
 
رابطه پر از جنجال ایران و انگلیس؛ از آغاز تاکنون
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ اسفند ۱۳۸۸
 

شبکه ایران : سابقه اولین تماس های دیپلماتیک میان ایران و انگلیس به حدود 400 سال پیش (یعنی دوران صفویه) بازمی گردد. این رابطه از همان زمان با فراز و نشیب های فراوانی همراه بوده است.

تا اواخر دوره صفویه و اوایل دوره زندیه، این روابط بیشتر حول مسائل تجاری دور می زد ولی از این زمان، با قدرت گیری و تثبیت تدریجی انگلیس در خلیج فارس و هند، این کشور تبدیل به یکی از وزنه های تأثیرگذار در سیاست ایران شد.

روابط ایران و انگلیس؛ قبل از انقلاب اسلامی

روابط دیپلماتیک انگلیس و ایران همیشه حالتی خاص داشت و حقیقتاً رابطه مستکبر-مستضعف بود؛ مثلاً، در حالی که انگلیسی ها در ایران فعال (تقریباً مایشاء!) بودند و نظر سفیر آن ها برای صدر و ذیل مملکت حیاتی تلقی می شد، ما در لندن حتی سفارتخانه هم نداشتیم.

تا اینکه در دوره امیرکبیر، ایران توانست در لندن سفارتخانه ایجاد کند و به آنجا سفیر بفرستد. تا پیش از آن، ایران جهت بیان مواضعش یا اطلاع از مواضع انگلیس (و برخی اوقات جهت کسب تکلیف!) مجبور بود یا به سفیر انگلیس در تهران رجوع کند (که این امر به مرور باعث بالاتر رفتن شأن سفیر انگلیس از شأن یک سفیر می شد) یا نماینده ای به صورت موقت و برای انجام همان مأموریت خاص به لندن بفرستد که خود این نمایندگان هم گاهی باعث نمایان شدن همان وجهه استضعاف ملت ایران و ذلت حاکمانش می شدند؛ مثلاً، در جریان جنگ های ایران و روس، ایران برای اطلاع از مطلبی، میرزا ابوالحسن خان ایلچی را به لندن فرستاد.

اما سفر او که می بایست نهایتاً دو ماه طول می کشید، به دلیل وقت کشی آشکار انگلیسی ها و به بهانه هایی مانند مریضی ملکه و میهمانی استقبال از ایلچی و خریدن سوغات برای درباریان ایران و سپس گم شدن در دریا در مسیر بازگشت به ایران (آن هم توسط ملوانان انگلیسی که دریا را از کوچه های لندن بهتر می شناختند!) و سر در آوردن از ریودوژانیرو در آرژانتین به جای بوشهر(!) و دست آخر زایمان همسر همراه انگلیسی ایلچی بیش از دو سال به طول انجامید.

این برای آن بود که انگلیس جهت رسیدن به هدفی خاص و برای گرفتن تصمیم مقتضی در آن برهه به وقتکشی احتیاج داشت. ذکر این مطالب برای آن بود که روشن شود که اساساً این رابطه به حدی یک سویه بود که امکان نداشت ایران چنان عزتی به خرج دهد که دست به قطع روابط سیاسی با انگلیس بزند.

این نحوه رابطه تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت. فقط در این بین یک استثنا رخ داد. آن هم قطع رابطه سیاسی ایران و انگلیس در 30 مهر 1331 توسط دولت دکتر مصدق بود. این قدرت و عزت بیش از آنکه مرهون صلابت اعضای هیئت دولت وقت باشد، مرهون پشتوانه مردمی آن دولت بود که آن هم مستقیماً به دلیل حمایت های آیت الله کاشانی و خصوصاً پس از حضورِ در صحنه مردم در 30 تیر 1331 به وجود آمده بود. در هر حال این قطع رابطه هم گذرا بود و 4 ماه پس از کودتای 28 مرداد، ایران رابطه اش را با انگلیس تجدید کرد.

انقلاب اسلامی؛ پرده ای تازه از روابط ایران و انگلیس

پس از انقلاب اسلامی، به اذعان دوست و دشمن، از امامان جمعه تهران و قم گرفته تا بی بی سی و وزارت خارجه اسرائیل، دیگر آن رابطه یک سویه تمام شد. نه به این معنا که انگلیس دست از خوی استکباری برداشت، بلکه به این معنا که فرزندان حضرت روح الله فهمیدند که نباید استضعاف و تحت ستم بودن را بپذیرند.

استقلال سیاسی ایران پس از انقلاب اسلامی امری نیست که حتی عنودترین و لجوج ترین دشمنان هم در آن خدشه کرده باشند. پس از انقلاب اسلامی، خصوصاً پس از اشغال جاسوسخانه آمریکا، سفارت انگلیس تبدیل شد به مرکز ظاهرالصّلاح استکبار برای برخورد با جمهوری اسلامی. البته در این راه نوچه هایی مثل کانادا و آلمان غربی و فرانسه هم همراه ارباب بزرگ بودند.

روابط کج دار و مریز بین دو کشور برقرار بود و البته دولت صلح طلب انگلیس از هیچ کوششی برای گسترش دموکراسی و نفی خشونت در ایران فروگذار نمی کرد(!)، از صحنه گردانی های متعدد در شورای امنیت سازمان ملل برای قطعنامه صادر کردن علیه ایران یا قطعنامه صادر نکردن علیه عراق گرفته تا صحنه گردانی در تحریم ایران توسط اروپایی ها و کمک های شگفت انگیز اطلاعاتی و سیاسی و تسلیحاتی به عراق و إلی ماشاءالله نکته درخشان دیگر.

با این وضعیت، طبیعی بود که امام و امت از این دولت خبیث خشمگین باشند و البته کسانی هم که در خط امام بودند و یا خود را در خط امام نشان می دادند، به طوع یا به کراهت، از این مشی امام و امت پیروی می کردند. در چنین اوضاعی انتخابات دوره سوم مجلس شورای اسلامی در سال 1367 برگزار شد و جناح چپ آن روز، به رهبری گروه تازه تأسیس مجمع روحانیون مبارز، توانست اکثریت نسبی را در آن مجلس به دست آورد.

چرایی این پیروزی نسبی بحثی مفصل می طلبد و در این مقال نمی گنجد. فقط اجمالاً باید دانست که مواضع امروز این گروه ها در آن روزها اتخاذ نمی شد و در آن روز، موضع مجمع روحانیون و چپ ها اگر انقلابی تر از حزب اللهی های امروز نبود، دستکم چیزی بود در حد انقلابی بودن مواضع امروز حضرت آیت الله مصباح و آیت الله جنتی و آیت الله علم الهدی. در هر حال این مجلس با اکثریت نسبی چپ ها تشکیل شد.

"آیات شیطانی" و اقدام انقلابی ایران

در همین موقع بود که کتاب آیات شیطانی - که به سفارش گیلتون رتیکن، رئیس صهیونیست انتشارات وایکینگ، با دستمزد سنگین 580 هزار پوند نوشته شده بود - منتشر شد. همین سفارشی بودن کتاب و تبلیغ فراتر از حد معمول آن توسط رسانه های استکباری و دلایل دیگر شکی باقی نمی گذاشت که این کتاب، یک رمان به زبان انگلیسی نیست، بلکه یک توطئه از نوع انگلیسی است.

موج خشم در سراسر جهان اسلام و حتی در بین مسلمانان کشورهای غیر اسلامی به راه افتاد. حضرت روح الله –روحی فداه- هم یک بار دیگر عظمت الهی خویش را با حکمی چند خطی در باب لزوم اعدام سلمان رشدی ملعون به رخ استکبار کشید.

پس از آن بود که هم پیروان حقیقی ولایت فقیه و هم کسانی که خود را پیرو دوآتشه و انحصاری ولایت فقیه نشان می دادند و سرقفلی خط امام را متعلق به خود می شمردند به متابعت از امام و حمایت از این خط مشی ایشان اقدام کردند. مجلس شورای اسلامی که نمایندگی ملت مسلمان ایران را داشت نمی توانست از کنار این قضیه بگذرد. لذا طرحی با بیش از صد امضا تهیه شد که در آن دولت مکلف می شد کلیه روابط سیاسی خود را با انگلیس قطع کند. این طرح دو فوریتی در تاریخ 7 اسفند 1367 اعلام وصول شد.

دفاع ابراهیم اصغرزاده از قطع رابطه با انگلیس

در همان جلسه مجلس، ابراهیم اصغرزاده –از نمایندگان شاخص جناح چپ- برای دفاع از دو فوریت طرح پشت تریبون رفت و ضمن تشریح ذهنیت انگلیسی ها و اعمال آن ها گفت: «بحث ما در رابطه با انگلیس از زمانی که مطرح شد در رابطه با کشورهای خارجی بحثی بر سر منافع مشترک بود و ما همیشه اعلام کرده ایم که در منافع مشترکی که با کشورهای خارجی داریم اندیشه انقلاب، احترام رهبری و احترام کیان و حیثیت مسلمین جزو بخشی از منافع ملی ماست و ما نمی توانیم فقط صرفاً سر مسائل اقتصادی و روابط دیپلماتیک منافع مشترک خودمان را با یک کشور خارجی بنا کنیم. برای ما احترام به انقلاب اسلامی یک اصل در منافع ملی ما است و بنابراین سیاست خارجی ما هم بر آن اساس استوار میشود. دولت انگلیس از وقتی که شروع کرده در برخورد با جمهوری اسلامی بعد از قضیه سلمان رشدی به یک چیز اتکاء دارد و آن این تحلیل [است] که در داخل جمهوری اسلامی نهادهایی هستند که این نهادها سیاست خارجی را تقویت می کنند و میانه رو هستند و خیلی هم معتقد به روابط تند و تیزی که از طرف حضرت امام ... در پیام ها مطرح می شود نیستند و بر همین مبنا وزیر خارجه انگلیس شروع کرده به رفتن به این کشور، آن کشور و جذب نظرات کشورهای دیگر برای تحریم و فشار به ایران و استدلالشان هم این است که اگر فشار اقتصادی به کشور ایران زیاد بشود باعث خواهد شد که مردم در رنج وعذاب باشند و این فشار باعث خواهد شد که جناح تندرو که به نظر و زعم آن ها حضرت امام است از شعار خودش برگردد. ... دولت انگلیس در رابطه با کشور ایران تمام آن مسائلی را که مربوط می شود به منافع مشترک دو کشور یا احترام متقابل که وزارت خارجه ما مدعی آن است زیر پا گذاشته و ما باید با آن برخورد قوی بکنیم.»

او سپس توضیح داد که این کار مجلس دخالت در کار قوه مجریه نیست و در خاتمه گفت: «آن ها [انگلیسی ها] سیاست خودشان را بر مبنای فشار روزافزون گذاشته اند، هر لحظه فشار را بیشتر می کنند ... و ما باید در برخورد با آن ها، برخورد قوی داشته باشیم و اجازه ندهیم که آن ها از فرصتهایی که به دست می آید برای برخورد با دولت انگلیس احساس کنند که ما در داخل کشور می ترسیم از اینکه با آن ها قطع رابطه کنیم. قطع رابطه سیاسی و دیپلماتیک ما با دولت انگلیس هر چه زودتر انجام بشود امکان خواهد داد به دولت جمهوری اسلامی که برخورد خودش را با کشورهای دیگر اروپایی و یا هر کشوری که در سطح دنیا می خواهد با ارزش های انقلاب ما بازی بکند قدرت بدهد و این قطعاً به نفع انقلاب خواهد بود.»

دو فوریت طرح در همان جلسه با اکثریت قوی تصویب شد و قرار شد اصل طرح در جلسه بعد مجلس بررسی شود. در جلسه بعدی مجلس، که در تاریخ 9 اسفند 1367 تشکیل شد، مجدداً ابراهیم اصغرزاده، به عنوان یکی از امضاکنندگان طرح و جهت دفاع از مفاد آن، پشت تریبون رفت. ضمناً باید توجه کرد که این سخنان وی سخنان یک شخص نبود بلکه مواضع آن روز جناح چپ را نشان می داد.

او در توضیح اینکه مرزهای فکری جمهوری اسلامی محصور در مرزهای جغرافیایی نیست و تا آنجایی پیش می رود که یک مسلمان وجود دارد و در توضیح اینکه سیاست خارجی جمهوری اسلامی نمی تواند مثل یک کشور معمولی غیرانقلابی و غیرایدئولوژیک باشد، سخن گفت.

اصغرزاده سپس به دخالت های انگلیس در ایران و ظلم هایش به ایران و حمایت مسئولینش از سلمان رشدی و توهینشان به حضرت امام اشاره کرد و برخورد قاطع با دولت انگلیس را، به دلیل این کارها و خصوصاً به دلیل توهین به رهبر جمهوری اسلامی، گوشزد کرد و گفت: «ما در اینجا با تصویب این قضیه دفاع خواهیم کرد در حقیقت از یک امر اصولی در دیپلماسی انقلاب خودمان. این نه نشانه انزوا است، نه نشانه کنار کشیدن از دنیا است. ما طرفدار انزوا نیستیم. ما طرفدار رابطه هستیم. ما دلمان می خواهد با تمام دنیا حرف داشته باشیم، حرف بزنیم وکشورهایی را که به ما توهین میکنند ویا کشورهایی را که حکومتشان نامشروع است و یا خصلتاً و ذاتاً ضدانقلاب ما هستند و امکان مصالحه با آن ها نیست مثل آمریکا آن ها را کنار میگذاریم اما با بقیه دنیا می خواهیم دوست باشیم و متأسفانه انگلیس در طول قبل از انقلاب و بعد از انقلاب نشان داد که جایش کنار آمریکا است و همیشه از آمریکا حمایت کرده، و با ما به صورت ذاتی و ریشه ای مخالفت دارد و امکان ندارد که ما بتوانیم با آن رابطه داشته باشیم.»

او سپس تأکید کرد که روابط موجود بین الملل روابط صحیحی نیست و سازمان های جهانی در اصل، ادامه همان دولتهای سلطه گر هستند. او در خاتمه سخنانش گفت: «معتقد هستیم که اگر ما هم محکم از دیپلماسی انقلابی خودمان حمایت کنیم حرف ما را بقیه مردم دنیا هم خواهند شنید و خواهند فهمید که ما اصولی تر از آن هستیم. ... شما مطمئن باشید که با تمام وجود در راه این قضیه ایستادن به نفع منافع ملی ما و به نفع انقلاب ماست و در آن هیچ خدشه ای وارد نمی شود .»

تصویب قطع رابطه با انگلیس

پس از صحبت های وی، دکتر ولایتی، وزیر امور خارجه وقت، پشت تریبون رفت و ضمن تشریح سیاست خارجی جمهوری اسلامی در چنین مواردی گفت: «ما ... با آنچه که مطرح شده موافق هستیم و در آینده نیز موضع ما در رابطه با هر کشور دیگری که بخواهد اسلام و مقدسات اسلام را مورد تهاجم قرار بدهد همین خواهد بود.»

پس از آن، پیشنهادی طرح شد که به دولت انگلیس یک هفته مهلت داده شود که مواض خود را اصلاح کند و در غیر آن صورت، رابطه قطع شود. البته برخی نمایندگان چپی مجلس، از جمله سید هادی خامنه ای، حتی با ضرب الاجل یک هفته ای هم مخالف بودند و می خواستند رابطه بلافاصله پس از تصویب، قطع شود.

نهایتاً پس از انجام بحث هایی حول این مطالب، این ماده واحده با اکثریت آرا تصویب شد: «از تاریخ تصویب این قانون، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران موظف است در صورتی که دولت انگلستان حداکثر ظرف یک هفته مخالفت خود را باموضعگیری های غیر اصولی در مقابل جهان اسلام و جمهوری اسلامی ایران و مطالب کتاب ضد اسلامی آیات شیطانی رسماً اعلان نکند کلیه روابط سیاسی فی مابین را قطع نماید.»

واکنش مسئولان وقت نظام به قطع رابطه با انگلیس

شورای نگهبان هم در همان روز 9 اسفند این مصوبه را تأیید کرد و بدین ترتیب ضرب الاجل یک هفته ای ایران به انگلیس برای اصلاح مواضعش آغاز شد. میرحسین موسوی، نخست وزیر وقت، هم در همان روز مواضع جالبی گرفت : «گرچه دهه دوم انقلاب دهه سازندگی و پیشرفت است اما دهه مقاومت در برابر القائات سازشکاری و مقاوت سرسختانه بر سر آرمان ها و شعارهای اصلی انقلاب نیز هست و این امر، برتر از انجام اقدامات صرفاً اقتصادی در این دهه است. ... اگر از شعارهای اصلی انقلاب مانند مقابله با استکبار، دفاع از محرومان و مقابله با زرمندان و زورمندان دست برداریم و تحت تأثیر القائات لیبرال ها و مرفه های بی درد در این اصول تردید کنیم، سریعاً به کام آمریکا و سایر قدرت های بزرگ خواهیم افتاد و این امر به معنای از بین رفتن انقلاب است. ... اگر امروز با قدرت در دنیا حرف می زنیم و مجلس انقلاب ما موضع قطع رابطه با انگلیس را تصویب می کند به دلیل پایبندی ملت و دولت به این اصول است.»

انگلیس بعد از این مصوبه بسیار به دست و پا افتاد تا از این اقدام انقلابی جلوگیری کند و حتی از شوروی خواست برای عادی سازی روابط انگلیس با ایران وساطت نماید. گذشته از این، تقاضاهای مکرر از سوی انگلیسی ها برای مذاکره حول این موضوع با ایران طرح شد که ایران هر بار آن را رد کرد و اعلام کرد که مصوبه مجلس گویا و روشن است و نیازی به مذاکره نیست.

میرحسین موسوی همچنین در خاتمه جلسه هیات دولت در روز 11 اسفند گفت: «سیاست انگلیس همواره با کشور ما خصمانه بوده و در جریان سلمان رشدی سرنخ همه توطئه ها در دست انگلیس بوده است و ملت ما به خوبی از سوابق تاریخی خصومت دولت های انگلیس با قرآن و اسلام آشنایی دارد و طبیعی است که در صورت عدم تحقق مواردی که مجلس اعلام کرده است، دولت روابط سیاسی خود را با این کشور قطع خواهد کرد.»

مهدی کروبی، نایب رئیس وقت مجلس، هم در سخنان پیش از خطبه های نماز جمعه تهران در تاریخ 12 اسفند گفت: «ملت ایران جنگ 8 ساله و مشکلات ناشی از آن را تحمل کردند و الآن نیز حاضرند تا به خاطر انقلاب، اسلام و قرآن در مقابل هر سختی و حصری مقاومت نمایند ... ایران قصد منزوی شدن در دنیا را ندارد و خواهان برقراری رابطه با تمامی کشورهای جهان به جز چند کشور است اما این تمایل به داشتن رابطه به معنای قبول استیلا و تجاوز نمی باشد ... این کشور [انگلیس] با وجود داشتن پرونده ای سنگین از جنایت و خیانت در طول تاریخ علیه ملت های محروم و مستضعف، ادعای دفاع از حقوق بشر و دفاع از آزادی دارد.»

حضرت آیت الله خامنه ای، رئیس جمهور وقت، هم در خطبه های همان روز نماز جمعه تهران با اتخاذ مواضعی محکم بر عدم نیاز ملت ایران به مستکبرین و بر لزوم ایستادن جلوی استکبار تأکید کردند.

پیش از این هم مجمع روحانیون مبارز طی بیانیه ای از وزارت امور خارجه خواسته بود «با استعمار انگلیس ... هر چه زودتر قطع رابطه نماید.» نهایتاً در تاریخ 16 اسفند 1367 و در پی اتمام ضرب الاجل یک هفته ای ، وزارت امور خارجه طی بیانیه ای قطع کامل روابط سیاسی با انگلیس را اعلام کرد.

این قطع رابطه نه تنها با خشنودی ملت ایران بلکه با خشنودی شدید مسلمانان دیگر نقاط جهان و حتی مسلمانان خود انگلیس مواجه شد چرا که این کار را نشانی از عزت مسلمانی می یافتند. میرحسین موسوی، پس از قطع رابطه با انگلیس، طی اظهار نظری اعلام کرد: «انگلستان در ماجرای انتشار کتاب آیات شیطانی مرتکب اشتباه بسیار بزرگی شد و بایستی جهانیان نتایج این اشتباه را می دیدند ... قطع رابطه با انگلستان نشان عزم ملت ما برای دفاع از اسلام است و این قطع رابطه باعث خواهد شد که ما بیشتر از همیشه روی توان و نیروهای داخل کشور خود حساب کنیم. ... ما ... حاضریم برای دفاع از مرزهای اعتقادی خود از تمام توان خویش استفاده کنیم.»

او همچنین این «قانون انقلابی مجلس» را باعث «خوشحالی همه ملت به ویژه خانواده های شهدا و جانبازان و رزمندگان کشور» خواند.

رابطه با انگلیس از دیدگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران

در نهایت، حضرت روح الله -ارواحنا فداه- هم چندی بعد در پیام به مهاجرین جنگ تحمیلی جمله ای فرمودند که نه تنها مؤیّد اقدام آن روز مجلس بود، بلکه راه جمهوری اسلامی را تا همیشه تاریخ جهت مواجهه با فتنه های مختلف ایجاد شده توسط استکبار روشن نمود: «من باز می گویم همه مسئولان نظام و مردم ایران باید بدانند که غرب و شرق تا شما را از هویت اسلامیتان –به خیال خام خودشان- بیرون نبرند، آرام نخواهند نشست. نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شوید و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور. همیشه با بصیرت و با چشمانی باز به دشمنان خیره شوید و آنان را آرام نگذارید که اگر آرام گذارید، لحظه ای آرامتان نمی گذارند.»


 
comment نظرات ()
 
 
شیر زنان افتخار آفرین تاریخ ایران زمین --قسمت دوم
نویسنده : Bandeye Khoda - ساعت ٢:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ اسفند ۱۳۸۸
 

آریاتــس





یکی از سرداران مبارز و دلیر هخامنشیان در سالهای پیش از میلاد. مورخــین یونانی در چندین جا نامی از وی به میان اورده اند.







پریــــن




بانوی دانشمند ایرانی.


او دختر کی قباد بود که در سال 924 قبل از مــیلاد هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای ایندگان از گوشه و کنار ممالک اریایی گرداوری نمود و یکبار کامل ان را نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه تبت گردیده است.










آرتادخـــت




وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی.


به گفته کتاب اشکانیان اثر دیاکونوف روســــی خاور شناس بزرگ او مالیات ها را سامان بخشید و در اداره امور مالی کوچکتـــــرین خطایی مرتکب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان را رونق بخشید.


چنانچه برآمده است٬ از کارهای بزرگ او در گردآوری دارایی کشور٬ یکی جلوگیری از هزینه های بیهوده به ویژه درباریان و دیگری گرفتن باج و خراج از درآمد توانگران بوده است.









فــرخ رو




نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریـــــخ ایران ثبت شده است.


وی از طبقه عام کشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید.









فرانّـــک





همسر آبتین و مادر فریدون که در رهاندن و زنده ماندن فریدون از دست دژخیمان ضحاک رنجها برد و در به قدرت رسیدنش نقش اساسی داشت.









پــوراندخت و آزرمیــدخت





پوراندخت شاهنشاه ایران در زمان ساسانی بود و زنی بود که بر بیش از 10 کشور آسیایی پادشاهی میکرد. او پس از اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست و فرامانروایی نمود.


پوران خسرو منظور پوراندخت دختر خسرو پرویز است که زنی با کفایت و خردمند بود ولی متأسفانه به علت وضع آشفته و نابسامان آن دوران و جنگهای طولانی ایران و روم در زمان خسرو پرویز و نفوذ دین مزدک و نارضایی مردم از وضع موجود و در یکی از دشوارترین شرایط تاریخی ایران حکومت کشور را چند ماهی در اختیار داشت و پس از مرگ او حکومت به آزرم دخت رسید.






ملکه آزرمی دخت، آزرم، آزرمی، (۶۳۰م یا ۶۳۱م) (به معنی دختر پیر نشدنی) شاهنشاه زن ایرانی و سی و دومین شاهنشاه ساسانی، دختر خسروپرویز پسر هرمز پسر انوشیروان ملقبهٔ به عادله که پس از خواهر خویش پوراندخت لشکریان او را در تیسفون بپادشاهی برداشتند. فرمانرواى خراسان، سپهبد فرخ‌هرمز که یکى از مدعیان جدى سلطنت بود، ملکه را به همسرى خواست. در حالی که آزرمى‌دخت علناً وعده‌ى ازدواج به او داد، در نهان تدارک قتلش را دید (بنا به فرهنگ معین چون "آزرمیدخت نمی‌توانست علنا مخالفت کند"). رستم، پسر فرخ‌هرمزد، به خون‌خواهى پدرش لشکر به پایتخت کشید و پس از سرنگونی آزرمى‌دخت، ملکهٔ ساسانی را نابینا کرد. آزرمی دخت چهار ماه پادشاهی کرد. از کیفیت وفات این ملکه اطلاعی در دست نیست.




پاره ای از اشعار حکیم فردوسی در باره ی پوران دخت و آزرم دخت:

یکی دختری بود پوران بنام     چو زن شاه شد کارها گشت خام
بزرگان برو گوهر افشاندند       بران تخت شاهیش بنشاندند
چنین گفت پس دخت پوران که من     نخواهم پراگندن انجمن
کسی راکه درویش باشد ز گنج     توانگر کنم تانماند به رنج
مبادا ز گیتی کسی مستمند     که از درد او بر من آید گزند
ز کشور کنم دور بدخواه را     بر آیین شاهان کنم گاه را


یکی دخت دیگر بد آزرم نام     ز تاج بزرگان رسیده به کام
بیامد به تخت کیان برنشست     گرفت این جهان جهان رابه دست
نخستین چنین گفت کای بخردان     جهان گشته و کار کرده ردان
همه کار بر داد و آیین کنیم       کزین پس همه خشت بالین کنیم
ر آنکس که باشد مرا دوستدار     چنانم مر او را چو پروردگار
کس کو ز پیمان من بگذرد      بپیچید ز آیین و راه خرد








منیــــژه




دختر افراسیاب که بیژن سردار معروف ایرانی دلباخته او گردید و به بند اسارت افراسیاب افتاد و به دستور افراسیاب او را به چاهی که به همین نام معروف است انداختند تا سرانجام رستم که خود را به صورت بازرگانی درآورده بود توانست او را نجات بخشد.










کتایـــون





دختر قیصر روم همسر گشتاسب شاه و مادر اسفندیار و یکی از اولین کسانی که کیش زرتشت را پذیرفت. موقعی که اسفندیار به دستور گشتاسب می خواست به جنگ رستم برود کتایون به سختی با رفتن او مخالف بود و او بخردانه پند داد ولی اسفندیار نپذیرفت و در جنگ با رستم کور و سپس کشته شد و کتایون با غم و دردی جانکاه به سوگ فرزند نشست.










همـــــــــا




دختر اسفندیار و خواهر بهمن و ملکه نامداری از سلسله کیانیان.









نگان - نگان زن



که در لغت به معنی کامروا و پیروزمند است. وی از سرداران ساسانی بود که با تازیان دلاورانه جنگید. دلاوریهای شکوهمندانه او در جنگهای چریکی با سپاه تازیان زبان زد ایرانیان بود و تازیان بهنگام حمله های او از مقابلش پا بفرار میگزاردند.









آپارنیک




همسر رستم فرخزاد که همچون یک شیر زن، به همراه او تا آخرین قطرهُ خون با تازیان متجاوز دلیرانه جنگید.










سورا




در لغت به معنی گلگون رخ٬ که دختر اردوان پنجم بود و سمت سپهبدی داشت و دست راست پدر بود و در جنگها دلاورانه همراه پدر می جنگید.









کُردیـــه





خواهر خردمند بهرام چوبین (در دوره ساسانیان)


بهرام چوبین که یکی از اهالی شهر خفر جهرم و از کردان بوده و خواهر بهرام به نام " کردیه" همسر اردشیر بابکان بوده است.



کُردیـــه پس از برادرش٬ فرماندهی را به دست میگیرد و در میدانهای نبرد٬ ‌آنچنان بیباکی و شایستگی از خود نشان میدهد که همگان را به ستایش وامیدارد. او در رده سپهسالاری سپاه برادرش در جنگ تن به تن با آ«تورآ» فرمانده نیروی خاقان چین٬ او را شکست میدهد و سپاهش را تار و مار میکند.



در اینجا یاد نوشتاری از استاد سعید نفیسی به شرح زیر افتادم:


"از زمان هخامنشیان در میان طوایف چادرنشین فارس ما به نام کرد برخورد می کنیم."



تاریخچه کردان در دوره هخامنشیان:


در این که کردها از ن‍‍ژاد اریایی هستند، حالا چه کردان پارس و چه کردان خراسان و کردان کردستان هیچ گونه تردیدی نمی باشد. کردها به همراه سایر آریایی ها یک مرتبه در چهارهزار سال پیش و مرتبه دیگر در ۳۴۰۰ تا ۳۷۰۰ سال پیش به فارس امده اند و شکی نیست که در شمال فارس یعنی دشتهای مرودشت و دشت مرغاب که مناطق پرآبی بوده اند مستقر می شوند و اثاری چون پاسارگاد و تخت جمشید و شهر استخر و غیره از آریایی ها در همین دشتها ساخته می شود.









سوسن



ملکه سوسن همسر یزدگرد سوم بود که بنا بدرخواست او یزدگرد شهر آ«جیآ» را که بعده ها به نام یهودیه شهرت گرفت، بنا کرد و در آن مکان دین یهود (یهودیان) را سکنا داد. محله یهودی نشین همدان را هم همین ملکه بنا نمود. در لنجان نزدیکی اصفهان، یک مرکز دیگری مودجود می باشد که از آثار همین ملکه می باشد که با نام جدیدی بنام پیربکران نامگزاری شده است.



یربکران شهر کوچکی در مرکز ایران (سی کلومتری غرب اصفهان) است. مقدس‌ترین عبادت‌گاه یهودیان در این شهر است. پرفسور هرتسل باستان شناس سرشناس آلمانی در یادداشت‌های خود در کتابی به نام تاریخ باستان شناسی ایران می‌گوید "در منطقه‌ی فلاورجان اصفهان اثر دیگری از ملکه سوسن همسر یزدگرد سوم یافتم که به اسم پیربکران خوانده می‌شود. "سارا (سَرَح) بت آشر" (یعنی سارا دختر آشر) نوه‌ی حضرت یعقوب است. کسی که برای نخستین بار خبر زنده بودن حضرت یوسف را به یعقوب می‌دهد، و یعقوب نیز به پاس این خبر خوش او را به داشتن عمر جاودان دعا می‌کند. سارا در محلی که اکنون به سارا خاتون معروف است، غیب می‌شود و عمر جاودانه پیدا می‌کند






 
comment نظرات ()